و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين
حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع)
همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر
بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند
عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.
اربعين در فرهنگ عاشورا
در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.
نخستين اربعين
در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.
اربعين و عرفان
اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.
آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »
پيامبر حکيم (ص) فرمود:
« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى سازد.»
صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:
ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک.
و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."
http://www2.irib.ir/occasions/moharam/Arbaeen/arbaeen.HTM
| عزاداری از نگاه امام(ره) محمدامین پورامینی |
![]() |
یکی از
نقاط برجسته زندگانی امام خمینی عشق وولای او نسبت به اهل بیت عصمت وطهارت
(ع)، بویژه ساحت مطهر حضرت سید الشهدا(ع) بود، بیاد دارم پس از بازگشت
امام به قم در روز هشتم محرم، ایشان به بیت قدیمی خود واقع در یخچال قاضی
حاضر شدند، ودر مجلس عزاداری شرکت جستند، با ورود به مجلس مردم که از حضور
امام به وجد آمده بودند به سمت ایشان نشستند، امام با صدای بلند فرمود: به
سمت منبر بنشینید، مردم رو به سمت منبر نشستند به گونه ای که امام در سمت
چپ آنان قرار گرفت. خطیب منبر آقای یثربی بود، پس از مقدمه چینی روضه حضرت
علی اکبر (ع) را خواند، در این هنگام حضرت امام دستمال سفیدی را از جیب
خود بیرون آورده وگریه کردند، در این اثنا خطیب منبر از وقت استفاده کرد
ویادی از فرزند امام مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی کرد، دیدم امام دستمال را
از روی پیشانی خود برداشت، ودر حدود یک دقیقه که سخن از فرزند دلبند وی
بود به آرامی نشست، آنگاه که خطیب منبر روضه علی اکبر (ع) را از سر گرفت
باز دستمال را بر پیشانی نهاد وگریه کرد. متوجه شدم که این مرد بزرگ نمی
خواست به اندازه یک دقیقه هم اشک بر علی اکبر (ع) را با اشک بر فرزندش
درهم آمیزد.. به هنگام
حضور در نوفل لوشاتو در فرانسه نیز مجلس عزای حسینی را بپا کرد، وخبرگزاری
های جهان که برای اولین بار با این صحنه مواجه شده بودند، گریه وی را در
ماتم حسین بن علی (ع) دیدند ومخابره کردند. پیش از آن
حضور 14 ساله وی در عراق، حضور پیوسته شبانه در حرم امیر مومنان علی (ع)،
وحضور شبهای جمعه در حرم سید الشهدا نشان از عمق ولای او دارد. وقبل از آن
این جریان را -که مربوط به دوره طلبگی ایشان است- از مرحوم آیت الله نجفی
مرعشی نقل شده است: در دوره ممنوعیت برگزاری مجالس عزای امام حسین (ع) -
در دوره رضا خان-، با آقای خمینی در حجره نشسته بودیم، ایام عزای حسینی
بود ومجالس ممنوع، دلمان گرفته بود، تصمیم گرفتیم یک مجلس دو نفری تشکیل
بدهیم، قدری ایشان روضه خواند ومن گریه کردم، قدری من روضه خواندم وایشان
گریه کرد، قدری ایشان نوحه خواند ومن سینه زدم، ومقداری من نوحه خواندم
وایشان سینه زد. عمق ارتباط
وی ومیزان خلوص وی بقدری بود که مرحوم آیت الله اراکی میفرمود: اگر ایشان
در رکاب حضرت سید الشهداء در کربلا حاضر می بود جزء شهیدان قرار می گرفت. جا دارد که برخی از سخنان ایشان را پیرامون اهمیت عزای حسینی ومجالس سوگواری ودسته جات عزاداری را بیاوریم: - «روضه
سید الشهداء برای حفظ مکتب سید الشهداء است. آن کسانی که می گویند روضه
سیدالشهداء را نخوانید، اصلا نمیفهمند مکتب سید الشهداء چه بوده ونمیدانند
یعنی چه، نمیدانند این گریه ها واین روضه ها حفظ کرده این مکتب را. الان
1400 سال است که با این منبرها با این روضه ها وبا این مصیبت ها وبا این
سینه زنی ها ما را حفظ کرده اند.. سید الشهدا را این گریه ها حفظ کرده است
مکتبش را، این مصیبت ها وداد وقالها حفظ کرده، این سینه زنی ها واین
دستجات .. اینها حفظ کرده.. هیاهو میخواهد، هر مکتبی هیاهو میخواهد، باید
پایش سینه بزنند، هر مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد،
تا پایش توی سر وسینه زدن نباشد حفظ نمیشود .. این گریه ها زنده نگه داشته
مکتب سید الشهدا را، این ذکر مصیبت ها زنده نگه داشته مکتب سید الشهدا را.
ما باید برای یک شهیدی که از دستمان میرود علم (پرچم) بپا کنیم، نوحه
خوانی کنیم، گریه کنیم، فریاد کنیم.. این یک متینگ وفریادی است برای احیاء
(زنده نگاه داشتن) مکتب سید الشهدا.. این روضه خوانی ها ومصیبت وگریه است
که کشور شما را حفظ کرده .. با این هیاهو، با این گریه، با این نوحه
خوانی، با این شعر خوانی، با این نثر خوانی ما میخواهیم مکتب را حفظ کنیم،
چنانچه تا حالا هم حفظ شده است..». (صحیفه نور 8/ 69-71) - «اسلام
را تا حالایی که شما میبینید.. سید الشهدا زنده نگه داشته است. سید الشهدا
سلام الله علیه .. همه جوانان خودش را، همه مال ومنال، هرچه بود، هرچه
داشت.. در راه خدا داد، وبرای تقویت اسلام ، مخالفت با ظلم، قیام کرد.. ما
که دنبال او هستیم ومجالس عزا را از آن وقت به امر امام صادق سلام الله
علیه وبه سفارش ائمه هدی علیهم السلام، ما بپا میکنیم این مجالس عزا را..
اینها را باید حفظ کنید، اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ بشود، اینها
یک شعائر سیاسی است که باید حفظ بشود. بازیتان ندهند این قلمفرساها،
بازیتان ندهند این اشخاصی که با اسماء مختلفه وبا مرامهای انحرافی
میخواهند همه چیز را از دستتان بگیرتد، واینها میبینند که این مجالس،
مجالس روضه، ذکر مصائب مظلوم در هر عصری مقابل ظالم قرار میدهد».. (صحیفه
نور 10/ 30-32). - «الان محرم است وهمه دستجات بیرون می آیند، ودستجات باید عزاداری بکنند. عزاداری مهم است». (صحیفه نور 10/ 239). - «همین
گریه ها نگه داشته ما را. گول این شیاطینی که میخواهند این حربه (سلاح) را
از دست شما بگیرند، گول اینها را نخورند جوانهای ما، همین هاست که ما را
حفظ کرده، همین ها هست که مملکت ما را حفظ کرده. تکلیف آقایان است روضه
بخوانند. تکلیف مردم است دسته های شکوهمند بیرون بیاورند، دسته های سینه
زن شکوهمند. البته از چیزهایی که بر خلاف مثلا چه هست از آنها پرهیز کنند،
اما دسته ها بیرون بیایند، سینه بزنند، هر کاری که میکردند بکنند..».
(صحیفه نور 10/ 218). - «(این
گفته که) امروز دیگر انقلاب کردیم، روضه دیگر لازم نیست از غلط هایی است
که تو دهن ها انداختند، مثل این است که بگوییم امروز ما انقلاب کردیم دیگر
لازم نیست که نماز بخوانیم! انقلاب برای این است، انقلاب کردیم که شعائر
اسلام را زنده کنیم، نه انقلاب کردیم که شعائر اسلام را بمیرانیم. زنده
نگه داشتن عاشورا یک مسئله بسیار مهم سیاسی عبادی است..ما ملتی هستیم که
با همین اشک ها سیل جریان می دهیم وخرد میکنیم سدهایی را که در مقابل
اسلام ایستاده است.. همین گریه هاست که کارها را پیش برده است، همین
اجتماعات است که مردم را بیدار میکند.. مجالس سر جای خودش باید باشد،
ومجالس عزل باید باشد، واهل منبر باید این شهادت امام حسین سلام الله علیه
را زنده نگه دارند، وملت باید با همه قدرت این شعائر اسلامی را، خصوصا این
را زنده نگه دارند، با زنده نگه داشتن او اسلام زنده می شود، «انا من
حسین» که روایت شده است که پیغمبر فرموده است، این معنایش این است که حسین
مال من است ومن هم از او زنده میشوم.. این مجالس را حفظ کنید .. اینها
اسلام را در قلوب ما زنده نگه میدارد .. مجالس عزا را با همان شکوهی که
پیشتر انجام میگرفت وبیشتر از او حفظ کنید..». (صحیفه نور 13/ 156- 158). - «ان شاء
الله روز عاشورا که جمعیت بیرون آمد، مراسم تعزیه حسین سلام الله علیه
باید با قوت خودش باشد، ودر راه پیمائی ها همه اش مراسم امام حسین (ع)
باشد..». (صحیفه نور 13/ 173). - «عاشورا با «نه» خود، یزیدیان را در طول تاریخ نفی کرد». (صحیفه نور 14/ 264). - «باید
ماه محرم وصفر را زنده نگه داریم به ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام، که
با ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام زتده مانده است این مذهب تا حالا، با
همان وضع سنتی، با همان وضع مرثیه خوانی.. ما باید حافظ این سنت های
اسلامی، حافظ این دسته جات مبارک اسلامی، که در روز عاشورا، در محرم وصفر،
در مواقع مقتضی به راه می افتد تأکید کنیم که بیشتر دنبالش باشند، محرم
وصفر است که اسلام را نگه داشته است، فداکاری سید الشهدا سلام الله علیه
است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است. زنده نگه داشتن عاشورا با
همان وضع سنتی خودش از طرف روحانیون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق، واز
طرف توده های مردم با همان ترتیب سابق که دستجات معظم ومنظم، دستجات
عزاداری به عنوان عزاداری راه می افتاد. باید بدانید که اگر بخواهید نهضت
شما محفوظ بماند، باید این سنت ها را حفظ کنید. البته اگر جنانچه یک
چیزهای ناروائی بوده است سابق ودست اشخاص بی اطلاع از مسائل اسلام بوده،
آنها باید یک مقداری تصفیه بشود، لکن عزاداری به همان قوت خودش باید باقی
بماند، وگویندگان پس از اینکه مسائل روز را گفتند روضه را همانطور که سابق
میخواندند ومرثیه را همانطور که سابق میخواندند بخوانند، ومردم را مهیا
کنند برای فداکاری. این خون سید الشهدا است که خون های همه ملت های اسلامی
را به جوش می آورد، واین دستجات عزیز عاشوراست که مردم را به هیجان می
آورد، وبرای حفظ مقاصد اسلامی مهیا میکند. در این امر نباید سستی کرد..».
(صحیفه نور 15/ 203- 204). - «ما ملتی هستیم که با همین گریه ها یک قدرت 2500 ساله را از بین بردیم..». (صحیفه نور 16/ 210). - «اگر
قیام حضرت سید الشهدا سلام الله علیه نبود، امروز هم ما نمی توانستیم
پیروز شویم، تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد، برای خاطر این
مجالس سوگواری واین مجالس تبلیغ وترویج اسلام شد.. این محرم را زنده نگه
دارید. ما هرچه داریم از این محرم است واز این مجالس.. اگر این مجالس وعظ
وخطابه وعزاداری واجتماعات سوگواری نبود کشور ما پیروز نمیشد». (صحیفه نور
17/ 60- 62). ودر وصیت
نامه سیاسی -الهی خود آورده اند: « من اکنون به ملتهای شریف ستمدیده وبه
ملت عزیز ایران توصیه میکنم که .. واز آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار
وبویژه سید مظلومان وسرور شهیدان حضرت ابی عبد الله الحسین صلوات وافر
الهی وانبیاء وملائکه الله وصلحاء بر روح حماسی او باد هیچ گاه غفلت
نکنند». (صحیفه نور 21/ 173)
نوشته شده توسط سید فاضلی در شنبه 1387/10/21 ساعت 1:48 موضوع ادبی(مقالات و اشعار مذهبی
مظلوميت امام حسين(ع) يك مظلوميت تاريخي است

گفتگو با دكتر مهدي نجفيافرا، استاد دانشگاه
دكتر مهدي نجفيافرا متولد 1343 داراي دكتراي فلسفه و دانشيار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز ميباشد. وي مقالاتي به زبانهاي فارسي و انگليسي و همچنين تأليفاتي در زمينه فلسفه و كلام اسلامي داراست كه از جمله ميتوان به كتاب حركت و زمان در فلسفه اسلامي، معاد در فلسفه و كلام اسلامي و ترجمه و تصحيح تهذيب الاخلاق ابنمسكويه اشاره كرد. وي سابقه تدريس در دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاه تهران را نيز در كارنامه خود دارد. در ماه محرم به سراغ ايشان رفتيم تا در مورد منحصر به فرد بودن حركت و قيام امام حسين (عليهالسلام) گفتوگو كنيم. آنچه در ذيل آمده ماحصل اين گفتوگو است.
با توجه به اينكه زندگي تمام ائمه بهجز 5 سال حكومت امام علي (عليهالسلام) و مدت كوتاهي از خلافت امام حسن(عليهالسلام) در دوران زمامداران غاصب گذشته، در اين ميان حركت امام حسين (عليهالسلام) و قيامشان خيلي برجسته است. وجوه اين منحصر به فرد بودن و ممتاز بودن را براي ما بفرماييد.
البته همانطور كه خودتان اشاره كرديد همه ائمه شيعي به واسطه ارتباط درستي كه با تفكرات ديني اسلامي داشتند و در واقع خودشان مظهر و تجسمي از حقيقت اسلام بودند، بعد اجتماعي و سياسي اسلام را مورد غفلت و كمتوجهي قرار ندادند. شايد يكي از مزاياي دين اسلام نسبت به اديان ديگر همين باشد كه بعضي از متفكران غربي هم حتي متوجه اين بعد شدهاند. شايد در مورد انبياي ديگر لااقل در اديان، به صورت رسمي، نداريم كسي كه حكومت داشته باشد؛ ائمه شيعه اينطور نبودند كه صرفاً به رفتار فردي و شخصي اهتمام داشته باشند و به عبادتهاي روزمره خودشان توجه نشان دهند بلكه بيشتر به دنبال اصلاح جامعه بودند و اصلاً اسلام هم براي همين آمده كه روابط اخلاقي و اجتماعي و سياسي انسانها را اصلاح كند. طبيعي است در اصلاح اجتماعي در مواقع مختلف برخورد مختلف را از انبياي مختلف شاهد باشيم. يك جاهايي زمينههايي وجود داشته كه ظلمهايي بشود يا يك سكوتي يا مصالحههايي را شاهد باشيم. ولي واقعيت اين است كه همه آنها با اين قضيه مخالف بودند. بطور مثال يكي از ائمه قيام با شمشير داشته، يكي نداشته ولي هدف همه يكي بوده. در واقع حسين(عليهالسلام) از اين نگاه خاص كه ما به اسلام داريم جدا نيست. او هم وقتي اهداف كارش را بيان ميكند ميگويد بهخاطر امر به معروف و نهياز منكر و اصلاح اسلام و ديانت اسلام قيام ميكنم. كسي كه در متن حاكميت با عنوان اسلام بر مردم حكومت ميكند با انواع اجحافهايي كه در حق دين انجام ميدهد بايد قيام كند. امام ميفرمايد اگر با از بين رفتن من اين دين جدم احيا ميشود و زنده ميماند، من حاضرم جسم خود را در معرض شمشيرها قرار دهم. چيزي كه براي ائمه ما موضوعيت داشته اين است كه يك تلقي درست از دين ارائه شود و متناسب با حقيقت اسلام وقايع بازگو شود و افرادي كه تحت جامعه ديني هستند تحت عدالت اجتماعي قرار بگيرند و رفتارهايي را كه حضرت علي(ع) داشته به عنوان اسوه عدالت ياد كنيم. امام حسين (عليهالسلام) نيز در واقع براي اجراي عدالت جامعه و مبارزه با انواع اجحافهايي كه در مورد تفكرات ديني در آن عصر انجام ميگرفته قيام ميكند.
پيامبر خاتم از قومي برخاست كه تمدن و سابقه فرهنگي درخشاني نداشتند و مظاهر كفر و بيعدالتي را در جامعه ايجاد كرده بودند، چرا اين قوم به فاصله 60 سال از اين اتفاق فرزندش را اينچنين به شهادت رساندند. اين تحول را چگونه تحليل ميكنيد؟
جانشيني پيامبر مسئله روشني بود، ولي به هر حال عليرغم تأكيد پيامبر(ص) ماجراهايي فراهم شد كه جريان جانشيني به دست بنياميه افتاد و اين تغيير، انحراف ديگري را در جامعه ايجاد كرد. با تمام اين حركتها ميبينيم كه مردم به سمت علي (عليهالسلام) و فرزندانشان ميروند و معاويه به اين مسئله وقوف دارد كه اگر مسئله علي(ع) و فرزندانش در جامعه موضوعيت پيدا كند ديگر جايي براي حكومت او باقي نميماند. او بيشترين تلاش را در اين راستا داشته و دنبال لكهدار كردن چهره علي (عليهالسلام) در جامعه است، و ذهنيت عموم مردم در مقابل اين انحرافات دگرگون ميشد طبيعي است كه مردم ديگر آن ذهنيت را به خاندان رسول ندارند. اينقدر تبليغات زياد بوده كه وقتي علي (عليهالسلام) در مسجد به شهادت رسيد مردم با تعجب از هم ميپرسيدند مگر حضرت علي(ع) نماز هم ميخوانده؟! اين نشان ميدهد كه تبليغات منفي در جامعه زياد بوده و بنياميه از ناحيه دين احساس خطر ميكردند، چون يك جايي هست كه شما ميگوييد فرد حالت عادي را در جامعه داشته و من هم حاكميت خودم را دارم ولي بنياميه ميدانستند بر طبق سندهاي موجود حاكميت از آن علي (عليهالسلام) و فرزندانش است به همين دليل به او با ديده يك رقيب سياسي نگاه ميكردند و ما نهايت سمپاشيها را عليه ايشان ميبينيم. لذا وقتي اين حكومت از معاويه به يزيد انتقال پيدا ميكند باز ميبينيم كه همين وضعيت در ارتباط با اينها وجود دارد و مردم هم متوجه نيستند كه كاري برخلاف دين را انجام ميدهند، و همين زمينه را فراهم ميكند كه مردم اكثرشان با اين قضيه كنار ميآيند؛ اگر چه وقتي اين واقعه رخ ميدهد تأثيرات خودش را ميگذارد و در بخشهاي مختلف جامعه قيامهاي مختلفي را ايجاد ميكند و عمر بنياميه زياد پايدار نميماند و با ريخته شدن خون حسين (عليهالسلام) حاكميت بنياميه هم بعد از چند صباحي به پايان عمر خودش ميرسد و نميتواند دوام و استمرار لازم را در جامعه داشته باشد.
با توجه به اينكه قيامهاي مشابهي داشتيم از لحاظ شكلي و كمي حتي با تعداد كشتههاي بيشتر، راز جاودانگي و ماندگاري اين قيام را در چه ميدانيد؟
ببينيد من احساسم اين است كه در واقع بسياري از حركتها كه در جامعه بشري صورت ميگيرد بيشتر از آنكه غايات ديني و اخلاقي داشته باشد جنبههاي سياسي و نوعي رسيدن به قدرت برايشان موضوعيت داشته است. يعني وقتي هر كدام از اين حركتها را تحليل ميكنيد ميبينيد كه طرف بيشتر به دنبال اين است كه خودش را به حاكميت برساند و حاكميت خودش را تثبيت بكند، ولي در حركت امام حسين (عليهالسلام) شايد تنها چيزي كه ديده نميشود اين است و چيزي كه مطرح است حاكميت است اما نه حاكميت فرد. يعني قيام حسين(عليهالسلام) يك غايت و جنبه اخلاقي، انساني و عدالتجويانه دارد و اين چيزي است كه همه بشر شيفته آن است. در يك مقطع تاريخي، انساني صرفاً به خاطر عدالت اجتماعي ميخواهد قيام كند نه براي اينكه خودش را تثبيت كند و رسميت ببخشد؛ فقط به خاطر حاكميت ارزشهاي اخلاقي و انساني ميخواهد در جامعه حركت بكند و براي گسترش معنويت تلاش ميكند. اينها چيزهايي است كه در جامعه ماندگار است و به نظر ميآيد چيزي كه عامل ماندگاري است اين است كه بشر هميشه در جستجوي عدالت بوده و هست. بشر از انواع ظلمها و جورهايي كه در تمام جوامع بشري شده نالان بوده و هست و شايد يكي از صادقترين حركتهايي كه در اين بين صورت گرفته قيام امام حسين (عليهالسلام) بوده و اين صداقت در بخشهاي حركتش قابل رؤيت و مشاهده است. حتي ميبينيم موقعي كه بناست جنگي صورت بگيرد و امام جنگي نابرابر را مشاهده ميكند به راحتي به افرادش ميگويد كساني كه ميخواهند او را ترك كنند آزادند و او مخالفتي ندارد. امام حسين(عليهالسلام) حتي تاريكي را به وجود ميآورد تا كساني كه ميخواهند بروند به راحتي بروند. خود اين امر نشان ميدهد كه امام (عليهالسلام) افرادي را ميخواهد كه دل به آن قالبهاي معنوي، غايات انساني و اخلاقي داده باشند، لذا در اين راستا صداقت و لطافت خاصي را در حركتش مشاهده ميكنيم كه در هيچ حركتي وجود ندارد.
به نظر شما اين به خاطر اين نيست كه بعضي از شعارها جاوداني هستند و تاريخ مصرف ندارند؟ ما از اين ظرفيت و خواستههاي بشري قيام حسين (عليهالسلام) چه استفادههايي ميتوانيم بكنيم؟
در دنياي امروز هم اين مفاهيم كم نيستند، يعني اين طور نيست كه شما فكر كنيد دنياي مدرن دنيايي بيگانه با معنويت است، يك دنياي با اخلاق هم هست. درست است كه ما بعضي از جوامع را شاهد هستيم كه در كنارش كارهاي نابهنجار اخلاقي صورت ميگيرد، ولي واقعيت امر اين است كه در خيلي از موارد احساس ميكنيم كه همان افرادي كه تن بهناهنجاريهاي اجتماعي ميدهند به نحوي در واقع احساس تعارض بين رفتارشان با مسائل معنوي احساس نميكنند و در جامعه اين القا صورت گرفته كه شما ميتوانيد آن رفتارها را داشته باشيد و در عين حال عدالت داشته باشيد. در جاهايي كه تبعيض و اجحافهايي صورت ميگيرد، اگر ما بتوانيم تفسير درستي از اين مسائل براي دنيا ايجاد كنيم، يعني تفسير خاصي از عدالت و معنويت و اخلاق را براي جوامع بشري جا بيندازيم و احساس كنند كه اين اخلاق ديگر با آن ناهنجاريهاي اخلاقي فرقي ندارد و بشر ميتواند مجذوب اين مسائل بشود، يعني شما هيچ جا موضعگيري در برابر اين حقايق را نميبينيد، ولي او گمانش بر اين است كه آن ارزشها با اين ضد ارزشها قابليت انطباق را دارد. اگر شما اين اخلاقيات را به گونهاي براي او تصوير كنيد كه او احساس كند ناهنجاريها با اينها سازگاري ندارد آن موقع مينشيند و فكر ميكند تا يكي را انتخاب كند. نميشود انساني خواهان عدالت باشد و ارزشهاي انساني و معنوي را ناديده بگيرد.
متأسفانه ما در اين حوزهها در عرصههاي جهاني كارآيي لازم را نداريم و كارهاي معرفتي بسيار كم انجام ميدهيم وگرنه خيلي از ذهنيتها نسبت به اين مسائل دگرگون ميشود. وقتي در دنيا از اين قيام سخن به ميان ميآيد، اينطور در بارهاش صحبت ميكنند كه يك كسي بوده قيام كرده و كشتاري صورت گرفته و فكر ميكنند كه فصل اينگونه قيامها تمام شده، در صورتي كه اگر شما آن جنبههاي اخلاقي قضيه را در نظر بگيريد متوجه ميشويد كه او (امام حسين (عليهالسلام)به عنوان يك مصلح ميخواهد اين كار را بكند و چارهاي نميبيند كه اصلاحاتش را در پي يكسري حركتهاي انقلابي و مبارزهاي انجام دهد. ولي در جامعهاي هم ممكن است همين فرد ديگر نياز به قيام و شمشير پيدا نكند و احساس كند كه ميتواند آرمانهاي اخلاقي و انساني را از طريق رسانهها، كتاب و مسائل ديگر القا كند.
در واقع ما بايد غايات حركت قيام حسين (عليهالسلام) و ساير ائمه را مورد فهم و بررسي قرار بدهيم و به عنوان شيعه دنبال اين غايات باشيم، حالا لزومي ندارد كه امروزه با همان ابزاري كه آنها به دنبال آن بودند، دنبال آن غايات باشيم، چون ابزارها متفاوت است. لزومي ندارد يك جنگ وسيعي را راه بيندازيم تا قيام حسين (عليهالسلام) را به مردم معرفي كنيم. مردم خود تشنه حقايق معنوي و انساني هستند.
آيينهاي عاشورايي كه در جامعه ما رايج است و قدمت دارد و تبديل به سنتهاي ما شده دركنار آيين مذهبي يك آيين ملي هم است. به نظر ميرسد در اين آيينها بيشتر تأكيد بر مظلوميت اين حركت و عواملش و شخص حضرت شده تا مصلح بودنش، يعني اصلاحگري حضرت آنقدر كه به مظلوميتش تأكيد ميشود برجسته نميشود. اين قضيه را از جنبه آسيبشناسي بررسي فرماييد.
چيزي كه در واقعيت تاريخي قضيه است اين است كه مظلوميت حسين (عليهالسلام) واقعاً يك مظلوميت تاريخي است كه نظير آن را در جايي نميبينيم و اين يك واقعيت اجتناب ناپذير است. وقتي خود واقعه را مورد تحليل قرار ميدهيم به اين جا ميرسيم كه ديگر دشمن به زن و بچه ترحمي نميكند و به اعمال غيرانساني متمسك ميشود.
در واقع بحث اين است كه شما وقتي ميخواهيد جايي بيان واقعيت كنيد بحث مظلوميت را بيان ميكنيد، ولي يكجا ناظر به نتايج آن هستيد، يعني بحث اين نيست كه واقعه تاريخي را مطرح كنيد. بحث اين است كه واقعه تاريخي به دنبال يكسري دستاوردهايي بوده. آنجاست كه متأسفانه ما به خود واقعه خيلي توجه داريم، ولي به دستاوردهاي اين واقعه كمتر توجه نشان ميدهيم، يعني فكر مردم را با اين قضيه مشغول ميكنيم. نميخواهيم آن را حذف كنيم، چون يكسري از واقعيتها در پرتو همان واقعه قابل انطباق است. گاهي اوقات تمركز ما بيشتر از خود واقعه و شناسايي ظرايف واقعه است كه طرف مقداري تاريخ ميداند و يك مقوله تاريخي را بررسي ميكند و هدفي كه پشت واقعه بوده را گم ميكند. يعني ميبيني كساني به عنوان شيعه هستند كه اين وقايع را دنبال ميكنند و يا به آن اهداف ميرسند يا نه، تلاشي صورت ميگيرد براي اينكه به حقيقت دين نزديك شوند.
شكل بيان وقايع عاشورا اهميت دارد و شايد جامعه ما معطوف به خود رخداد است تا نتايج و تبعات آن. وقتي ما ميگوييم دنيا به سمت معنويت و عدالت است، بايد مظاهري را در زندگي خودمان ببينيم. كسي كه مدعي معنويت است بايد اين امر در زندگياش مشهود باشد.
بحث حزن در مسئله عاشورا و اينكه انسان ناراحت باشد و واقعه را به خاطر بياورد و اشكي بريزد توصيه شده، ولي خيلي از حركتهايي كه در جامعه ما شكل ميگيرد كسي موافقش نيست. اين نمادها كه گاهي برجستگي پيدا ميكند، يعني احساس ميكنيم عاشورا وقتي خوب است كه بزرگترين عكسها را بزنيم و... در حالي كه در طول تاريخ، شيعه هميشه با تصويرسازي ائمه مخالف بوده است كه اين حسن بزرگي بوده و نشان ميدهد براي شيعه فكر ، اخلاق، منش و سيره فرد اهميت دارد. شيعه به دنبال اين است كه سيره فرد را مورد فهم قرار دهد نه اينكه چه شكل و ظاهري داشته كه متأسفانه امروزه به اشكال مختلف ديده ميشود و حتي نوحههايي كه خوانده ميشود موجب ناراحتي است.
اين حركتها و تفكرات خيلي جديد است. اينكه چرا جنبه مظلوميت حضرت بر جنبه حماسي و اصلاحگري حضرت برتري داده ميشود. اين حركتهايي است كه دستگاههاي مختلف با آن برخورد ميكنند. اين حركتها و مقابلهها چقدر جوابگو است و با چه سرعتي ميتوان انجام داد؟
وقتي سخن از نوع انحرافات كه پيش ميآيد برخوردمان، نبايد برخورد قهري باشد. بحث ما يك بحث جهتگيري فرهنگي است، يعني كساني كه اهل فرهنگند دچار اشتباه ميشوند. يكسري از كارهايي كه در اين زمينه ميتوانيم انجام دهيم اين است كه خود علما و روحانيون كه در مساجد هستند، هم ميتوانند به اين مسائل بپردازند. در عين اينكه حركتها و عزاداريهاي مردم را مدح ميكنند، دركنارش ميتوانند به اين انحرافاتي كه صورت ميگيرد اشاره كنند، چون خود مردم هم گوش ميكنند. فرض كنيد يك روحاني در يك مسجد حرف بزند، يك شهيد مطهري يك كتاب حماسه حسيني بنويسد، شايد چندان به گوش بعضيها آشنا نباشد، ولي وقتي فراگير شود، يعني فردي كه از يك مسجد به مسجد ديگر ميرود و ببيند كه آن مسجد هم همين حرفها را ميزنند، با انحرافات آشنا ميشود. اينكه ما در ماجراي عاشورا به جسم خودمان صدمه بزنيم مورد تحقير همگان است. دليلي ندارد كه ما براي بزرگداشت اين روز به خودمان صدمه جسمي بزنيم. خب، وقتي اين مسائل را همه بازگو كنند فرد در فكر و انديشه فرو ميرود كه چيزي هست و به فراگير شدن اين امر خيلي كمك ميكند.
روحانيت بايد دنبال راه كاري باشند كه در عين اينكه اين احساس را حفظ كنند آن را تعميم داده و جهت مناسب هم به اين احساس بدهند. اين احساس وقتي معناي درست خودش را پيدا ميكند كه در راستاي اهداف مورد نظرش به كار برود. لذا آن چيزي كه به نظر من روحانيون و حتي خود دانشگاهيها هم بايد به آن توجه كنند آگاهي دادن درست به مردم است.
آدرس : http://www.ido.ir/a.aspx?a=1386110803


