ابن عباس می گوید: از رسول خدا(ص) درباره کلماتی که حضرت آدم از پروردگار خویش دریافت کرد و با آن کلمات توبه کرد، پرسیدم. فرمود: «از خدا خواست که به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) توبه اش را بپذیرد.
مهر: قرآن مجید که کلام راستین خداست و در نهایت اتقان و درستی قرار دارد، بی هیچ شک و شائبه ای بازگوکننده حقایقی است که ذهن بشری از نیل به بسیاری از آنها، عاجز و ناتوان است. فاطمه زهرا(ع) حقیقتی بی مانند دارد که جز در سایه سار قرآن و کلام معصومان نمی توان بدان دست یافت. بدین لحاظ، در این مجال به بررسی برخی از آیات قرآن و بیان پاره ای از این حقایق می پردازیم.
 
۱.خانه فاطمه(ع) جلوه گاه نور هدایت الهی
 
قرآن کریم، خداوند را نور آسمان ها و زمین می خواند و تصریح می کند که او هر فردی را که بخواهد، به نور خویش هدایت می کند. در ادامه می فرماید: «[این نور هدایت] در خانه هایی است که خداوند اذن فرموده است رفعت بیابند؛ خانه هایی که نام خدا در آنها ذکر می شود و مردانی که تجارت و معامله، آنان را از یاد الهی غافل نمی کند و می ترسند از روزی که در آن، دل ها و چشم ها زیر و رو می شود، صبح و شام در آنها، تسبیح او می گویند.»(۱) هنگامی که پیامبر خدا (ص) آیات مذکور را تلاوت کرد، یکی از اطرافیان حضرت پرسید: یا رسول الله! این خانه ها کدام خانه هایند؟ فرمود: «خانه های انبیا». ابوبکر برخاست و گفت: یا رسول الله! آیا خانه فاطمه و علی از مصادیق این آیه است؟ پاسخ شنید: «آری، از برترین مصادیق آن است.»(۲)
 
۲. مشکات الهی
 
قرآن برای تبیین و معرفی نور خداوند، مثالی ذکر می کند: «مثل نور خداوند، مثل چراغدانی است که درون آن، چراغی گذارده باشند...»(۳). راوی می گوید: از امام (ع) درباره این کلام الهی پرسیدم. فرمود: «آن چراغدان، فاطمه(ع) است و آن چراغ، امام حسن (ع) و آن زجاجه (فانوس یا حباب شفاف)، امام حسین (ع) است.»(۴) این بیان در حقیقت اشاره به جایگاه والا و متعالی فاطمه (ع) و فرزندانش در عالم تکوین و هدایت بشر دارد.
 
۳. ستاره فروزان
 
امام(ع)، ذیل این آیه قرآن که می فرماید: «ستاره ای درخشنده چون مروارید» (۵)، فرمود: «فاطمه ستاره درخشان و فروزانی از میان جمله زنان عالم است.»(۶)
 
۴. انسان بزرگ الهی
 
امام باقر(ع) درباره آیه «همانا آن از مسائل مهم است(و) هشدار و انذاری است برای همه انسان ها» (۷) فرمود: «یعنی فاطمه» (۸). واژه «کُبَر» جمع «کبری» و تأنیث اکبر است. بنابراین، آیه مذکور چنین معنا می شود: «فاطمه زهرا(ع) یکی از بزرگان است» (۹). در بیانی کوتاه می توان گفت: این تفسیر، عظمت معنوی آن بانوی بزرگوار اسلام را بازگو می کند که در اثر آراسته شدن وی به سجایا و کمالات الهی برایش حاصل گشته است.
 
۵. دریای فضیلت
 
ذیل این آیه که می فرماید: «(خداوند) دو دریا را در کنار یکدیگر قرار داد؛ در حالی که با هم تماس دارند. در میان آن دو، برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمی کند.»(۱۰)، از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «علی و فاطمه، آن دو بحر عمیقی اند که هیچ یک را بر دیگری برتری نیست. بین آن دو، واسطه ای است که همان رسول خداست و محصول این بحر عمیق، لؤلؤ و مرجان است که آن دو، حسن و حسین هستند.»(۱۱) ثعلبی در تفسیر خود، از سفیان ثوری نقل می کند: «مرج البحرین یلتقیان» یعنی فاطمه و علی و منظور از «یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان» حسن و حسین و مراد از «بینهما برزخ» رسول خداست.»(۱۲) ابوسعید خدری نیز آیات یاد شده را همین سان تبیین و تفسیر می کند. (۱۳)
 
۶. کوثر رسول الله(ص)
 
حضرت خدیجه برای پیامبر(ص) فرزند پسری به دنیا آورده بود که عبدالله نام گرفت، اما پس از مدتی از دنیا رفت. روزی از روزها، یکی از سران مشرکان به نام عاص بن وائل، پیامبر(ص) را هنگام خروج از مسجدالحرام ملاقات کرد و با وی به گفتگو پرداخت. گروهی از سران قریش که این گفتگو را دیده بودند به محض ورود عاص بن وائل به مسجد از او پرسیدند: با چه کسی گفتگو می کردی؟ گفت: با آن «ابتر» (۱۴)! خداوند در حمایت از پیامبر(ص) خویش، سوره کوثر را نازل کرد و فرمود: «(ای پیامبر(ص))! ما به تو کوثر(خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن و بدان که دشمن تو قطعاً بریده نسل و دم بریده خواهد بود.»(۱۵)
 
مفسران کلام الهی، «کوثر» را خیر و برکت بسیار معنا کرده و گفته اند: «مقصود از آن، فراوانی نسل و ذریه پیامبر(ص) است و این معنا از طریق فرزندان فاطمه(ع) محقق شده است؛ به گونه ای که عدد ذریه او از شمارش خارج است و این روند تا روز قیامت تداوم دارد.»(۱۶). بسیاری از بزرگان علمای شیعه، وجود مبارک فاطمه زهرا(س) را روشن ترین مصداق کوثر قلمداد کرده اند؛ زیرا شأن نزول آیه، بیانگر این است که بت پرستان مکه، پیامبر(ص) را متهم به مقطوع النسل بودن می کردند و قرآن ضمن نفی گفتار آنان، به پیامبر(ص) می فرماید: «ما به تو کوثر عطا کردیم.» از این تعبیر چنین برداشت می شود که این خیر کثیر(کوثر)، همان فاطمه زهرا (ع) است. (۱۷)
 
۷. شاخه ای از شجره الهی
 
خدای متعال کلمه طیبه را به شجره طیبه ای مانند می کند و می فرماید: «آیا ندیدی که خداوند چه سان مثل زده؟ کلمه طیبه(سخن و ایمان پاک) همانند درختی پاک است که ریشه اش ثابت و شاخه اش در آسمان است.»(۱۸) یکی از یاران امام باقر(ع) نقل می کند: خدمت آن حضرت رسیدم و درباره آیه یاد شده پرسیدم. حضرت (ع) پاسخ داد: «آن درخت(شجره طیبه)، محمد مصطفی (ص) است. تنه آن درخت، امیرمؤمنان علی(ع)، میوه آن، امام حسن و امام حسین(ع)، شاخه اصلی آن فاطمه(ع) است و شاخه های کوچک آن، ائمه اطهار از فرزندان فاطمه(ع)، و برگ های این درخت، شیعیان و دوستداران ما اهل بیت اند.»(۱۹)
 
۸. حقیقت شب قدر
 
امام صادق(ع) درباره آیات نخستین سوره قدر(۲۰) فرمود: «لیله(مقصود حقیقی از آن شب)، فاطمه است و قدر، خداوند است. بنابراین هرکس فاطمه را آن سان که حق معرفت اوست، بشناسد، شب قدر را درک کرده است و حقیقت این است که فاطمه (ع) فاطمه نامیده شد، چون خلایق از شناختش ناتوان گشتند. (۲۱)
 
۹. فاطمه(ع)، صراط مستقیم الهی
 
حداقل ده مرتبه در نمازهای شبانه روز، از خدای بزرگ می خواهیم که ما را به «صراط مستقیم» هدایت و راهنمایی کند. پیامبر(ص) عظیم الشأن اسلام در تفسیر صراط مستقیم می فرماید: «همانا خداوند، علی(ع) و همسرش و فرزندانش را حجت خویش بر خلق خود قرار داده است و آنها دروازه های علم در امت من اند. هرکه به سوی آنان رهنمون شود، به صراط مستقیم هدایت گشته است.»(۲۲)
 
۱۰. ایمان به فاطمه(ع)، شرط هدایت
 
امام باقر(ع) در تفسیر آیه ۱۳۶ و ۱۳۷ سوره بقره می فرماید: «از آیه «آمنا بالله و ما انزل الینا»، علی، حسن، حسین و فاطمه اراده گشته و این حکم، بر امامان پس از ایشان نیز جاری است» و نیز فرمود: «فان آمنوا» یعنی: مردم. «بمثل ما آمنتم به» یعنی: به علی، فاطمه، حسن، حسین (ع) و ائمه پس از آنان. «فقد اهتدوا و ان تولوا فانما هم فی شقاق» (۲۳).
 
۱۱. پذیرش توبه با توسل به فاطمه(ع)
 
قرآن کریم می فرماید: وقتی حضرت آدم(ع) و همسرش حوا(ع) به رغم نهی الهی، از میوه درخت ممنوعه تناول کردند، به سبب تخلف از دستور الهی از بهشت اخراج شدند و به زمین هبوط کردند. «سپس آدم از سوی پروردگارش کلماتی دریافت کرد(و با آن کلمات توبه کرد) و به درستی که خداوند، توبه پذیر و مهربان است.»(۲۴) ابن عباس می گوید: از رسول خدا(ص) درباره کلماتی که حضرت آدم از پروردگار خویش دریافت کرد و با آن کلمات توبه کرد، پرسیدم. فرمود: «از خدا خواست که به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) توبه اش را بپذیرد. خداوند نیز پذیرفت.»(۲۵)
 
۱۲. صالح درگاه الهی
 
قرآن کسانی را که فرمان بردار خدا و رسول وی اند، به هم نشینی با آنانی وعده می دهد که از نعمت های بی پایان و ابدی الهی بهره مندند. (۲۶) انس بن مالک می گوید: یک روز صبح، پس از آنکه نماز صبح را با پیامبر(ص) به جای آوردیم، به آن حضرت عرض کردم: یا رسول الله! آیا این سخن خدای را برایمان تفسیر می کنی که می فرماید: «و کسی که خدا و پیامبر(ص) را اطاعت کند، (در روز رستاخیز) هم نشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده، از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان، و آنها رفیقان خوبی اند.»(۲۷) فرمود: مقصود از «پیامبران» منم. منظور از «صدیقان» برادرم علی (ع) است. مقصود از «شهدا» عمویم حمزه است و مقصود از «صالحان» نیز دخترم فاطمه(ع) و دو فرزندش (حسن و حسین(ع)) اند. (۲۸)
 
۱۳. مقرب الهی و ناظر اعمال نیکان
 
خدای متعال در کتاب آسمانی خویش هنگام خبردادن از مواهب عظیم و نعمت های روح پرور بهشت برای نیکوکاران می فرماید: «نامه اعمال ابرار و نیکان در علیین است و تو چه می دانی که علیین چیست!؟ نامه ای است رقم خورده و سرنوشتی است قطعی که مقربان(خاصان و برگزیدگان درگاه الهی) شاهد آن اند.»(۲۹) امام باقر(ع) در تفسیر این کلام الهی می فرماید: منظور از آن «مقربان» پیامبرخدا(ص)، علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین(ع) است. (۳۰) بنابراین فاطمه (ع) یکی از مقربان و خاصان درگاه الهی است و شاهد و ناظر بر نامه اعمال نیکان در روز رستاخیز خواهد بود.
 
۱۴. فاطمه(ع)، مبرا از هر ناپاکی
 
آیه تطهیر در خانه ام سلمه بر پیامبر(ص) فرستاده شد: «خداوند می خواهد که پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک سازد» (۳۱). علت نزول آن نیز چنین است که پیامبر(ص) خدا امیرمؤمنان علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین(ع) را فراخواند. عبایی را روی آنها کشید و وقتی هر پنج نفر زیر عبا قرار گرفتند، فرمود: «بار خدایا! اینان اهل بیت من اند. پس آلودگی و ناپاکی را از ایشان دور ساز و پاک و پاکیزه بگردانشان».(۳۲)
 
زمخشری می نویسد: رسول خدا(ص) عبای پشمینه سیاه رنگی بر دوش داشت. وقتی امام حسن(ع) به محضرش شرفیاب شد، پیامبر(ص) وی را به زیر عبای خود فراخواند. پس از مدتی امام حسین (ع) آمد، او را نیز بدانجا فراخواند. پس از وی فاطمه(ع) و سپس امیرمؤمنان (ع) آمد و به زیر عبای رسول الله (ص) رفتند. پس از آن، پیامبر(ص) فرمود: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت...»(۳۳)
 
ابوسعید خدری تصریح می کند: این آیه در شأن پیامبر(ص) خدا، علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین (ع) نازل شده است. (۳۴) ام سلمه نیز بدین مطلب تصریح دارد. (۳۵) ابن حجر هیثمی نیز اذعان می کند که اکثر مفسران بر این عقیده اند که آیه تطهیر در شأن علی، فاطمه و حسن و حسین (ع) نازل شده است. (۳۶)
 
۱۵. فاطمه(ع)، بهترین الگو
 
خداوند به پیامبر(ص) خویش می فرماید: «خانواده ات را به نماز فرمان بده و بر آن پایدار باش.»(۳۷) در این زمینه می نویسند: از زمانی که این آیه نازل شد، پیامبر(ص) خدا پیوسته، هنگام نماز، بر در خانه علی و فاطمه(ع) حاضر می شد و می فرمود: «خداوند، شما را رحمت کند؛ هنگام نماز است. به درستی جز این نیست که خداوند می خواهد پلیدی و ناپاکی را از شما اهل بیت دور کند. (۳۸)»(۳۹). پیامبرخدا (ص) با عبارات «خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند»، به همگان فهماند که آیه تطهیر، در شأن اهل بیت است و علت دعوت به نماز، بی تفاوتی علی و فاطمه (ع) به عبادت نیست، بلکه از باب الگودهی به مسلمانان است و آن دو بزرگوار، مبرا از هر قصور و تقصیری در اجرای دستورهای الهی اند. برخی از اصحاب در این رابطه نقل می کنند: پیامبر(ص) نه ماه پی در پی این کار را انجام داد. (۴۰)
 
۱۶. پاداش بیکران برای فاطمه(ع)
 
صادق آل محمد(ع) نقل می کند: رسول خدا(ص) وارد خانه فاطمه(ع) شد؛ در حالی که فاطمه لباس خشنی از پشم شتر بر تن داشت، با یک دست، آسیاب می کرد و با دست دیگر، کودکش را شیر می داد. با مشاهده این وضعیت، اشک از چشمان پیامبر(ص) سرازیر شد. فرمود: «دخترم! تلخی دنیا را در برابر شیرینی آخرت تحمل کن؛ زیرا خداوند این آیه را بر من نازل کرده است: به زودی پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی(۴۱).»(۴۲)
 
۱۷. سربلند از امتحان الهی
 
عبدالله بن مسعود در تفسیر این آیه که می فرماید: «امروز آنها را به سبب صبر و استقامتشان پاداش بخشیدم؛ آنها پیروز و رستگارند» (۴۳)، می گوید: یعنی امروز به سبب اینکه علی بن ابی طالب، فاطمه، حسن و حسین(ع) بر طاعت، گرسنگی، فقر، و امتحانات الهی در دنیا صبر پیشه کردند، بهشت را بدانان پاداش دادم و به درستی که آنها رستگار و سربلند از حساب و کتاب الهی هستند. (۴۴)
 
۱۸. اسوه ایثار و اخلاص
 
امام حسن و امام حسین(ع) در خردسالی بیمار شدند. رسول الله(ع) همراه جمعی از یاران خویش به عیادت آنها آمدند. سپس به علی(ع) فرمودند: ای اباالحسن! خوب است برای شفای دو فرزند خویش، نذری کنی. از این رو، علی(ع)، فاطمه(ع) و فضه خادمه، هر سه نذر کردند که در صورت شفای این دو کودک، سه روز «روزه» بگیرند... در پایان داستان ایثار و فداکاری اهل بیت (ع) آمده است که فرشته وحی الهی نازل شد و فرمود: ای محمد! خداوند با چنین خاندانی به تو تهنیت می گوید. سپس، سوره «هل اتی» را بر او خواند. (۴۵) خداوند در این سوره، سه صفت آشکار و برجسته این خانواده را- که فاطمه(ع) نیز یکی از آنان است- متذکر می شود که عبارت است از :۱. وفای به نذر: «به نذر خود وفا می کنند و از روزی که شر و عذابش گسترده است، بیمناک اند» (۴۶)؛  ۲. ایثار: «و غذای خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می دهند»؛ (۴۷) ۳. اخلاص: «ما، شما را فقط به خاطر خدا اطعام می کنیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم».(۴۸)
 
۱۹. برترین زن مسلمان
 
هنگامی که پیامبر(ص) با مسیحیان نجران درباره مسیحیت و نفی الوهیت حضرت عیسی(ع) گفتگو می کرد و آنان با وجود استدلال آن حضرت، سخن او را نپذیرفتند، خداوند به پیامبر(ص) خویش دستور داد با آنها «مباهله» کند. آن حضرت در حالی که برای مباهله حضور یافت که حسین(ع) را در آغوش داشت و دست حسن(ع) را گرفته بود و فاطمه (ع) پشت سرش می آمد و علی هم پشت سر فاطمه(ع) قرار گرفته بود. پیامبر(ص) به اهل بیت خود فرمود: «وقتی دعا کردم، آمین بگویید» اما اسقف نجران با دیدن آن چهره های پرجاذبه الهی گفت: اگر آنان از خدا بخواهند کوه را از جایش برکند، می کند، مباهله نکنید که هلاک می شویم و بر روی زمین یک نصرانی تا روز قیامت باقی نمی ماند. بنابراین، آنان مباهله نکردند و خواستند بر دین خود باقی بمانند و در نهایت، با آن حضرت توافق کردند که جزیه بپردازند. (۴۹)
 
این واقعه زمانی بود که خداوند فرمود: «هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز هم) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا بر دروغگویان قرار دهیم.»(۵۰) ابن عباس در تفسیر این آیه می گوید: منظور پیامبر(ص) از فرزندان ما، حسن و حسین، مقصود از زنان ما، فاطمه و منظور از نفوس ما، شخص پیامبر(ص) و علی است. (۵۱) ابوسعید خدری نیز می گوید: زمانی که این آیه نازل شد، رسول الله، علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را فراخواند و فرمود: «بارخدایا! اینها اهل من اند.»(۵۲) درواقع، تعبیر «ابنائنا» و «نسائنا» و «انفسنا» درباره این چهار معصوم، بیانگر برتری و فضیلت آنان بر سایرین است؛ زیرا پیامبر(ص) از میان همگان، فقط آن چهار نفر را برگزید.
 
۲۰. محبت کوثر، مزد رسالت
 
خداوند خطاب به پیامبر(ص) خویش می فرماید: «بگو هیچ پاداشی از شما (بر رسالتم) درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکان را» (۵۳). این آیه، مودت و محبت نسبت به نزدیکان پیامبر(ص) را به عنوان اجر و مزد رسالت پیغمبر(ص) معرفی می کند و آن را از امت مسلمان می خواهد. ابن عباس روایت می کند: وقتی این آیه نازل شد، به پیامبر(ص) عرض کردند: «یا رسول الله! آنانی که محبت و مودت آنها بر ما واجب شده است، چه کسانی اند؟» فرمود: «علی، فاطمه، حسن و حسین(ع)»(۵۴).
 
.......................
 
پی نوشت ها
 
۱. «فی بیوت اذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال...»نور/۳۶ و ۳۷.
 
۲. الکشف و البیان(تفسیر ثعلبی)، تحقیق: ابومحمد ابن عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ۱، ۱۴۲۲ق، ج۷، ص ۱۰۷.
 
۳. «مثل نوره کمشکاة فیها مصباحٌ...»نور/۳۵.
 
۴. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ابن مغازلی، بیروت، دارالاضواء، چ۳، ۱۴۲۴ق، ص ۲۶۳، ح۳۶۱.
 
۵. «کانها کوکبٌ درّی».نور/۳۵.
 
۶. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص ۲۶۳، ح ۳۶۱.
 
۷. «إنها لاحدی الکبر نذیراً للبشر».مدثر/ ۳۵ و ۳۶.
 
۸. تفسیر نورالثقلین، عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چ۴، ۱۴۱۲ق، ص ۴۵۸، ح۲۲.
 
۹. همان.
 
۱۰. «مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان». الرحمن/ ۱۹ و ۲۰.
 
۱۱. ینابیع الموده، سلیمان قندوزی، تحقیق: علاء الدین اعلمی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چ۱، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص ۱۳۹.
 
۱۲. الکشف و البیان، ج۹، ص ۱۸۲.
 
۱۳. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص ۲۷۷، ح۳۹۰.
 
۱۴. «مشرکان مکه، پیامبر(ص) را پس از وفات پسرانش از روی طعنه «ابتر» صدا می زدند؛ چون فرزند پسری نداشت.»
 
۱۵. «انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر».کوثر/۱-۳.
 
۱۶. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق، ج۱۰، ص ۴۵۸-۴۶۰.
 
۱۷. برگزیده تفسیر نمونه، احمد علی بابایی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ۶، ۱۳۷۹ش، ج۵، ص ۵۹۹-۵۶۰.
 
۱۸. «الم تر کیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبه کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء». ابراهیم/ ۲۴.
 
۱۹. شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، تحقیق: محمد باقر محمودی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چ۱، ۱۳۹۳ق، ج۱، ص ۳۱۱.
 
۲۰. «انا انزلناه فی لیله القدر».قدر/۱.
 
۲۱. تفسیر فرات کوفی، تحقیق: محمد الکاظم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۶ق، ص ۵۸۱ و ۵۸۲، رقم ۷۴۷؛ بحارالانوار، تحقیق: محمود دریاب، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، چ۱، ۱۴۲۱ق، ج۱۸، ص ۵۲.
 
۲۲. شواهد التنزیل، ج۱، ص ۵۸، ح ۸۹.
 
۲۳. التفسیر للعیاشی، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیه مؤسسه البعثه؛ قم، بنیاد بعثت، چ۱، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص ۱۵۹، رقم ۲۱۲/ ۱۱۱.
 
۲۴. «فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم» بقره/۳۷.
 
۲۵. ینابیع الموده، ج۱، ص ۱۱۲؛ الطرائف، سید بن طاووس، قم، نشر خیام، چ ۱۳۷۱ق، ص ۱۱۲، ح ۱۶۶؛ الدرالمنثور، جلال الدین سیوطی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص ۱۹.
 
۲۶. «و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا». نساء/۶۹.
 
۲۷. همان.
 
۲۸. بحارالانوار، ج۱۰، ص ۳۶۱.
 
۲۹. «ان کتاب الابرار لفی علییین و ما ادریک ما علییون کتاب مرقوم یشهده المقربون». مطففین/۱۸-۲۱.
 
۳۰. بحارالانوار، ج۱۰، ص ۳۶۱.
 
۳۱.احزاب/ ۳۳.
 
۳۲. ینابیع الموده، ج۱، ص ۱۲۵.
 
۳۳. الکشاف، تحقیق: عبدالرزاق المهدی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چ۲، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص ۳۹۶.
 
۳۴. الکشف و البیان، ج۸، ص ۴۲؛ ینابیع الموده، ج۱، ص ۱۲۷؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص ۲۵، ح ۶۶۱؛ ذخائر العقبی، مکتبه القدسی، ۱۳۵۶ق، ص ۲۴؛ فرائد السمطین، ابراهیم بن محمد جوینی، تحقیق: محمدباقر محمودی، بیروت، مؤسسه المحمودی للطباعه و النشر، چ۱، ۱۴۰۰ق، ج۲، ص ۱۰، ح۳۵۶؛ جامع البیان عن تأویل آیات القرآن، محمد بن جریر طبری، تحقیق: صدقی جمیل العطار، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق، ج۲۲، ص ۹، ح ۲۱۷۲۷.
 
۳۵. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص ۲۵۴، حدیث ۳۴۵؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دارالکتب العلمیه، چ۱، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص ۲۶۵؛ اسد الغابه، بیروت، دارالفکر، چ۱، ۱۴۱۹ق، ج۶، ص ۲۲۵.
 
۳۶. الصواعق المحرقه، تحقیق، عبدالوهاب عبداللطیف، مکتبة القاهره، چ۲، ۱۳۸۵ق، ص ۱۴۳.
 
۳۷. «وامر اهلک بالصلاة و اصطبر علیها». طه/۱۳۲.
 
۳۸. «الصلاة رحمکم الله «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت».
 
۳۹. شواهد التنزیل، ج۱، ص ۳۸۱، ح ۵۲۶.
 
۴۰. الکشف و البیان، ج۸، ص ۴۲.
 
۴۱. «و لسوف یعطیک ربک فترضی». ضحی/۵.
 
۴۲. مجمع البیان، ج۱۰، ص ۳۸۲؛ الکشف و البیان، ج۱۰، ص ۲۲۵؛ موفق؛ مقتل الحسین خوارزمی، ابن احمد مکی، تحقیق: محمد سماوی، قم، انوارالهدی، چ۱، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص ۱۰۵، ح۳۴.
 
۴۳. «انی جزیتهم الیوم بما صبروا انهم هم الفائزون».مؤمنون/ ۱۱۱.
 
۴۴. شواهد التنزیل، ج۱، ص ۴۰۸، ح ۶۶۵.
 
۴۵. الکشاف، ج۴، ص ۶۷۰ و ۶۷۱؛ التفسیر للعیاشی، ج۳، ص ۱۶۳-۱۶۵؛ الکشف و البیان، ج۱۰، ص ۹۹-۱۰۱؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص ۲۰۹ و ۲۱۰؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص ۳۰۰-۳۰۲، ح ۱۰۴۲؛ تذکرة الخواص، ابن جوزی، بیروت، مؤسسه اهل البیت، ۱۴۰۱ق، ص ۲۸۱-۲۸۳؛ ینابیع الموده، ج۱، ص ۱۰۸ و ۱۰۹.
 
۴۶. «یوفون بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیراً».انسان/ ۷.
 
۴۷. «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا». انسان/ ۸.
 
۴۸. «انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءً و لا شکورا». انسان/ ۹.
 
۴۹. ر. ک: الکشاف، ج۱، ص ۳۹۶ و ۳۹۷؛ الکشف و البیان، ج۳، ص ۸۵ و ۸۶.
 
۵۰. «فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین». آل عمران/۶۱.
 
۵۱. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص ۲۶۴، ح ۳۶۲؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص ۱۴۲، ح ۱۹۴.
 
۵۲. «اللهم هؤلاء اهلی»، ذخائر العقبی، احمد بن عبدالله طبری، ص ۲۵.
 
۵۳. «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی». شوری/ ۲۳.
 
۵۴. ینابیع المودة، ج۱، ص ۱۲۴؛ الطرائف، ص ۱۱۲، ح ۱۶۷؛ الکشف و البیان، ج۸، ص ۳۱۰؛ مجمع البیان، ج۹، ص ۴۸؛ مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص ۲۵۸، ح ۳۵۲؛ فرائد السمطین، ج۲، ص ۱۳، ح ۳۵۹؛ بحارالانوار، ج۱۰، ص ۱۹۶.
 
......................................................................................
 
نویسنده:مرتضی حسینی شاه ترابی منبع: نشریه فرهنگ کوثر، شماره ۷۷.
+ نوشته شده توسط یحیی در پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 15:8 |
از آن جا که زنان و بانوان یکی از ارکان مهم و اساسی جامعه‌اند، لذا می‌توانند در تحقق جامعه مهدوی در عصر غیبت سهم بسزایی داشته باشند.

 چکیده

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آن گونه که از قرآن و روایات نبوی و اهل بیت علیهم السلام استفاده می‌شود دارای اهداف و آرمان‌های بسیار بلندی است که قرار است در عصر ظهور آنها را در سطح جهان پیاده نماید،آرمان هایی که فقط با امدادهای غیبی و به توسط مردی الهی هم‌چون او قابل پیاده شدن است.

ولی این به آن معنا نیست که در عصر غیبت هیچ مرتبه از آن آرمان‌ها قابل پیاده شدن نیست، ما می‌توانیم در سطوح مختلف جامعه و در قشرهای مختلف جلوه هایی از آنها را با الگو گرفتن از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یارانش پیاده کنیم تا زمینه‌ساز ظهور او گردیم. یک قشر مهم از اقشار جامعه بانوان هستند که می‌توانند با الگو گرفتن از آرمان‌های بلند مهدوی، جامعه ای مهدوی در حد خود و در عصر غیبت پیاده کنند، و این با برداشت پیام هایی است که از فرهنگ مهدویت به دست می‌آید، موضوعی که ما در این مقاله در حدّ وسع و توان‌مان به آن می‌پردازیم.

واژه‌های کلیدی: فرهنگ مهدوی، مهدویّت، پیام‌های مهدوی، زمینه‌سازی ظهور.

مقدمه

گاهی این سؤال در ذهن انسان، تداعی می‌شود که آیا بحث از مهدویت و فرهنگ مهدوی، صرفاً جنبه تاریخی دارد؛ یا می‌توان مباحث مهدویت را به روز کرده، و جنبه کاربردی به آن داد. باید اشاره کرد که می‌توان، در عصر پیش از ظهور، پرتویی از جامعه مهدوی را با اجرای درصدی از اهداف ظهور ایجاد کرد؛ چرا که رسیدن به اهداف عالی ظهور، تنها در هنگام ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ممکن است. این مطلب را با چند مقدمه می‌توان اثبات نمود:

1. زمینه سازی برای ظهور

از آن‌جا که غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ناحیه ما بوده[1]؛ ما نیز در ظهور او مؤثر خواهیم بود، و این امر تنها با به کار بردن اهداف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف – گرچه در سطح محدود ـ تحقق خواهد یافت. بنابراین در روایتی از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم آمده است: « قومی از مشرق زمین، خروج می‌کنند که زمینه‌ساز سلطنت و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند بود»[2] .

این آماده سازی می‌تواند در زمینه فرهنگ و عقلانیت مردم باشد، که در صورت بالا رفتن سطح آن، زمینه برای ظهور حضرت، فراهم خواهد شد. از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: « چون قائم ما، قیام کند؛ دستش را بر سر بندگان می‌گذارد و عقول آنها را متمرکز ساخته و اخلاق را به کمال می‌رساند»[3] . از این حدیث استفاده می‌شود که کار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تکمیل نقص عقول و اخلاق مردم است تا از معارف الهی بهره مند شوند.

در نتیجه این مردم هستند که با تلاش خود و بالا بردن سطح علم، اخلاق و فرهنگ جامعه می‌توانند زمینه‌ساز ظهور کلی حضرت شوند تا به واسطه آن به کمال عقلانی نهایی برسند.

2. الگوگیری از حکومت مهدوی

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، رهبر و الگوی کامل برای شیعیان است و لذا مردو زن وظیفه دارند تا در حد امکان، از اهداف بلند آن حضرت بهره برده و خود را به او نزدیک نمایند. بنابراین ما می‌توانیم با سرمشق قرار دادن اهداف عالی آن بزرگوار، جامعه‌ای مهدوی ـ هرچند محدود ـ ایجاد نماییم.

3. منتظران مصلح، خود صالح‌اند.

کسانی که در انتظار مصلح جهانی به سر می‌برند، خود باید صالح باشند و این با پیاده کردن اهداف قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در جامعه ـ هر چند در سطح محدود ـ میسر می‌شود.

وجود زنان در میان اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

در رابطه با اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفکه راجع به زنان است، دو روایت وجود دارد که در یکی از آنها اشاره به وجود سیزده زن در بین اصحاب حضرت دارد و در دیگری پنجاه زن. ممکن است که جمع بین دو دسته، این گونه باشد که مجموع اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زنان، پنجاه نفر است که سیزده نفر آنها، کسانی هستند که رجعت کرده و از قبر، سر بر می‌آورند و در حکومت حضرت، سهیم خواهند بود.

1. مفضل بن عمر می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می‌فرمود:« همراه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سیزده زن وجود دارد. عرض کردم، از آنها در چه کاری بهره می‌گیرد؟ فرمود: آنان مجروحان را مداوا کرده و از آنها پرستاری می‌کنند؛ همان‌گونه که زنان همراه رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم، چنین می‌کردند. عرض کردم: نام آنها را برای من بگو! حضرت فرمود: قنواء دختر رُشَید، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه مادر عمار بن یاسر، زبیده، ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیه، وصبانه ما شطه و ام خالد جهنیه»[4].

2. جابر بن یزید جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود: « به خدا سوگند! سیصد و بیشتر از ده نفر می‌آیند که در میان آنها، پنجاه نفر زن وجود دارد. آنان در مکه بدون وقت مقرر، اجتماع می‌کنند؛ دسته هایی همانند ابرهای پاییز، بعضی پشت سر بعضی دیگر. و این همان آیه‌ای است که خداوند فرمود: هر کجا باشید خداوند تمام شما را خواهد آورد؛ زیرا او بر هر چیزی قادر است.»[5]

اگر چه این روایت را عیاشی، مرسلا نقل کرده است، ولی نعمانی و دیگران، آن را با چند طریق که برخی از آنها صحیح است نقل کرده اند[6].

پیام‌های مهدوی

از آن‌جا که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، امام، رهبر و ولی هر زن و مرد مسلمان شیعی است؛ لذا عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و رفتار آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌تواند، الگودهی برای زنان نیز باشد و آنان نیز می‌توانند با اجرای آن اهداف، جامعه‌ای مهدوی را در این عصر ـ که عصر غیبت است ـ پیاده نمایند. اینک به برخی از این پیام‌ها که از روایات استفاده می‌شود اشاره می‌کنیم:

1. شرکت در مسائل اجتماعی

هر گاه جامعه به حدی رسید که زنان و مردان به تکامل عقلانی و اخلاقی رسیدند؛ زنان نیز می‌توانند در مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه با حفظ شئونات اسلامی شرکت کنند و همانند مردها سهمی را ایفا نمایند. این معنا با جمع بین دو دسته روایات، به دست می‌آید:

الف: روایاتی که دلالت بر تکامل عقلانی و اخلاقی انسان‌ها در عصر ظهور دارد[7].

ب: روایاتی که دلالت بر وجود زنان در بین 313 نفر اصحاب حضرت دارد[8].

2. مشارکت در انسجام اسلامی

یکی از اهداف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ایجاد وفاق و انسجام اسلامی است. لذا در دعای ندبه می‌خوانیم: « کجاست آن کسی که گفتار را بر تقوا جمع می‌کند[9] ». زنان جامعه اسلامی نیز با الگو گرفتن از امام خود در حدّ توان خود می‌توانند در این هدف مهم در عصر غیبت سهیم باشند.

3. احیای سنت‌های فراموش شده

زنان نیز می‌توانند، سنت‌های فراموش شده را احیا کنند؛ همان‌گونه که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خوانیم: « ... او دستورات فراموش شده قرآن و سنت را احیا می‌کند[10] ».

4. تعلیم قرآن

زنان نیز می‌توانند همانند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معلم قرآن باشند؛ همان که درباره حضرت آمده است: « ... آن گونه که قرآن نازل شده، به مردم می‌آموزد ...[11]».

5. تربیت افراد

یکی از کارهایی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از ظهور، انجام می‌دهد، تکمیل اخلاقیات مردم است. بنابراین در روایتی که از امام باقر علیه السلام نقل شده است می‌خوانیم: « خداوند متعال، به واسطه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اخلاق مردم را کامل می‌کند[12] ».

زنان نیز می‌توانند فرزندان خود و نیز خود را، با تعلیمات اخلاقی تربیت کرده و آنان را به کمال برسانند.

6. تلاش در جهت رفع گرفتاری‌های مردم

یکی از اسامی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف « غوث» است. در حدیثی می‌خوانیم: « مهدی در میان امت من، خروج می‌کند و خداوند او را به فریاد مردم می‌رساند[13] ». زنان نیز می‌توانند با اقتدا به الگوی خود، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فریاد رس گرفتاران، در حد امکان باشند.

7. اصلاح جامعه

زنان نیز می‌توانند با الگوگیری از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حد وسع خود، در اصلاح جامعه کوشا باشند؛ همان طور که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است: « خداوند متعال، به واسطه او هر آن‌چه قبل از او فساد بوده، اصلاح خواهد کرد[14]».

8. اهل عمل بودن

زنان برای تربیت اولاد و افراد جامعه باید خود اهل عمل باشند، و تنها به خیر و تقوا اشاره نمایند؛ همان گونه که سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دعوت به حق، این گونه است. لذا از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: « ... او به تقوا اشاره کرده و خود عمل به هدایت می‌کند...[15] ».

9. ایجاد عشق، در عبادت افراد

زنان باید همانند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اولاد و افراد جامعه را عاشق عبادت کرده و کاری کنند که افراد تحت تربیت آنها عبادت را دوست دارند. از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرموند: « ... حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دل‌های بندگان را، عاشق عبادت می‌کند ...[16] ».

10. آزادی مردم از بندگی هوای نفس

زنان باید سعی کنند تا افراد تحت تربیت خود را از بندگی هوای نفس برهانند؛ همان گونه که در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خوانیم: « ... خداوند به واسطه او، ذلت بردگی ( هوای نفس) را از گردن‌های شما، بر می‌دارد[17]».

11. گسترش عدل

زنان نیز با الگوگیری از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌توانند در گسترش عدل کوشا باشند؛ چنان که در روایات آمده است: « آگاه باشید! به خدا سوگند، به طور حتم، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عدالتش را داخل خانه‌های شما خواهد کرد؛ همان گونه که گرما و سرما داخل خانه‌های شما خواهد شد[18] ».

12. برپایی نماز

زنان باید در حد توانایی خود، در برپایی نماز کوشا باشند؛ همان طور که از اهداف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، برپایی نماز است. از زیدبن علی، نقل شده است: « هنگامی که قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف، قیام کند، می‌فرماید:‌ای مردم! ما کسانی هستیم که خداوند در قرآن وعده آنان را به شما داده است؛ آن جا که فرمود: کسانی که اگر ما در روی زمین به آنان امکانات دهیم نماز را به پا، می‌دارند...[19] ».

13. امر به معروف و نهی از منکر

در روایتی درباره اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زنان و مردان آمده است: « آنان، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند[20] ». بنابراین اگر زنان جامعه اسلامی می‌خواهند در راه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اصحاب او باشند، باید این دو فریضه را احیا نمایند.

14. اهل تلاش بودن

زنان باید از اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف الگو گرفته و اهل کوشش و تلاش باشند؛ همان گونه که از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم نقل شده است که درباره اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: « خداوند برای او از دورترین کشورها به تعداد اهل بدر ( 313 نفر) جمع می‌کند، که همگی اهل کوشش و تلاش در راه اطاعت خدا هستند[21] ».

15. سعی در گسترش علم

زنان نیز می‌توانند در گسترش علم در سطح جامعه در حد امکان، کوشا باشند، همان طور که از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: « ... خداوند عزوجل، به واسطه او زمین را بعد از تاریکی، پر از نور کرده و پس از ظلم، پر از عدل نموده و پس از جهل، پر از علم خواهد کرد[22] ».

16. تواضع و فروتنی نسبت به دیگران

بانوان باید نسبت به هم نوعان دینی خود، متواضع باشند. همان طور که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: « در برابر مومنان، ذلیل و در مقابل کافران، عزیزند[23] ».

17. از تنهایی نهراسیدن

هر گاه انسان، حق را یافت؛ گرچه پیروان آن کم است، نباید از تنهایی یا کمی افراد، به خود ترس راه دهد. درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خوانیم: « حق با ماست، هر کس از ما کناره گیرد ما را به وحشت نمی‌اندازد[24] ».

18. همکاری با مصلحان

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف گرچه به تنهایی می‌تواند جهان را اداره کند، ولی اهداف عالی خود را با همکاری با مصلح بزرگ، حضرت مسیح، دنبال می‌کند. بنابراین در حدیثی از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم آمده است: « ... عیسی بن مریم، فرود می‌آید و پشت سر او نماز می‌گذارد...[25] ». و این عملکرد بسیار آموزنده‌ای است که بانوان ما نیز می‌توانند از آن درس گرفته و در این جهت به حضرت، اقتدا کنند.

19. صله رحم

درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام علی علیه السلام نقل شده که از همه بیشتر صله رحم می‌کند؛ آن جا که فرمود: « او از همه بیشتر صله رحم خواهد کرد[26] ». زن مسلمان نیز با الگوگیری از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید این سنت مهدوی، بلکه سنت همه امامان و انبیا را احیا کند.

20. اهل شب زنده داری

درباره اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام صادق علیه السلام نقل شده که اهل شب زنده داری هستند: « آنان مردانی هستند که شب را نمی‌خوابند، در نمازشان زمزمه‌ای چون زنبور دارند، شب‌ها در حال قیام بر روی پاهای خود می‌ایستند ...[27] ». از آن‌جا که در میان اصحاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زن نیز وجود دارد، این صفت شامل آنها نیز می‌شود و پیام آن به زن مسلمان آن است که اگر می‌خواهیم در عصر غیبت از یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم شب‌زنده داری را هرگز فراموش نکنیم.

21. امانت داری

بانوان شیعه باید با الگوگیری از امام خود، امانت دار باشند؛ همان گونه که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است: « او نگه دار هر چیزی است که نزد او به امانت گذاشته شده است[28] ». زن مسلمان نیز باید با الگو قرار دادن امامان سعی خود را در شناخت خداوند به کار بسته و خداشناس حقیقی گردد.

22. خداشناس حقیقی

اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که از آن جمله 50 زن هستند ـ همگی خداشناس و اهل توحیدند ـ درباره آنها از امام علی علیه السلام نقل شده است: « ... و آنان کسانی هستند که خداشناس حقیقی بوده و اهل توحید می‌باشند[29] ».

23. استفاده از روزهای مهم

بانوان با الگوگیری از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کارهای مهم را در روزهای مهم انجام دهند؛ همان طور که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خوانیم که امام باقر علیه السلام فرمود: « گویا قائم را در روز عاشورا، روز شنبه، مشاهده می‌کنم که بین رکن و مقام ایستاده و در مقابل او کسی ندا می‌دهد: برای خدا بیعت کنید. در آن هنگام است که خداوند زمین را پر از عدل می‌کند؛ همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد[30] ».

24. اخلاص در عمل

بانوان شیعی و پیروان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید اهل اخلاص در عمل باشند؛ همان گونه که در باره اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام جواد علیه السلام نقل شده که فرمودند: « ... چون برای حضرت، این تعداد از مخلصین فراهم شود؛ خداوند امر او را ظاهر خواهد نمود ...[31] ».

25. نترسیدن از ملامت افراد

بانوان شیعی نباید از ملامت افراد ملامت گر، بهراسند. آنها باید در راه حقی که تشخیص داده‌اند، ثابت قدم باشند؛ همان گونه که درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است که فرمود: « ... در راه خدا از ملامت هیچ ملامت کننده‌ای نمی‌هراسد[32] ».

26. توجیه قبل از اقدام عملی

از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود: «یقول القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف لأصحابه: یا قوم! انّ اهل مکه لایریدوننی، و لکنّی مُرْسل الیهم لأحتجّ علیهم بما ینبغی لمثلی ان یحتجّ علیهم. فیدعو رجلاً من اصحابه فیقول له: امض الی اهل مکه فقل: یا اهل مکه! انا رسول فلان الیکم…»[33]؛ «قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به اصحاب خود می‌گوید:

ای قوم! همانا اهل مکه مرا نمی‌خواهند، ولی من کسی را به سوی آنان می‌فرستم تا بر آنها آن‌گونه که سزاوار من است احتجاج نماید. لذا یکی از اصحابش را می‌خواهد و به او می‌گوید: به سوی اهل مکه برو و بگو: ای اهل مکه! من فرستاده فلان (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سوی شمایم…».

وظیفه زنان جامعه اسلامی نیز آن است که هنگام تربیت فرزندان خود یا دیگران، ابتدا آنها را توجیه کنند و در صورتی که توجیه آنان جواب نداد با ملاحظه مراحل دست به اقدام عملی بزنند.

27. مقابله با انحرافات

از امام علی علیه السلام نقل شده که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: « در آخر زمان او خروج می‌کند و انحرافاتی که در حق پدید آمده اصلاح خواهد کرد…»[34].

زنان نیز در جامعه اسلامی باید به مولای خود اقتدا کرده و در حدّ توان خود در راستای این هدف گرچه در سطحی محدود کوشا باشند تا زمینه‌ساز ظهور گردند.

28. هتک حرمت افراد ممنوع

از امام علی علیه السلام نقل شده که از جمله اموری که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر آن با اصحاب خود که از آن جمله بانوان هستند پیمان می‌بندد هتک حرمت نکردن افراد است، آن جا که می‌فرماید: «آنان بر اصولی با حضرت بیعت می‌کنند که از آن جمله این است که هتک حرمت فرد آبرومندی را نکنند و کسی را سبّ و دشنام ندهند و به منزلی هجوم نیاورند و کسی را به جز به حقّ نزنند…».[35]

بانوان نیز باید مواظب رفتار و گفتار خود بوده و هتک حرمت شخص آبرومندی را ننمایند و بی جهت به کسی ناسزا نگویند و… .

29. نخوردن مال یتیم

از امام علی علیه السلام نقل شده که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله پیمان هایی را که با کارگزارانش از جمله بانوان برای بیعت می‌بندد نخوردن مال یتیم است، آن جا که می‌فرماید: «… من با شما هستم در صورتی که مال یتیم را ]بی‌جهت[ نخورید…».[36]

این وظیفه نیز می‌تواند برای یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پیروان او آموزندگی داشته و با پیروی از آن از اصحاب آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت باشند.

30. گواهی با علم

از امام علی علیه السلام نقل شده که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله پیمان‌هایی را که با کارگزارانش از جمله بانوان برای بیعت می‌بندد گواهی ندادن بدون علم است، آن جا که می‌فرماید: «من با شما هستم در صورتی که … بر چیزهایی که به آن علم ندارید گواهی ندهید…».[37]

همه از آن جمله بانوان اسلامی وظیفه دارند تا چیزی را که ندانسته و از آن اطلاعی ندارند گواهی ندهند.

31. دشنام دادن ممنوع

از امام علی علیه السلام نقل شده که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله پیمان‌هایی را که با کارگزارانش از جمله بانوان برای بیعت می‌بندد دشمنان ندادن به مردم است، آن جا که می‌فرماید: «من با شما هستم در صورتی که … کسی را دشنام ندهید…».[38]

بانوان مهدوی باید با الگو گرفتن از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مواظب زبان خود بوده و بی جهت کسی را دشنام نداده و ناسزا نگویند.

32. اطعام به مساکین

از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «گویا مهدی با دستان خود به مساکین کره می‌دهد».[39]

و نیز نقل شده که فرمود: «نشانه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آن است که او بر کارگزاران خود سخت گرفته و با مال خود جود خواهد کرد و به مساکین رحم خواهد نمود».[40]

بانوان اسلامی نیز می‌توانند با الگو گرفتن از سیره مهدوی در حدّ توان خود به مساکین اطعام داده و حتی به مستمندان با دستان خود غذا دهند تا به جامعه خود رنگ و بوی مهدوی دهند.

33. آبادی معنوی جامعه

از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «… به قائم از شما زمین خود را به تسبیح و تحلیل و تقدیس و تکبیر و تمجیدم آباد خواهم کرد…».[41]

از دامن زن است که مرد به معراج می‌رود. زنان جامعه می‌توانند با تربیت معنوی فرزندان و اعضای خانواده خود در تشکیل جامعه‌ای معنوی در حدّ و محدودیت خود سهیم باشند، گرچه حدّ کامل آن اختصاص به عصر ظهور دارد.

34. شرکت نهضت سوادآموزی

از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که درباره عصر غیبت فرمود: «زود است که فتنه هایی پیدا شود به حدّی که انسان صبح هنگام مؤمن است ولی عصر هنگام کافر می‌شود مگر کسی که خداوند او را با علم زنده کرده است».[42]

زنان جامعه نیز می‌توانند در راستای زنده کردن جامعه از راه سوادآموزی و فراگیری دانش و معرفت، سهم بسزایی داشته باشند.

35. خلف وعده ممنوع

از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «… اگر از دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را طولانی می‌کند تا مردی از اهل بیتم مالک زمین گشته و کارهای مهم به دست او انجام گردد. او اسلام را ظاهر کرده و خلف وعده نمی‌کند…».[43]

بانوان جامعه اسلامی باید با الگو گرفتن از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آرمان‌های بلند او و در راستای زمینه سازی ظهور اهل وفای به عهد باشند تا از یاران حضرت در عصر ظهور باشند.

36. رفع اختلاف از بین شیعیان

از امام حسین علیه السلام نقل شده که فرمود: «آن امری که انتظارش را می‌کشید تحقق نمی‌یابد تا این که شما از یکدیگر بیزاری جسته و در صورت یک‌دیگر آب دهان بیندازید و بر ضد هم‌دیگر گواهی داده و یک‌دیگر را لعن کنید». به حضرت عرض کردم: آیا در آن زمان خیری نیست؟ امام حسین علیه السلام فرمود: «تمام خیر در آن زمان است؛ چرا که قائم ما قیام کرده و تمام این امور را دفع خواهد کرد».[44]

نتیجه

انسان‌ها در سطوح مختلف جامعه می‌توانند با الگو گرفتن از سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و کارگزاران او و عمل کردن به آرمان های بلند مهدوی جامعه ای با رنگ و بوی عصر ظهور در حدّ و توان خود ایجاد نماییم و از آن جا که زنان و بانوان یکی از ارکان مهم و اساسی جامعه‌اند، لذا می‌توانند در تحقق این جامعه مهدوی در عصر غیبت سهم بسزایی داشته باشند.

پی نوشت ها:

[1]. خواجه نصیر الدین طوسی رحمه الله علیه می‌فرماید: « وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا» ؛ وجود او لطف و تصرف او لطفی دیگر و نبود تصرف از ناحیه ماست. (کشف المراد، ص490- 491)

[2]. « یخرج قوم من المشرق یوطئون للمهدی سلطانه» سنن ابن ماجه، ج2، ح 4088 و…

[3]. « اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم» بحار الانوار، ج52، ص336، ح71.

[4]. «سمعت ابا عبد الله (ع) یقول: یکون مع القائم ثلاث عشر إمرأه. قلت: و ما یصنع بهن؟ قال: یداوین الجرحی و یقمن علی المرضی، کما کنّ مع رسول الله (ص). قلت: فسمهن لی! قال: القنواء بنت رشید، و ام ایمن، و حبابه الوالبیه، و سمیه ام عمار بن یاسر، و زبیده، و ام خالد الأحمسیه، و ام سعید الحنفیه، و صبانه الماشطه و ام خالد الجهنیه» دلائل الامامه، ص259 و اثبات الهداه، ج3، ص575.

[5]. «یا جابر!… و یجئ والله ثلاثمائهو بضعه عشر رجلا فیهم خمسون امراه، یجتمعون بمکه علی غیر میعاد، قَزَعا کقزع الخریف یتبع بعضهم بعضا، و هی الآیه التی قال الله: این ما تکونوا یأت بکم الله جمیعا ان الله علی کل شیئ قدیر» تفسیر عیاشی، ج1، ص65.

[6]. الاختصاص، ص255؛ الارشاد، ص359؛ غیبت طوسی، ص269؛ اعلام الوری، ص427؛ الخرائج، ج3، ص1156؛ عقد الدرر، ص49؛ اثبات الهداه، ج3، ص548 و بحار الانوار، ج51، ص56 و ج52، ص212.

[7]. بحار الانوار، ج52، ص 336، ح71.

[8]. تفسیر عیاشی، ج1، ص65.

[9]. «این جامع الکلمه علی التقوی» مفاتیح الجنان، دعای ندبه.

[10]. «… و یحیی میت الکتاب و السنه» نهج البلاغه، خطبه 138.

[11]. «… یعلمون الناس القرآن کما انزل… » بحار الانوار، ج52، ص 362، ح139.

[12]. «… و اکمل به اخلاقهم » بحار الانوار، ج52، ص336، ح71.

[13]. «یخرج المهدی (عج) فی امتی، یبعثه الله غیاثا للناس» کشف الغمه، ج2، ص470.

[14]. «یصلح الله تعالی به کل ما افسد قبله»  البرهان، متقی هندی، ص132.

[15]. «… یشیر بالتقی و یعمل بالهدی… » بحار الانوار، ج52، ص269، ح158.

[16]. «… یملأ قلوب العباد عباده… » بحار الانوار، ج51، ص74، ح24.

[17]. «… به یخرج ذل الرق من اعناقکم» بحار الانوار، ج51، ص75، ح29.

[18]. «أما والله! لیدخلن عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحر و البرد» بحار الانوار، ج52، ص362، ح131.

[19]. «اذا قام القائم من آل محمد یقول: ایها الناس! نحن الذین وعدکم الله فی کتابه : الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاه…» بحار الانوار، ج52، ص373، ح166.

[20]. «و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» منتخب الأثر، ص581، ح4

[21]. «یجمع الله له من اقاصی البلاد علی عده اهل بدر، کدّادون، مجدون فی طاعته» بحار الانوار، ج52، ص310

[22]. «… یملأ الله عزوجل به الارض نورا بعد ظلمتها و عدلا بعد جورها و علما بعد جهلها»  اکمال الدین، ص260.

[23]. «اذله علی المومنین، اعزه علی الکافرین» نعمانی، غیبت، ص316، باب 21، ح12.

[24]. «الحق معنا، فلن یوحشنا من قعد عنا» بحار الانوار، ج53، ص178، ح9.

[25]. «… فینزل عیسی بن مریم فیصلی خلفه… » فرائد السمطین، ج2، ص312.

[26]. «… و اوصلکم رحما» نعمانی، غیبت، ص212، باب 13، ح1.

[27]. «… رجال لا ینامون اللیل، لهم دوی فی صلاتهم کدوی النحل یبیتون قیاما علی اطرافهم… » بحار الانوار، ج52، ص308.

[28]. « الحافظ لما استودع» بحار الانوار، ج52، ص 269، 158.

[29]. «… و هم الذین و حدوا الله حق توحیده…» بشاره الاسلام، ص259.

[30]. «کانی بالقائم یوم عاشوراء یوم السبت قائما بین الرکن و المقام ینادی البیعه لله، فیملأها عدلا کما ملئت ظلما و جورا» طوسی، غیبت، ص453، ح459.

[31]. «… فاذا اجتمعت له هذه العده من اهل الاخلاص اظهر الله امره…» کمال الدین، ج2، ص377.

[32]. «… ولایأخذه فی الله لومه لائم» بحار الانوار، ج52، ص354، ح114.

[33]. بحارالانوار، ج52، ص307، باب26، ح81.

[34]. «یخرج فی آخرالزمان، یقیم اعوجاج الحق…» بحارالانوار، ج42، ص215، ح16.

[35]. «یبایعون علی الاّ… یهتکوا حریماً محرماً و لایسبّوا مسلماً و لایهجموا منزلاً و لایضربوا احداً الاّ بالحق…» منتخب الأثر، ص183، باب3، ح5.

[36]. «… انا معکم علی ان … لاتأکلوا مال الیتیم…» منتخب الأثر، ص154.

[37]. «… انا معکم علی ان … لاتشهدوا بغیر ماتعلمون…» منتخب الأثر، ص154.

[38]. «… انا معکم علی ان … لاتشتمون…» منتخب الأثر، ص154.

[39]. «المهدیّ کانّما یُلْعِق المساکین الزُّبْد» منتخب الأثر، ص36، عقد الدرر، ص36.

[40]. «علامه المهدی: ان یکون شدیداً علی العمّال، جواداً بالمال، رحیماً بالمساکین» مصنف ابن ابی شیبه، ج15، ص199، ح19498.

[41]. «… و بالقائم منکم أعمر أرض بتسبیحی و تهلیلی و تقدیسی و تکبیری و تمجیدی…» بحارالانوار، ج18، ص341، ح49، امالی صدوق، ص504، مجلس92، ح4.

[42]. ستکون فِتَن؛ صبح الرجل فیها مؤمناً و یمسی کافراً، الاّ من احیاه الله بالعلم» المعجم الکبیر، طبرانی، ج8، ص278، ح7910.

[43]. «… لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یملک رجل من اهل بیتی تجری الملاحم علی یدیه، و یظهر الاسلام، لایخلف وعده…» بحارالانوار، ج51، ص83، ح28، عقدالدرر، ص62.

[44]. «لایکون الأمر الذی تنتظرونه حتی یبرأ بعضکم من بعض و یتفل بعضکم فی وجوه بعض، و یشهد بعضکم علی بعض بالکفر و یلعن بعضکم بعضاً.فقلت له: ما فی ذلک الزمان من خیر؟ فقال الحسین علیه السلام: الخیر کلّه فی ذلک الزمان، یقوم قائمنا و یدفع ذلک کله» غیبت، نعمانی، ص206.

علی اصغر رضوانی

ماهنامه انتظار موعود - شماره 22

+ نوشته شده توسط یحیی در پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 8:38 |

منبع : http://islamquest.net/fa/archive/question/fa2088

خلاصه پرسش

چه ضرورتی دارد که امام معصوم باشد و چگونه مشخص می‌شود که امام معصوم است؟

پرسش

چه ضرورتی دارد که امام معصوم باشد و چگونه مشخص می‌شود که امام معصوم است؟

پاسخ اجمالی

شیعه بر خلاف اهل سنت معتقد است، امام در تمام شئون – جز مسئله وحی – با پیامبر (ص) همگام و همسنگ است. بنابراین، باید مثل پیامبر از خطا، لغزش و گناه معصوم باشد. همان گونه که پیامبر اسلام (ص) و دیگر انبیای الاهی چنین بوده اند.

 

اما اهل سنت، جانشینی پیامبر را یک مقام و موهبت اجتماعی می داند – نه یک منصب الاهی – که از طرف مردم به خلیفه اعطا می گردد و شخص خلیفه از طریق انتخاب به این مقام نایل می گردد، لذا به اعتقاد آنان مقام عصمت برای شخص خلیفه ضروری نیست.

 

دلایل عقلی و نقلی شیعه:

 

1. عقل سلیم حکم می کند، امام که تبیین کننده و حافظ شریعت و رسالت انبیاست، باید صد در صد مورد اعتماد مردم باشد و از هرگونه خطا و انحراف معصوم باشد، تا بتواند از دین و احکام آن پاسداری کند؛ زیرا که هدف از ارسال رسل و امامان تعلیم و تربیت است و این محتاج به علم سرشاری است که از طرف خداوند به آنها اعطا گردید و این علم الاهی باید بدون کم و کاست به مردم برسد و از انحراف و تحریف مصون بماند. اضافه بر این فلسهه وجوب نصب امام، اقتضای آن دارد که امام باید معصوم باشد.

 

2. دلیل های نقلی اعم از آیات و روایات معتبر و صحیح وجود دارد که عصمت امام از آنها استفاده می شود. آیات تطهیر، امامت و اطاعت، همچنین حدیث ثقلین و منزلت از جمله آنها است.

 

علاوه شیعه براین عقیده است که امامت که همان جانشینی پیامبر (ص) است، به سان نبوت یک مقام انتصابی است – نه انتخابی – و عهده دار این مقام از طرف خداوند تعیین می گردد. به عبارت دیگر، معصوم کسی است که در خلوت و جلوت (مخفیانه و علنی) مرتکب گناه و خطا نمی شود و بدیهی است که غیر از خدا کسی نمی تواند عهده دار بیان عصمت کسی باشد، پس تشخیص عصمت فقط از راه نص و نقل پیامبر (ص) امکان پذیر است.

پاسخ تفصیلی

1. امام در کتاب های لغت به معنای پیشوا آمده است و به کسی امام گفته می شود که پیشرو باشد و دیگران از او پیروی کنند.

 

راغب در مفردات می گوید: امام کسی است که مورد پیروی قرار گیرد. [1]

 

2. در اصطلاح، در علم کلام تعریف های گوناگونی راجع به امامت بیان گردیده است.

 

تعریف امامت از نگاه شیعه عبارت است از: ریاست عمومی دینی که عهده دار ترغیب همه مردم در حفظ و حراست از مصالح دینی و دنیایی بوده و آنان را بر حسب همان مصالح از آنچه برایشان ضرر دارد برحذر می نماید. [2]

 

اما از نگاه اهل سنت امامت چنین تعریف شده است: امامت ریاست و سرپرستی عام و گسترده است، نسبت به امور دینی و دنیوی مردم، به عنوان جانشینی از پیامبر (ص). [3]

 

3. معنا و مفهوم عصمت: عصمت در لغت به معنای نگاه داشتن و مانع شدن است و در اصطلاح علم کلام عبارت است از: ملکه ای نفسانی که مقتضی عدم مخالفت از تکالیف الهی است و این ملکه نفسانی شخص را از خطا و اشتباه حفظ می کند.

 

عصمت ملکه ای است اقتضا دارد عدم مخالفت تکالیفی که الزامی است، چه عمدی و چه غیر عمدی با وجود این که قدرت بر مخالفت هست. [4]

 

شیعه معتقد است: امامت همان امتداد رسالت و نبوت است، جز این که پیامبر (ص) پایه گذار شریعت است و بر وی وحی نازل می شد، اما امام مبین شریعت و حافظ و نگهبان آن است. بنابراین، امام در تمام شئون جز مسئله نزول وحی با پیامبر (ص) همگام است. [5] و تمام شرایطی را که برای پیامبر ضروری و لازم شناخته شده است؛ نظیر علم به معارف و اصول اسلام و فروع و ... از جمله عصمت از گناه و خطا و اشتباه مخفیانه و علنی، عیناً همان شرایط را برای امام نیز لازم و ضروری می داند و چون راهی برای احراز صفت عصمت جز از راه نص و بیان خداوند وجود ندارد، امامت را همانند نبوت یک مقام انتصابی می داند و می گوید: عهده دار این مقام از طرف خداوند تعیین می گردد. اما بر خلاف شیعه، اهل سنت، این مقام و مسئولیت بزرگ دینی و اجتماعی را یک موهبت اجتماعی می داند که از طرف مردم به شخص خلیفه اعطا می گردد و خلیفه از طریق انتخاب به این مقام نایل می شود. این معنا با دقت و تأمل در تعریف ارایه شده از سوی دو گروه (شیعه و سنی) به دست می آید.

 

اینک به پاره ای از دلایل دو گروه توجه نمایید:

 

الف- دلایل عقلی لزوم عصمت برای امام (ع)

 

1. از آن جا که امام حافظ شرع و تبیین کننده رسالت انبیا و مربی انسان هاست باید صد در صد مورد اعتماد مردم باشد و در صورت معصوم نبودن این اعتماد از بین می رود.

 

2. اگر امام مرتکب معصیت شود، احترام و محبوبیت او از دل ها خارج می شود و دیگر از دستورات او پیروی و اطاعت نمی شود، در نتیجه فایده نصب امام منتفی می گردد. [6]

 

3. اگر امام معصوم نباشد و مرتکب گناه شود، محکوم نمودن و مجازات او از باب امر به معروف و نهی از منکر واجب می شود، در حالی که چنین برخوردی با امام اولاً: غرض از نصب امام را نقض می کند. ثانیاً با آیه اطاعت (نساء، 59) منافات دارد؛ زیرا که آیه مذکور، اطاعت از امام و احترام به مقام او را به طور مطلق ذکر کرده است. [7]

 

4. امام مانند پیامبر (ص) حافظ شرع است، لذا باید معصوم باشد؛ زیرا مراد از حفظ و نگه داری، حفاظت علمی و عملی است و بدیهی است که حفظ شریعت در علم و عمل تنها با داشتن عصمت امکان پذیر است، چرا که غیر معصوم دست کم دچار خطا می شود و اگر بر حفظ بخشی از شریعت بسنده کنیم، در این صورت بخش دیگر را باید از نظر شارع بی اعتبار شمرد و حال آن که ضرورت بر خلاف آن حکم می کند؛ زیرا که پیامبر (ص) آمده تا تمام احکام را تعلیم دهد.

 

5. فلسفه وجود نصب امام همان گونه که بیان شد هدایت مردم است در جهت پرهیز از خطا و اشتباه که نوعاً موجب انحراف فکری و عملی می گردد و اگر خود امام نیز دچار اشتباه گردد و از آن مصون نباشد طبق فلسفه وجوب نصب امام، برای هدایت و راهنمایی خویش، نیاز به امام برای او نیز امری محسوس و ضروری است تا خطاها و اشتباهاتش را به وی گوشزد نماید و به طریق صواب هدایت کند، پس آن امام دیگر باید معصوم باشد و اگر چنانچه او نیز معصوم نباشد، امام دیگری لازم است و ... به همین ترتیب نیاز به امام تا بی نهایت ادامه پیدا می کند و این همان تسلسل است که به حکم عقل محال و باطل است. پس حتماً باید به امام معصوم منتهی گردد که از ملکه عصمت برخوردار است و توانایی بر هدایت دیگران را دارد بی آن که در او نشانی از خطا و انحراف مشاهده گردد. [8]

 

ب- دلایل نقلی

 

در قرآن کریم درباره عصمت انبیا و ائمه (ع) آیاتی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:

 

1. آیه امامت: "بیاد آر هنگامی که خدا ابراهیم را به امری امتحان فرمود و او همه را به جای آورد و خدا به او گفت: من ترا به پیشوایی خلق برگزینم. ابراهیم عرض کرد: این پیشوایی را به فرزندان من نیز عطا خواهی کرد؟ فرمود که عهد من به مردم ستمکار نخواهید رسید". [9] این آیه تصریح دارد که عهد الاهی که همان منصب امامت باشد، به ظالمان نمی رسد. این از یک سو، از سویی دیگر هر گناهی خواه صغیره باشد یا کبیره، ظلم است و مورد رضای خداوند متعال نیست، به دلیل آن که خدا می فرماید: "این احکام حدود دین خداست از آن سرپیچی نکنید و کسانی که از احکام خدا سرپیچی کنند، آنها به حقیقت ستمکارانند". [10]

 

طبق این آیه گناه چه صغیره باشد چه کبیره، ظلم محسوب می شود؛ زیرا که در نهایت سرپیچی و عصیان از فرمان خداست. بنابراین، در این جا دو مطلب امری قطعی است.

 

الف- هرگناهی (صغیره یا کبیره) به جهت تخلف و نافرمانی از دستورات الاهی ظلم محسوب می شود.

 

ب- عهد خدا به ظالمان نمی رسد.

 

نتیجه این که امامت عهد و منصب الاهی است [11] و قرآن کریم مناصب الاهی را اختصاص به کسانی داده که آلوده به ظلم نباشند. از طرفی می دانیم که هر گناهی دست کم ظلم به نفس است و هر گناه کاری در عرف قرآن کریم ظالم نامیده می شود. پس امامان که صاحبان منصب الاهی هستند، از هرگونه ظلم و گناهی پاک و منزه خواهند بود. [12]

 

2. آیه تطهیر: "خداوند چنین می خواهد که رجس هر آلایش را از شما خانواده نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند". [13]

 

دلالت این آیه بر عصمت اهل بیت (ع) بدین گونه است که تعلق گرفتن مشیت الاهی به تطهیر اهل بیت از هر نوع پلیدی مساوی و ملازم با عصمت آنان از گناه است؛ زیرا مقصود از رجس در آیه، هر نوع پلیدی فکری و روحی و رفتاری است که گناه از مصادیق بارز آن است و از آن جا که این اراده به افراد خاصی تعلق گرفته است، نه به همه افراد امت، طبیعی است که آیه تطهیر با اراده تطهیر که به همگان تعلق گرفته است فرق خواهد داشت. اراده تطهیر که عموم مسلمانان را در بر می گیرد، اراده تشریعی است، [14] و چه بسا ممکن است در اثر نافرمانی افراد تحقق نپذیرد، در حالی که این اراده، اراده تکوینی است که از مراد و متعلق اراده (پاکی از گناه) جدا نخواهد بود. [15]

 

3. آیه اطاعت: "ای اهل ایمان فرمان خدا و رسول و فرمانداران از طرف رسول را اطاعت کنید". [16]

 

این آیه نیز از جمله آیاتی است که دلالت بر عصمت امامان (ع) دارد؛ زیرا آیه، اطاعت رسول و اولی الامر را مطلق بیان کرده و مشروط به شرطی ننموده است. اطاعت مطلق از رسول و اولی الامر در صورتی صحیح است که در راستای اطاعت خدا باشد و پیروی از آنان منافاتی با اطاعت از خدای متعال نداشته باشد و گرنه امر به اطاعت مطلق از خدای متعال و اطاعت مطلق از کسانی که در معرض خطا و انحراف هستند موجب تناقض خواهد بود. [17]

 

4. حدیث ثقلین: این حدیث که از احادیث متواتر است و از طریق شیعه و سنی روایت شده است، پیامبر (ص) می فرماید: "انی تارک فیکم الثقلین! کتاب الله و عترتی (اهل بیتی) انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض"؛ من در حالی شما را ترک می کنم که در میان شما دو گوهر گرانبها به امانت گذاشته ام، کتاب خدا و اهل بیتم، این دو هرگز از همدیگر جدا نمی شوند، تا در حوض کوثر بر من عرضه شوند.

 

به حکم این حدیث که پیامبر اکرم (ص) اهل بیت و عترت خود را هم سنگ قرآن قرار دادند و تأکید کردند که هیچ گاه از آن جدا نمی شوند، دلیل روشنی بر عصمت آنان است؛ زیرا ارتکاب کوچک ترین گناه حتی اگر به صورت اشتباه و خطا باشد جدایی عملی از قرآن است. بنابراین، همان گونه که قرآن از هر نوع خطا و اشتباه مصون و محفوظ است، ائمه نیز از هر نوع خطای فکری و عملی منزه و پاک هستند.

 

پس از آن که روشن شد امام (ع) به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر (ص) باید معصوم از گناه و خطا باشد، بدیهی است که راهی برای احراز صفت عصمت در فردی که جانشین پیامبر (ص) است، جز از راه نص و بیان خداوند باقی نمی ماند؛ زیرا تنها او عالم به سرِّ و خفیات و ملکات نفسانی است.

 

اینک در ادامه اجمالا به نصوصی توجه می کنیم که به تعیین مصداق (امامی که باید معصوم باشد)، تصریح کرده اند:

 

این نص و تصریح از طریق پیامبر (ص) درباره امامت امام علی (ع) در جاهای مختلف اعلام شده که مورد قبول شیعه و اهل سنت است و در منابع روایی دو گروه موجود است. یکی از صریح ترین آنان حادثه غدیر خم است. آن جا که پیامبر (ص) به امر خدا امام علی (ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کرد و فرمود: "ر کس را که من مولای او هستم، علی مولای اوست". [18]

 

و یا پیامبر (ص) خطاب به اصحابش فرمود: "تسلیم او ] علی [ باشید در حکومت و امارت مؤمنان". [19]

 

همچنین در جایی دیگر در حالی که پیامبر (ص) دست علی (ع) را گرفته بود و اشاره می کرد، به او فرمود: "این ] علی [ خلیفه و جانشین من است در میان شما بعد از من، پس از او شنوایی داشته باشید و از او اطاعت کنید". [20]

 

در مورد امامان بعد از امام علی (ع) نیز از طریق پیامبر (ص) و امامان قبلی، معصوم بعد از خود را می شناسانند و مشخص می کنند؛ مثلا در باره امام حسین (ع) از پیامبر نقل شده است: "این پسر من است، امام است، پسر امام است، برادر امام است، پدر نه امام است که نهمین فرد از آنان، قائم است. حجت است، پسر حجت است، برادر حجت است، پدر نه حجت است". [21]

 

جهت اختصار به همین یک روایت بسنده می کنیم و برای آگاهی بیشتر در این زمینه کاربر گرامی را ارجاع می دهیم به کتاب های: النجاة فی القیامة، ابن میثم بحرانی؛ منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، الغدیر، علامه امینی و نمایه هایی که در همین پایگاه وجود دارد:

 

1. عصمت انبیا از دیدگاه قرآن، سؤال 112 (سایت: 998).

2. عصمت انسان‏هاى معمولى، سؤال 104 (سایت: ۹۶۱).

3. علت محدود کردن اهل بیت به چند نفر، سؤال 243 (سایت: ۱۸۵۰).

 

 


[1] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، واژه  امام.

[2] "الامامة رئاسة عامة دینیة مشتملة علی ترغیب عموم الناس فی حفظ مصالحهم الدینیة و الدنیا ویه و زجرهم عمایضرهم بحسبها"، خواجه نصیر طوسی، قواعد العقائد، ص 108.

[3] "الامامة رئاسة عامة فی امور الدین و الدنیا خلافة عن النبی"، قوشجی، علاءالدین، شرح تجرید، ص 472.

[4] "ان العصمة ملکة تقتضی عدم مخالفة التکالیف اللزومیه عمداً و خطاءً مع القدرة علی الخلاف"، مظفر، محمد رضا، دلائل الصدق، ج 2، ص 4.

[5] پیامبر اسلام (ص) به علی (ع) خطاب فرمود: "انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لانبی بعدی، تو نسبت به من منزلت هارون نسبت به موسی را داری، جز این که پیامبری بعد از من وجود ندارد"، سیره ابن هشام، ج 2، ص 52.

[6] مظفر، محمد رضا، دلائل الصدق، ج 2، ص 8-10.

[7] همان.

[8] مختاری مازندرانی، محمد حسین، امامت و رهبری، ص 59.

[9] "و اذا بتلی ابراهیم ربه... قال لاینال عهدی الظالمین"، بقره، 124.

[10] "... تلک حدود الله فلاتعتدوها و من یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون"، بقره، 229.

[11] پس هیچ ارتباطی با انتخاب و گزینش مردم ندارد، بلکه از جانب خدای متعال به کسانی که استحقاق و شایستگی این مقام را داشته باشند، اعطا می گردد. البته فعلیت مقام امامت، با نتخاب و بیعت مردم است.

[12] معنای عصمت انبیا و امامان این نیست که مثلاً جبرئیل دست آنان را بگیرد (البته جبرئیل اگر دست شمر را هم بگیرد، هرگز مرتکب گناه نمی شود)، بلکه عصمت "زاییده ایمان" است. اگر انسان به حق تعالی ایمان داشته باشد و با چشم قلب خداوند متعال را مانند خورشید ببیند، امکان ندارد، مرتکب گناه و معصیت گردد. معصومین (ع) بعد از خلقت از طینت پاک، بر اثر ریاضت و کسب نورانیت و ملکات فاضله، همواره خود را در محضر خداوند متعالی – که همه چیز را می داند به همه امور احاطه دارد – مشاهده می کنند. (امام خمینی، نبوت از دیدگاه امام خمینی، (تبیان)، ص 124).

[13] "... انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا"، احزاب، 33.

[14] احزاب، 33؛ مائده، 6، ذیل آیه وضو که می فرماید: ه... و لکن یرید لیطهرکم ..."؛ خداوند نمی خواهد مشکل برای شما ایجاد کند، بلکه می خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید.

[15] سبحانی،جعفر، منشور عقاید امامیه، ص 168- 169. شایان ذکر است که اراده تکوینی حق بر عصمت اهل بیت، مایه سلب اختیار آنان نیست، همان گونه که وجود عصمت در پیامبران نیز موجب سلب اختیار آنان نیست.

[16] "یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم..."، نساء، 59.

[17] مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقائد، ص 203.

[18] "من کنت مولاه، فهذا علی مولاه"، علامه امینی، الغدیر، ج 1، ص 207؛ ابن میثم بحرانی، النجاة فی القیامة فی تحقیق امر الامامة، ص 81.

[19] "سلموا علیه بإمرة المؤمنین"، همان.

[20] "ذا خلیفتی من بعدی فاسمعوا له و اطیعوا"، همان.

[21] "ابنی هذا امام ابن امام اخوا امام ابوائمه تسعة، تاسعهم قائمهم، حجة ابن حجة اخو حجة ابو حجج تسع"، ابن میثم بحرانی، النجاة فی القیامه، فی تحقیق امر الامامة، ص 167.

+ نوشته شده توسط یحیی در جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 10:13 |
خلاصه پرسش
تعبیر "سیدة نساء العالمین" برای حضرت مریم (س) ذکر شده است، آیا به کارگیری آن برای حضرت زهرا (س) اشکال ندارد؟
پرسش
در قرآن کریم از حضرت مریم با "سیدة نساء العالمین" یاد شده است. در عین حال ما این صفت را برای حضرت زهرا به کار می بریم. لطفاً این دوگانگی را توضیح دهید.
پاسخ اجمالی توسط سایت اسلام کوئست

تعبیر "سیدة نساء العالمین" مستقیماً در قرآن نیامده است. این تعبیر برگرفته از آیه 43 سوره آل عمران است. خداوند خطاب به حضرت مریم (ع) می فرماید: "و اصطفاک علی نساء العالمین"؛ خداوند تو را از بین زنان عالم برگزید.

 

مراد از این آیه این است که خداوند حضرت مریم (ع) را از بین زنان عصرشان برگزید، اما بنابر آنچه از پیشوایان دین رسیده است، حضرت زهرا (ع) سرور همه زنان جهان در تمام دورانهاست.

پاسخ تفصیلی

لقب "سیدة نساء العالمین" اگر چه برای حضرت زهرا و حضرت مریم (س) این دو بانوی بزرگوار ذکر شده است، اما با مراجعه به روایات روشن می شود که مورد استفاده آن در این دو مورد متفاوت است؛ از این رو دو گانگی در آن وجود ندارد.

 

در مورد اول که این عنوان از صفات حضرت مریم (ع) شمرده شده است بر گرفته از آیه 43 سوره آل عمران می باشد: "إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمین‏".[1]

 

مورد دوم از القاب حضرت زهرا (ع) است که در روایات آمده است. با مراجعه به روایات در می یابیم که مورد استفاده این لفظ در موارد ذکر شده متفاوت است؛ به همین جهت منافاتی با یکدیگر ندارند، روایت زیر دلیلی بر این مدعا است:

 

مفضل می گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: که مرا از سخن پیغمبر خدا (ص) در باره حضرت فاطمه «قطعا او بزرگ زنان جهانیان است» آگاه فرما، آیا او بزرگ ترین بانوان زمان خویش است؟ فرمود: این مقام براى حضرت مریم است که بزرگ زنان زمانه خویش بود، اما حضرت فاطمه (ع) سرور و پیشواى بانوان سراسر جهان هستى از آغاز تا پایان است.[2]

 

نظیر این سؤال را قرآن درباره برتری بنی اسرائیل "فرزندان یعقوب (ع)" بر جهانیان مطرح کرده  است:"یا بَنی‏ إِسْرائیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتی‏ أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمین‏"؛ اى فرزندان یعقوب به یاد آرید نعمتى که به شما عطا نمودم و شما را برگزیدم و برترى دادم بر تمام مردم.[3] روشن است که مراد آیه برتری دادن آنها بر مردم زمان خودشان می باشد نه مسلمانان؛ از این رو در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (ع) روایت مفصلی در برتری رسول خدا (ص) و اهل بیت و امت او بر رسولان و اهل بیت و امت های پیشین نقل شده است، از جمله می فرماید: اى موسى! آیا ندانستى که، فضل و برترى أصحاب محمّد بر تمام أصحاب رسولان، مانند فضل و برترى اهل بیت محمّد است بر همه خاندان پیامبران! و مانند فضل و برترى محمّد است بر جمیع فرستادگان!؟[4]

 

و نیز آیه ای که برتری آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان اعلام می کند،[5]نشانگر برتری نسبی آنان است.

 

با توجه به آنچه گفته شد، هیچ منافات و تعارضی در استفاده از عنوان "سیدة نساء العالمین" برای این دو بانوی بزرگ جهان هستی نیست.

 

 

[1]آل عمران، 42.

[2]صدوق، محمد بن علی، معانی الأخبار، ص 107، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1361 ش.

[3]بقرة:47،122.

[4]امام عسکری (غ)، تفسیر امام عسکری، ص 32، مدرسه امام مهدی (ع)، قم، 1409 ق.

[5]آل عمران، 33.

 

+ نوشته شده توسط یحیی در چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 21:47 |
یک متخصص طب سنتی گفت: مصرف خاکشیر،زیتون، کاهو، کرفس، گشنیز و عرق کاسنی با عسل در رفع یبوست موثر هستند.

حمید افراسیابی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس راههای درمان یبوست را از دیدگاه طب سنتی، اعلام کرد و گفت: خوردن یک لیوان خاکشیر هنگام صبح، مصرف یک لیوان آب کرفس با آب هویج و همچنین مصرف عرق کاسنی با عسل برای رفع یبوست توصیه می شود.

وی ادامه داد: مخلوطی از پودر گل سرخ با ماست بدون چربی، مصرف زیتون همراه با غذا و خوردن روزانه سبزی شوید، جعفری، کاهو و گشنیز مفید است.

این متخصص طب سنتی افزود: مصرف صبحانه و شام سبک به رفع یبوست کمک می کند.همچنین خوردن گیاه آلوئه ورا توصیه می شود چون این گیاه تقویت کننده معده و روده و سرشار از ویتامین A، B1، B2، B6، است.آلوئه ورا تنظیم کننده هضم غذا است و دفع مواد زائد از روده را آسان می کند.

افراسیابی گفت: گشنیز نیز در رفع یبوست موثر است.این سبزی تقویت کننده معده و ضد باکتری معده و روده است.

وی تصریح کرد: بادرنجبویه نیز از خانواده نعناع است و ویتامین‌های A، B و C دارد و تقویت کننده معده و روده بوده و صفرا را از بین می‌برد.

افراسیابی بر مصرف کاهو به دلیل داشتن مواد معدنی، ید و کلسیم برای رفع یبوست تأکید کرد و گفت: مصرف روزانه زیتون و انجیر خشک نیز توصیه می شود.

- See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13931003001180#sthash.CpaMOTZi.dpuf

 

+ نوشته شده توسط یحیی در پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ و ساعت 15:6 |

 

خلقت انسان

«أَ فَعَیینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فی‏ لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدیدٍ؛[قاف/۱۵] آیا ما از آفرینش نخستین عاجز ماندیم (كه قادر بر آفرینش رستاخیز نباشیم)؟! ولى آنها (با این همه دلایل روشن) باز در آفرینش جدید تردید دارند.»
امام باقر(ع) در تاویل این آیه به جابر بن یزید می فرمایند: اى جابر! تأویل آیه این است كه خداوند متعال آنگاه كه این آفریدگان و این جهان را نابود ساخته و بهشتیان را در بهشت و دوزخیان را در دوزخ جاى دهد، جهان دیگرى غیر از این جهان را از نو پدید مى‏ آورد، بدون نر و ماده، تا او را پرستیده و یگانه دانند و به آنان زمینى غیر از این زمین مى ‏آفریند كه در آن استقرار یافته و آسمان دیگرى كه بر آنان سایه افكند. شاید تو بر این باورى كه خداوند تنها این جهان را آفریده و به جز شما بشرى را نیافریده است؟ آرى به خدا سوگند! به طور حتم خداوند متعال هزار هزار جهان و هزار هزار آدم آفریده كه تو در پایان این جهان‏ ها و آن آدمیان هستى.[۱]

پس از این آیه و این حدیث فهمیده می شود که انسان های بسیاری قبل از حضرت آدم(ع) وجود داشته اند. که ما از جزئیات خلقت آن ها بی خبریم. و شاید بعضی از فسیل هایی که توسط دانشمندان کشف می شود، مربوط به انسان های قبل از آدم باشد. یا حتی بعضی از کشفیات مرتبط به نظریه داروین، مرتبط به انسان های سابق باشد که در اثر گناهان مسخ شده اند. و به شکل بوزینه در آمده اند.
اما اگر منظورتان از انسان حضرت آدم (ع) است، در قرآن مطلب خاصی در این باره نداریم. و مطالبی در تورات وجود دارد که علامه طباطبایی آن را مطابق محاسبه عقلانی می دانند:
«در تاریخ یهود آمده است كه: عمر نوع بشر از روزى كه در زمین خلق شده تا كنون، بیش از حدود هفت هزار سال نیست كه اعتبار عقلى هم كمك و مساعد این تاریخ است »[۲]

[۱]. الخصال، ج‏۲، ص: ۶۵۲.
[۲]. ترجمه المیزان، ج‏۴، ص: ۲۲۱.

منبع:http://www.soalcity.ir/node/558

+ نوشته شده توسط یحیی در سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ و ساعت 11:25 |
پس از تولد شیث، چون زمان فوت آدم(ع) فرارسید، خداوند به او امر نمود که آنچه را به تو تعلیم دادم به بهترین فرزندانت وصیت کن و حضرت آدم(ع) نیز جمیع فرزندان خود را جمع کرد و فرمود که هبةالله(شیث) جانشین من می‌باشد.

 به نقل از سایت قدس آنلاین، پس از تولد شیث، چون زمان فوت آدم (ع) فرارسید خداوند به او امر نمود که آنچه را به تو تعلیم دادم به بهترین فرزندانت وصیت کن. و حضرت آدم (ع) نیز جمیع فرزندان خود را جمع نمود و فرمود که هبه الله (شیث) جانشین من بعد از شما می باشد و همه این دستور پدر را اطاعت نمودند.

وصیت های آدم قبل از فوت!

به سند معتبر از امام محمدباقر (ع) نقل شده است که: آدم (ع) دستور داد تا تابوتی ساختند و علم خود و اسماء و وصیتش را در آن نهاد و به حضرت شیث سپرد و گفت: هرگاه من مردم، مرا غسل بده و کفن کن و بر من نماز بخوان و مرا در قبر قرار بده و چون نزدیک وفات تو شد و آن حالت را در خود یافتی یکی از بهترین پسران خود را انتخاب کن پس آنچه را من به تو وصیت کردم به او وصیت کن تا در حق تو انجام دهد و زمین را هیچ گاه بی خلیفه و جانشین قرار میدهید.

چرا جبرئیل بر آدم (ع) نماز نخواند؟

از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: چون حضرت آدم (ع) فوت شد و وقت نماز بر آن حضرت شد، هبه الله (شیث) به جبرئیل گفت: پیش رو ای فرستاده خدا و نماز بخوان بر پیغمبر خدا. سپس جبرئیل گفت: خدا ما را امر کرد که پدر تو را سجده کنیم، پس ما پیشی و سبقت نمی گیریم بر نیکان و فرزندان او، و تو از نیکوکارترین های آنان هستی.

پس شیث در جلو ایستاد و پنج تکبیر گفت بر آدم (ع)، به تعداد نمازهایی که خداوند بر امت اسلامی واجب گردانیده است، و این سنتی ماندگار شد در میان فرزندان آدم(ع) تا روز قیامت.

علت گذاشتن ۲ ترکه در کفن میت!

از حضرت محمد(ص) نقل شده است که وفات حضرت آدم (ع) در روز جمعه بوده است و همچنین اکابر علمای اسلام روایت کرده اند که: چون خداوند آدم (ع) را از جنت المأوی بر زمین فرستاد، از جدایی بهشت وحشت زده گردید، پس از خداوند درخواست نمود تا او را انس دهد به درختی از درختان بهشت، پس خداوند به سوی او درخت خرمایی فرستاد که مونس او بود. چون وقت وفات حضرت آدم (ع) فرا رسید به فرزندان خود گفت: من به آن درخت در حیات خود انس گرفته ام و امید دارم که بعد از وفات نیز مونس من باشد. پس چون بمردم ترکه ای از آن جدا کنید و دو نیم کنید و هر دو را در کفن من بگذارید. پس فرزندان آدم (ع) چنین کردند و پیغمبران بعد نیز از این کار متابعت نمودند و این کار در عهد جاهلیت به فراموشی سپرده شد ولی با ظهور حضرت محمد(ص) ایشان آن را احیا کردند و سنتی در بین مردم گردید.

مکان دفن حضرت آدم(ع)

درباره مکان دفن حضرت آدم (ع) سید بن طاووس نقل کرده است که: در صحف ادریس خوانده ام که حضرت آدم (ع) ده روز بیماری تب را تحمل کردند و سرانجام وفات نمودند و روز وفات ایشان جمعه یازدهم محرم بود و در غاری که در کوه ابوقیس رو به مکه بود مدفون شدند. همچنین عامه و خاصه از وهب بن منبه روایت کرده اند که: شیث، آدم (ع) را در غاری که در کوه ابوقیس است که آن را «غار اکنز» می گویند، دفن نموده است...

فوت حوا یک سال بعد از آدم (ع)

با توجه به روایات موجود درباره طول عمر حضرت آدم(ع) سال هایی تا حدودی نزدیک به هم ذکر شده است به نحوی که به سند معتبر از حضرت صادق (ع) آمده است که: حضرت رسول (ص) فرموده اند؛ عمر شریف آدم (ع) نهصد و سی سال بوده است و سید بن طاووس گفته است که: در سِفر سوم تورات یافتم که عمر حضرت آدم (ع) نهصد و سی سال بوده است، و محمد بن خالد برقی در کتاب بدا از حضرت صادق (ع) روایت کرده است که: عمر آدم نهصد و سی سال بوده است.

همچنین سید بن طاووس در نقلی دیگر می گوید: در صحف ادریس خوانده ام که عمر حضرت آدم (ع) از روزی که روح در او دمیدند تا وفات هزار و سی سال بوده و حوا بعد از او یک سال و پانزده روز بیمار بود و پس از آن فوت نمود و در کنار قبر حضرت آدم(ع) مدفون شد.

منابع:

1- مجلسی، محمدباقر. تاریخ پیامبران، قم: سرور.

2- مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، جلد 11.

3- محمدبن طاووس. سعد السعود، قم: منشورات الرضی.

4- راوندی، قطب الدین. قصص الانبیاء، مشهد: مجمع البحوث الاسلامیه.

5- شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، تهران: دارالکتب الاسلامیه، جلد 1.

6- محمدبن مسعود بن عیاش. تفسیر عیاشی، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، جلد 1

+ نوشته شده توسط یحیی در سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ و ساعت 11:13 |
از آغاز پيدايش موجود زنده بر روي زمين3 ميليارد سال مي‌گذرد با توجه به اينكه بر اساس روايات124000 پيامبر بعد از حضرت آدم به سوي مردم به رسالت مبعوث شده‌اند آيا مي‌توان بر اساس آيات و روايات معين كرد تاريخ دقيق پيدايش انسان بر روي زمين از چه زماني بوده است؟

در آيات و روايات اشارة مستقيم به زمان حيات انسان بر روي کرة زمين نکرده‌اند. ولي دانشمندان و زمين شناسان با روش‌هاي خاص علمي که دارند مدت زمان و عمر يک شئ و انساني را متوجه مي‌شوند. از طريق مطالعة کتب علمي و زمين شناسي و مجلاتي که در اين زمينه، که شايد اشاره کنند، مي‌توان به مدت عمر يک قوم و قبيله يا پيامبران پيشين و ما قبل مسيح پي برد. (البته از ميلاد حضرت مسيح تاکنون بيش از 2004 سال مي‌گذرد) کما اينکه، زمين شناسان و کاوشگران در سرزمين (شوروي سابق) روسيه، بقاياي کشتي حضرت نوح و تخته‌هاي کشتي را کشف نموده‌اند، که خود مي‌تواند اثبات مدت زماني که حضرت نوح(ع) زندگي مي‌کردند باشد. و يا با اکتشاف سرزمين‌هايي مثل بيت‌المقدس، فلسطين، لبنان و سوريه که سرزمين موعود و محل بعثت اکثر انبياء در اين سرزمين بوده‌ است، پي به مدت عمر انسان و انبياء برد.
اين دسته از شناخت و علوم، تجربي و اختصاص به دانشمندان داشته است که با مراجعه‌ به مجلات و کتب اختصاصي در اين موضوع اطاعات کافي را بدست مي‌آوريم.
در اسلام (آيات و روايات) بيشتر توجه به معارف و علوم حقه و مفيد که رشد و تکامل اخلاقي داشته و بيشتر به اشکالات اقوام و محاسن اقوام پيشين اشاره داشته است تا درس عبرتي براي امت‌هاي آينده و حال باشد. و راه و رسم چگونه زيستن و راه ارتباط با ديگران و با خداوند را در احاديث و آيات بيشتر به چشم مي‌بينيم.
اگر چه در برخي از کتب موجود از قبيل تورات و يا در برخي منابع اسلامي از بدو خلقت آدم تا الان حدود10‌ـ 6 هزار سال بيان نموده‌اند ولي اين رقم محل بحث می باشد.

+ نوشته شده توسط یحیی در سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ و ساعت 11:9 |
آیت‌الله خامنه‌ای نعمت بسیار بزرگی برای مسلمانان هستند/ ماجرای دختری که سه روز بود مرده بود

خبرنگار فارس از کرمانشاه که برای شرکت در مراسم اربعین به عراق سفر کرده با کلیددار حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس (ع) به گفت‌و‌گو پرداخته که حاوی نکات جالب و خواندنی است.

 

  •  

به گزارش خبرنگار فارس کرمانشاه که برای شرکت در مراسم اربعین حسینی امسال به عراق سفر کرده بود، حاج شیخ عباس محمد علی کشوان آل شیخ، خادم و کلیددار اقدم حرم مطهر قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس(ع) است که قریب به 12 نسل از خانواده‌اش کلیددار حرم حضرت عباس (ع) بوده‌اند.

اجداد حاج شیخ عباس محمد علی کشوان آل شیخ نزدیک به 485 سال توفیق کلیدداری حرم مطهر قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) را داشته‌اند و اغلب آنها در روز عاشورا چشم از جهان فرو بسته‌اند.

شیخ عباس کشوان که قریب به 45 سال از عمرش خادم و کلیددار حرم مطهر بوده در گفت‌و‌گو با خبرنگار اعزامی فارس کرمانشاه به عراق گفت: اجدادم چند قرن پیش از ایران به عراق مهاجرت کرده‌اند.

*آیت‌الله خامنه‌ای نعمت بسیار بزرگی برای مسلمانان هستند

وی با اشاره به اینکه همیشه برای مردم ایران دعای ویژه می‌کنم و علاقه خاصی به شیعیان ایران دارم، افزود: خداوند متعال رهبر فرزانه این کشور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را حفظ کند.

کشوان آل شیخ تاکید کرد: آیت‌الله خامنه‌ای نعمت بسیار بزرگی برای مسلمانان علی‌الخصوص ایرانیان هستند که باید قدر این نعمت باارزش را بدانید.

*امام رضا(ع) همشهری ایرانیان هستند / قدر این همشهری را بدانید

وی ادامه داد: حضرت امام رضا (ع) همشهری شما ایرانی‌ها  هستند که باید قدر این همشهری را بدانید و سعی کنید همواره به زیارت این امام همام بروید.

کشوان آل شیخ با بیان اینکه امروزه ایرانیان علاقه خاصی به امام هشتم(ع) دارند، افزود: حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) گوهر بسیار بزرگی در کشور ایران و موجب برکات فراوانی برای مردم این سرزمین هستند.

*نماز و زیارت عاشورا کلید حل مشکلات است

این پیرغلام اهل بیت(ع) گفت: در خانه‌ای که نماز خوانده شود، قطعا ملائکة الله در آن خانه حضور پیدا می‌کنند و خواندن زیارت عاشورا نیز برکات فراوانی داشته و کلید حل مشکلات است.

*اربعین نشان‌دهنده اقتدار مسلمانان است

وی با بیان اینکه امسال افراد مختلفی از سراسر جهان خود را با پای پیاده به کربلا رساندند، گفت: این حرکت عظیم نشان داد که مسلمانان هیچ‌گاه از پایبندی به مقدسات و اعتقادات خود کوتاه نمی‌آیند.

کلیددار حرم ابوالفضل(ع) ادامه داد: موضوع استراحت و خوراک جمعیت چندین میلیونی زوار اربعین حسینی معجزه‌ای است که به‌خوبی انجام شد.

خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع) گفت: خوشبختانه علی‌رغم تبلیغات دشمنان، امسال چندین میلیون زائر در مراسم اربعین حضور یافته و حماسه‌ای بزرگ آفریدند و مشت محکمی بر دهان گروه‌های تروریستی زده و اقتدار خود را نشان دادند.

*ازدواج به زندگی انسان برکت می‌دهد

وی در بخش دیگری از سخنانش به نقش ازدواج در کامل شدن زندگی جوانان و برکات آن اشاره کرد و افزود: ازدواج موجب کامل شدن فرد و رونق زندگی می‌شود.

خادم حرم حضرت ابوالفضل (ع) گفت: من در طول زمانی‌که کلیددار بوده‌ام، خاطرات و معجزات بسیار زیادی از ابوالفضل العباس (ع) دیده و شنیده‌ام، اما همیشه موضوعاتی‌که با چشمان خود دیده‌ام را بازگو خواهم کرد.

*ماجرای دختری که سه روز بود مرده بود

خادم حرم قمر بنی‌هاشم (ع) تصریح کرد: شبی قبل از نماز صبح در اطراف ضریح مطهر حضرت عباس(ع) بودم و دیدم زن عربی دختر خود را بر روی پشت خود بسته و با ورود به حرم، ضریح را دید و سجده کرد و به زیارت پرداخت.

حاج عباس بیان داشت: این خانم حدود چند ساعت ضریح مبارک را زیارت کرد و من حساب کردم حدود 55 مرتبه به دور ضریح چرخید و هر بار که یک دور تمام می‌شد، چیزی می‌گفت و دوباره حرکت می‌کرد.

وی خاطر نشان کرد: نماز صبح که تمام شد، دیدم که آن دختر بچه در کنار ضریح گریه می‌کند و هر چه گشتم مادرش را پیدا نکردم.

وی ادامه داد: سراسر حرم را گشتم و بالاخره آن زن را دیدم در گوشه‌ای خوابیده و به سختی از خواب بیدار شد.

کلیددار حرم ابوالفضل (ع) عنوان کرد: به او گفتم بچه‌ات گریه می‌کند که ناگهان سراسیمه از جا بلند شد و با بغض فریاد می‌زد زنده شد؟ زنده شد؟

وی تاکید کرد: آن زن گفت بچه‌ام سه روز است که مرده و او را آوردم تا اینجا زنده شود، زیرا اگر پدرش می‌دانست، قطعا مرا می‌کشت.

حاج عباس گفت: طبق رسم حرم بلافاصله آن کودک را به اتاقی که پنجره‌اش به سوی صحن مطهر قرار دارد بردم و این خبر را به استاندار و مرجع آن زمان اطلاع دادم.

این خادم حرم حضرت عباس (ع) در خاتمه برای تمام مردم ایران اسلامی آرزوی توفیق روزافزون کرد و گفت: قدر امنیت و کشور خود و مقام معظم رهبری را بدانید.

 

---------------------------------

گفت‌و‌گو از: محمدجواد کنجوری

---------------------------------

+ نوشته شده توسط یحیی در سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ و ساعت 10:25 |
هر کس در بین الطلوعین یعنی بین فجر کاذب و فجر صادق ( ۵ دقیقه قبل از اذان صبح تا ۵ دقیقه بعد از اذان) این ذکر را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده میشود ولو اگر تشرف به خدمت امام زمان (عج) باشد.

عرش نیوز نوشت: آیت الله العظمی شیخ محمد تقی بهجت در حاشیه قرآن شخصی خود دستور عمل زیبایی را نوشته بودند که در ادامه می خوانید:
 
هر کس در بین الطلوعین یعنی بین فجر کاذب و فجر صادق ( ۵ دقیقه قبل از اذان صبح تا ۵ دقیقه بعد از اذان) این ذکر را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده میشود ولو اگر تشرف به خدمت امام زمان (عج) باشد:
 
صلوات (۱۴ بار)
 
یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی (۴۰ بار)
 
صلوات (۱۴ بار)
+ نوشته شده توسط یحیی در شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 21:28 |