علوم غريبه از براي نجات انسانها و اصلاح زندگي انها بوجود آمده است و بايد از ان به طرز صحيح استفاده نمود علوم غريبه تنها براي استفاده شخصي و يا آواره كردن و سرگردان نمودن مردم بوجود نيامده. و نيز اين علم را هرگز براي منافع شخصي خود استفاده نكنيد چون موفق نخواهيد شد مگر براي رضاي خلق الله و الله.
علم پيشگويي چيست؟ايا صحت دارد!؟
علم پيشگويي را مي توان يكي از علوم بسيار قديمي و اوليه دانست. بشر هميشه در صدد تدوين قوانيني بوده است تا بتواند با ان علم به اسرار زندگي پي ببرد و با ارزوهاي خود دست يابد. در قرون اوليه تاريخ بشر انسانها به وسيله ستارگان و سفيده تخم مرغ و بعضي ار خطوط دست و از طرق گوناگون و غيره به عنوان وسيله اي استفاده مي كرد. تا انسان بتواند از اضطراب و نگراني خارج شود و از اخبار اينده مطلع شود وبه زندگي اميد وار شود. اما در اين بين عده اي نيز بودن كه بودن انكه به اين علم و غيره اشنا شوند دست به سودجوي و رمالي و فالگري دروغين بزنند و از اضطراب مردم براي پر كردن جيب خود استفاده كنند.
هدف از فراگيري اين علم چيست!؟
بدانيد كه اين علم فقط براي قوي شدن ايمان انسان و اعتقادات بشر بوجود امده است و تنها رياضت و عبادت در اره خدا بدست مي ايد و بايد هرگز مغرور به خود نشود و بلكه ايمان خود را قوي و استوار نماييد.
براي بدست آوردن اين علم چه بايد كرد!؟
بايد بدانيد كه براي آموزش هر علمي بايد طبق دستوارت و راه و روش هاي ان پيروي كرد. براي بدست اوردن ثمره هاي اين علم بايد به نكات زير توجه نماييد.
1- اعتقاد به خدا كه همه چيز و همه كار با اذن او انجام مي گيرد
2- بايد از فرد عاملي اجازه عمل دريافت كني
3- عبادت و رياضت و هركاري به شما دستور داده شد در نهايت صداقت و خلوص نيت و درستي انجام دهيد
4- هميشه طاهر و پاك باشي و از غيبت و دروغ پرهيز كني و دل كسي را نرنجاني
5- در نوشتن تمام طلسمات و اوراد و تعويذات بايد سمت قبله نشسته و از سوي خدا طلب فرج هر مطلبي را بكني
6- هرگز اين علم را براي طلب دنيا نياموز و مورد استفاده شخصي خود قرار ندهي
7- هميشه يقين داشته باش كه اين علم بسيار مهم و موثر بوده و خواهد بود و پس بايد قدر اين علم را دانست
8- هرگز اين علم را به نااهل و جاهل نياموز
9- هر كاري را با توكل به خدا شروع كن
10- براي طلسمات بغض و جداي طلسم را بروي پاي چپ گذاشته و ترشي جات مزه كن و پشت به قبله باش و در خيال خود انها را در كدورت و بغض و دعوا و جدايي فرض و تصور كن (تصورات بايد قوي و هيجاني و شور انگيز باشد)
11- براي طلسمات دوستي و محبت و غيره طلسم را بروي پاي راست گذاشته و شيرين نجات مزه كن و رو به قبله باش و در خيال خود انها را در صلح و دوستي و صف تصور كن (تصورات بايد قوي و هيجاني و شور انگيز باشد)
12- به روز دعاها و ساعات شبانه روزي ان توجه و عمليات طلسم نويسي را در ساعت و روز خود انجام بده (اصليترين و مهمترين و مواثرترين جزء كه كمتر كسي به ان توجه مي كند)
13- در يك مكان خلوت و بي سر صدا و ارام بنشينيد و حواس و ذهنتان جمع عمل خود باشد
14- از موكلين و خادمين روز و ساعتهل كمك و انها را قسم به طلسمات دهيد و ياري بجوييد
15- به حروف ابجد كبير و صغير و غيره اشنا باشيد و رمز بدست اوردن طوالع را بدانيد و قبل از طلسم نويسي طالع شخصها را در اورده و با خلق و طبايه و عناصر وغيره انها اشنا باشيد
16- به چهار طبع مطلوبين اشنا و انها را در بياوريد و بدانيد كه از كدام طبع پيروي مي كنند
17- اصل نام شناسنامه اي مادرو اسم طرفين را داشته باشيد نه اسامي مستعار
18- ساعتها و روزها و هفته ها را براي اشخاص دراورده و بدانيد براي چه زماني چه طلسمي خوب است در غيز اين صورت برعكس عمل خواهد شد و مطلوب، مغلوب خواهد شد
19- به نحس و سعد بودن ايام و ساعتها اشنا باشيد
20- بخورات را شناساي و بدانيد كه هر طلسمي يك بخور مخصوص به خود دارد البته بطور كلي
21- 3 بار در اول و 3 بار در اخر طلسم نويسي صلوات و درود و گفتن لاحول ولا
پیشگویی از آینده از ابتدای خلقت انسان هم مطرح بوده و هم جذاب، ظاهرا در روح و فطرت انسان دانستن از اوضاع آینده سرشته شده است.
در چند پست آینده در خصوص پیشگویی مطالبی ارائه خواهد شد.
علوم غريبه از براي نجات انسانها و اصلاح زندگي انها بوجود آمده است و بايد از ان به طرز صحيح استفاده نمود علوم غريبه تنها براي استفاده شخصي و يا آواره كردن و سرگردان نمودن مردم بوجود نيامده. و نيز اين علم را هرگز براي منافع شخصي خود استفاده نكنيد چون موفق نخواهيد شد مگر براي رضاي خلق الله و الله.
علم پيشگويي چيست؟ايا صحت دارد!؟
علم پيشگويي را مي توان يكي از علوم بسيار قديمي و اوليه دانست. بشر هميشه در صدد تدوين قوانيني بوده است تا بتواند با ان علم به اسرار زندگي پي ببرد و با ارزوهاي خود دست يابد. در قرون اوليه تاريخ بشر انسانها به وسيله ستارگان و سفيده تخم مرغ و بعضي ار خطوط دست و از طرق گوناگون و غيره به عنوان وسيله اي استفاده مي كردند. تا انسان بتواند از اضطراب و نگراني خارج شود و از اخبار اينده مطلع شود وبه زندگي اميد وار شود. اما در اين بين عده اي نيز بوده اند كه بودن انكه به اين علم و غيره اشنا شوند دست به سودجوي و رمالي و فالگري دروغين بزنند و از اضطراب مردم براي پر كردن جيب خود استفاده كنند.
هدف از فراگيري اين علم چيست!؟
بدانيد كه اين علم فقط براي قوي شدن ايمان انسان و اعتقادات بشر بوجود امده است و تنها رياضت و عبادت در راه خدا بدست مي ايد و بايد هرگز مغرور به خود نشوید و بلكه ايمان خود را قوي و استوار نماييد.
براي بدست آوردن اين علم چه بايد كرد!؟
بايد بدانيد كه براي آموزش هر علمي بايد طبق دستوارت و راه و روش هاي ان پيروي كرد.
علوم غريبه چيست؟
علمي است عجيب و غريب كه با استانداردهاي روزمره زندگي سازگاري نداشته و فعل ان توسط اداب و روشهاي خواص خود پدايدار مي گردد، و براي دستيابي به اين علم از فيلتر هاي خواص بايد گذشت تا نتايج ان چه در خود و چه در ديگران مشاهده شود.
شاخه هاي علوم غريبه چيست؟
شاخه هاي اين علم متفاوت و مباحث ان بيشتراست اما اين علم را مي توان به دسته هاي زير تقسيم كرد:
1- احضارات
2- طلسمات
3- رمل
4- جفر
5- و موارد غيره ديگر (كه اصليترين تقسيمات همان موارد فوق مي باشند)
دسته بندي اين تقسيمات به چه شكل است؟
تقسيمات فوق را مي توان به گروههاي زير بخش كرد، توجه داشته باشيد كه اين تقسيمات وبخشها بطور كلي بيان شده اند:
1- احضارات به 4 گروه تقسيم مي شود:
1-1: احضارات موكلين و يا مقربين خداوندي، اما نه در سطوح بالا مانند امامان ومديران داخلي خداوندي مانند جبرائيل و غيره
1-2: احضارت اجنه ها كه مي تواند از مذاهب مختلف باشد
1-3: دعوتها، ازجمله دعوت اسماه و سورات (چله نشيني و هفته نشيني وغيره)
1-4: احضارت ارواح كه مباحث خواص علمي خود را دارند
2- طلسمات به 4 گروه تقسيم مي شوند:
2-1: طلسمات اشكالي
2-2: طلسمات حروفات
2-3: طلسمات اعدادي
2-4: طلسمات مخلوط (اشكال - حروفات - اعداد)
اين نوع طلسمات خود نيز به4 دسته ديگر تقسيم مي شوند:
1- طلسمات اتشي
2- طلسمات بادي
3- طلسمات ابي
4- طلسمات خاكي
رمل چيست؟ وتقسيمات ان !؟
رمل علميست شريف كه براي طرح سئوالات و مجهولات و رسيدن به پاسخ از ان استفاده مي شود. گرچه رمل خود به دو دسته تقسيم مي شود 1- رمل ريختن قرعه
2- رمل ريختن نقطه
جفر چيست ؟ و تقسيمات ان به چه شكل است؟
جفرعلميست شريف و برگرفته از علم اعداد و حروفات كه با تركيبات و فرمولات خواص، كه پاسخ مجهولات از ان بدست مي ايد. جفر را مي توان در كل به دو دسته 1- علم جفري اعداد 2- علم جفري حروفات. ولي بدانيد كه جفر خود بيش چند صد قواعد دارد. وچون جفردر حدود اعداد و حروفات بحث مي كند از اين رو مي توان ان را افضل علمها دانست. چرا، چون علوم غريبه متشكل از حروفات و اعداد است.
http://sheykhmahmod.blogfa.com/post-10.aspx
ما در اینجا به مقتضیات زمان از دیوان مولانا مدد گرفته پیشگویی های ایشان را منتشر می کنیم :
بسم الله الرحمن الرحیم
قدرت کردگار می بینم حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم بلکه از سر یار می بینم
از سلاطین گردش دوران یک بیک را سوار می بینم
هر یکی را بمثل ذره نور پرتوی آشکار می بینم
بعد از آل ائمه اطهار دیگری را سوار می بینم
از پس شاهی همه اینها چند سلطان بکار می بینم
از بزرگی و رفعت ایشان صفوی بر قرار می بینم
چند سلطان ز نسل او پیدا همه را بر قرار می بینم
آخر پادشاهی صفوی یک حسینی بکار می بینم
از بخارا هرات و بلخ و سرخس لشگری بیشمار می بینم
باز بعد از خرابی ایشان سار بانی بکار می بینم
نادری در جهان شود پیدا قامتش استوار می بینم
بیست و شش سال پادشاهی او تا بگردون غبار می بینم
آخر عهد نوجوانی او قتل او آشکار می بینم
پادشاهی ز نو شود پیدا
تیغ او آبدار می بینم
بیست و پنج است پادشاهی او سکه اش بی عیار می بینم
چون ز نسلش بسی ولد ماند بوالعجب روزگار می بینم
پادشاهی بود محمد نام شهیش با وقار می بینم
ده و هفت است پادشاهی او اولش با وقار می بینم
لشکرش سی سه صف برای جلال جنگ او آشکار می بینم
عهد آن شاه کشور دوران دو بلا آشکار می بینم
یک تزلزل بود یکی طاعون حال مردم فکار می بینم
غارت و قتل شیعیان علی دست ایشان بکار می بینم
غین و شین چونکه بگذرد از سال این اساس آشکار می بینم
شهر تبریز را چو کوفه کند شهر طهران را قرار می بینم
جنگ او در میان تبریز است فتح او آشکار می بینم
در صفا هان چو او پیاده شود در ابر قو سوار می بینم
چون بهم می رسند شاه و سوار قتل او آشکار می بینم
قتل آن شاه کشور دوران در صف کار زار می بینم
اربعین است پادشاهی او دولتش کامکار می بینم
دائم او را همی ز کثرت لیل لیل او بی نهار می بینم
لیک آن شاه را زیانی هست محرم او نگار می بینم
چون فریدون به تخت بنشیند دولتش بر قرار می بینم
صر صر دیگرش شود پیدا پای او در رکاب می بینم
مسکن و فوت او در اصفهان بر سر مرغزار می بینم
حاکم قندهار مثل شتر بر دماغش مهار می بینم
حکم درباره اش صدور دهند سر او را بدار می بینم
ناگهان شخصی از توابع لر
حاکم کامکار می بینم
هست شاه و وکیل خوانندش کمترین هوشیار می بینم
پادشاهی کند چو بیست و دو سال کارش آخر بزار می بینم
بعد از آن لر , لر دگر آید ظالم و نابکار می بینم
سکه از نو زند چو بر رخ زر درهمش کم عیار می بینم
هشت سال است پادشاهی او دولتش بی مدار می بینم
چون زمستان پنجمین گذرد ششمین خوش بهار می بینم
حال امسال صورت دگر است نه چو پیرار و پار می بینم
پادشاهی به تخت بنشسته دولتش پایدار می بینم
آن حسن خلق و آن حسن طینت باب عالی تبار می بینم
فرد مردانه اولوالعزی محرم آشکار می بینم
میم از اول و دال از آخر نام آن نامدار می بینم
پادشاه تمام دانایی در همه کار زار می بینم
گرگ با میش و شیر با آهو در چرا بر قرار می بینم
ناگهان کشته میشود در خواب قاتل او چهار می بینم
این جهان را چو او کند بدرود نیک از او یادگاری می بینم
بعد از آنگه که او فنا گردد شاه دیگر بکار می بینم
که محمد بنام او باشد تیغ او آبدار می بینم
چهارده سال پادشاهی او دولتش کامکار می بینم
ناصر الدین به نصرت دوران چهارده هشت سال می بینم
کوکب روشنی بود پیدا بلکه دنباله دار می بینم
از خراسان و ری صفاهان هم چه دهل ها بکار می بینم
روز جمعه در شهر ذیقعده تن او در مزار می بینم
شاه دیگر بکار آید شاهیش نا گوار می بینم
چهارشنبه ز شهر ذیقعده مرگ او آشکار می بینم
بعد از آنگه که او فنا گردد پسرش یادگار می بینم
غین و ده دال چون گذشت از سال بوالعجب روزگار می بینم
گرد آیینه است سیر جهان گرد و رنگ و غبار می بینم
شه چو بیرون رود ز جایگهش
شاه دیگر بکار می بینم
نوجوانی مثال سرو بلند رستمش بنده دار می بینم
در امور شهی است بی تدبیر لیکنش بخت یار می بینم
احتساب و حساب در عهدش سست و بی اختیار می بینم
ظلم پنهان خیانت و تزویر بر اعاظم شعار می بینم
دولتش بی حساب میدانم مکنتش بیشمار می بینم
در حقیقت شهی بود ظالم عاری از حق شعار می بینم
علمای زمان او دائم همه را تار و مار می بینم
دائم اسبش بزیر زین طلا کهتران را سوار می بینم
نا بکاری مثال دیو مهیب ستمش بزروار می بینم
چون فریدون به تخت بنشیند پسرانش قطار می بینم
در امور شهیش بی تدبیر لیک بختش ببار می بینم
نیست فضل الخطاب در عهدش فضل را مات وار می بینم
کار و بار زمانه وارونه قحط هم ننگ وار می بینم
عدل و انصاف در زمانه او همچو هیمه به نار می بینم
در زمانش وفا و عهد درست همچو یخ در بهار می بینم
پس فرومایگان بی حاصل حامل کار و بار می بینم
کهنه رندی بکار اهرمنی اندرین روزگار می بینم
متصف بر صفات سلطانی ست لیک من گرگ وار می بینم
هست فصل حجاب در عهدش فصل را بی تبار می بینم
چون دو ده سال پادشاهی کرد از شهی بر کنار می بینم
روز شنبه ز شهر ذیقعده تن او بر مزار می بینم
پسرش چون به تخت بنشیند بوالعجب روزگار می بینم
سکه نو زند چو بر رخ یار درهمش کم عیار می بینم
غارت و قتل مردم ایران دست خارج بکار می بینم
جنگ و آشوب و فتنه بسیار در یمین و یسار می بینم
کا ر و بار زمانه وارونه بلکه وارونه وار می بینم
پدران رحم بر پسر نکنند پسران را بدار می بینم
جنگ سختی شود تمام جهان کوه و صحرا تبار می بینم
مردمان جهان چه مرد چه زن همگی در فرار می بینم
اندکی امن اگر بود آنروز در سر کوهسار می بینم
دولت مرد و زن رود به فنا حال مردم فکار می بینم
کم ز چهل چونکه پادشاهی کرد سلطه اش تار و مار می بینم
بر سر کوی و بر سر برزن نام او زشت وار می بینم
جنگ و آشوب و فتنه بسیار در کمین بیشمار می بینم
شور و غوغای دین شود پیدا سر به سر کار زار می بینم
بعد از این شاهی از بین برود دولتی پایدار می بینم
سیّدی را از نسل آل رسول نام او بر قرار می بینم
نایب مهدی آشکار شود نوع عالی تبار می بینم
پادشاهی تمام دارنده سروری با وقار می بینم
بندگان جناب حضرت او سر به سر تابدار می بینم
گرگ با میش و شیر با آهو در چرا هم کنار می بینم
تا چهل سال ای برادر جان دور آن شهریار می بینم
دور ایشان تمام خواهد شد
لشکری را سوار می بینم
قائم شرع آل پیغمبر به جهان آشکار می بینم
دولت مهدی آشکار شود بلکه من آشکار می بینم
( م ح م د ) می خوانند نام آن نامدار می بینم
صورت و سیرتش چو پیغمبر حلم و علمش تمام می بینم
در کمر بند آن سپهر وقار تیغ چون ذوالفقار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم بلکه بر سر یار می بینم
سمت مشرق زمین طلوع کند گور دجال زار می بینم
رنگ یک چشم او به چشم کبود خری بر خر سوار می بینم
لشکر او بود ز اصفهان هم یهود و مجار می بینم
هر قدم از خرش بود میلی دور گردن غبار می بینم
صورت نیمه همه خورشید به نظر آشکار می بینم
آل سفیان همه طلوع کند همه کس را فکار می بینم
سروری را که هست پاینده یا با ذوالفقار می بینم
هم مسیح از سما فرود آید پس کوفه غبار می بینم
آل سفیان تمام کشته شوند با هزاران سوار می بینم
از دم تیغ عیسی مردم قتل دجال زار می بینم
مسکنش شهر کوفه خواهد بود دولتش پایدار می بینم
کار داران نقد اسکندر همه در راه کار می بینم
ترک اغیار سید خواهد بود خصم او در مهار می بینم
نه درودی بخود همی گویم بلکه از سر یار می بینم
نعمت الله نشسته در کنجی همه را در کنار می بینم

