
سلام بر كوزت و همه خوانندگان گرامی:
اول يك مقدمه كوچولو بايد بگم و اون هم اينكه :

اسلام توسط دنيا پرستان منحرف شد ، مكتب ولايت الهيه را به يك نظام پادشاهي بدل كردند ، قطار هدايت بندگان كه بشريت را به سعادت مي رسانيد از مسير خود منحرف شد. آنچنان انحرافي كه جز با نثار خون پاكترين مردان عالم راه ديگري براي برگردان آن به مسير اصلي وجود نداشت.

در قرآن كريم خداي تبارك و تعالي دو نوع درخت را معرفي مي كند ، درخت طيب و پاك كه ميوه هاي ماكول مي دهد و درخت خبيثه كه ميوه هاي تلخ و غير ماكول دارد . در زمان حيات پيامبر اسلام (ص) شجره طيبه نهال نورسي بود كه سايه و ميوه هايش با همه تازگيش ، كام دل مسلمين را شيرين مي كرد. در كنار اين شجره طيبه ، درخت خبيثه ديگري از همان روزهاي اول حكومت اسلامي در حال رشد بود ، اين شجره خبيثه در زمان حضور پيامبر صل الله و عليه و آله قدرت نشان دادن خودش را نداشت با رحلت پیامبر صل الله و عليه و آله به سرعت رو به رشد كرد و روز به روز قوي تر و قوي تر مي شد و تا جايي كه همه آب و آذوقه شجره طيبه را مي بلعيد.
در حاليكه شجره خبيثه تنومند و قوي شده بود ، شجره طيبه همچون پاييز زرد و برگ ريزان شد. ريشه هاي درخت پليد در تمام سطج زمين جاري بود آنچنان كه همه آب ها را آلوده مي كرد و درخت پاك ديگر آب زلالي نداشت .
بايد منابع ديگري براي آبياري آن پيدا مي شد و خداي مهربان اراده فرمود تا از خون پاك ترين مردان عالم اين شجره طيبه را آب ياري كند. و اين شد كه حسين عليه اسلام منتخب مهربان عالم گرديد. خداوند با پذيرش خون امام حسين (ع) درياي آب زلالي در پشت چشم ها مشتاقان بوجود آورد تا مرواريد قطرات در اعصار تاريخ از جويبار چشم عاشقان جاري گردد و اين درخت همچنان آب ياري شود تا سرسبز بماند .
قطرات اشكي كه مي بيني رشته هاي محبتي است كه از درياي بيكران خون امام حسين عليه السلام نشات مي گيرد تا درخت اسلام كه همان شجره طيبه مي باشد را تا ظهور امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف سرپا نگهدارد .
هركس از شجره طيبه ميوه هاي ماكول بخواهد بايد پاي او قطرات اشكي نثار كند .
وقتي يك بچه گرسنه مي شود بايد گريه كند تا مادرش شير به او بدهد ، شيعه هم اگر ميوه ماكول از شجره طيبه بخواهد بايد گريه كند.
|
گریه عوامل مختلفی دارد: 1- گاهی گریه نشانگر عجز و زبونی است مثل گریه ی شخص ناتوان، در برابر ظالم . (در این نوع از گریه ، گریه کننده با گریه اش تقاضای دلسوزی از طرف ظالم را دارد.) این چنین گریهای مورد تأیید اسلام نیست، و ما معتقدیم که: اشک کباب موجب طغیان آتش است. 2- و گاهی هم گریه بخاطر ترس از آینده تاریک و ابهام در آن است، چه اینکه گفتهاند: گریه شمع از برای ماتم پروانه نیست صبح نزدیک است و در فکر شب تار خود است این هم از نظر اسلام وجهی ندارد. و اما گریه بر امام حسین(ع) نه این است و نه آن؛ بلکه گریهای است که نمایانگر پیوند عاطفی با اهداف ابا عبدالله(ع) میباشد. توضیح اینکه: انسانی که قلبش از سنگ نیست و عاطفه دارد؛ نمیتواند قطرات اشک را بر گونه بچه یتیمی ببیند که در هوای سرد برفی زمستان بخاطر نداشتن سرپناهی، گریه میکند. اگر در این مورد دلمان بسوزد؛ حکایت از انسانیت ما دارد،حکایت از این دارد که از انسانیت بیگانه نیستیم و پیوندی با انسانیت داریم. حال اگر کسی بر مظلومیت و ظلمی که بر ابا عبدالله رفته،گریه کند این حکایت می کند از اینکه من خود را از حسین (ع) و هدفش جدا نمیدانم و ظلم بر او و خاندانش را ظلم بر خود تلقی میکنم و محزون میشوم. انسانی که هیچگونه ارتباطی بین خود و شخص دیگر قائل نیست برای او دلسوزی هم ندارد. بهر حال این گریه نوعی اعلام وفاداری به امام و اهدافش میباشد،آنهم پیوند عاطفی که یاد امام حسین(ع) را همیشه زنده نگه میدارد و خود میتواند انسان را متحرک کند و به هدف امام حسین(ع) نزدیک کند. گریه برای اهل بیت جدای از اینکه برکات معنوی و اثرات روحانی خاصی که دارید شامل دیگر اثرات هم هست . 1 - در قدم اول گریه برای اهل بیت به خودی خود نوعی ابراز محبت و مودت هست.ما با سوگواری و اشکمان برای به هر حال گریه بر امام گریه بر شخص امام نیست بلکه گریه بر ظلمی است که بر مذهب و اسلام رفته است يا به عبارت ديگر گريه بر مظلوميت شجره ظيبه اي است كه از آب زلال حيات بخش محروم شده و از تشنگي له له مي زند و تنها راه ارتزاق آن قطرات اشك عاشقان است. (به قولي مي گويند در آزمايشات دانشمند ژاپني قطره اشكي كه براي امام حسين ريخته مي شود ساختمان ملكولي آن شبيه قطره خون است) |

