در این مقاله سعی شده تا از نگاه امیرالمۆمنین علی(ع)، به ویژگی‌های کارگزاران حکومتی و کسانی که در صدد کسب جایگاه‌های حساس مدیریتی هستند، پرداخته شود.


صلاحیت کارگزار از نگاه امام علی (ع)

تلاش ائمه عصمت و طهارت از بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص) تا سال 260 هجری برای ایجاد حکومت الهی در جامعه اسلامی[1]، و دریغ نکردن جان و مال و خانواده خویش در این راه؛ خود دلیل آشکاری است بر اهمیت ویژه حکومت و چگونگی تشکیل و اداره آن. اینکه حکومت، چگونه و با چه شرایطی شکل بگیرد و چگونه و توسط چه کسانی اداره شود، حائز اهمیت است.

ضرورت بر سر کار نیامدن افراد فاقد صلاحیت

این امری بدیهی است که تنها کسانی لایق خدمت در حکومت اسلامی هستند، که شرایط و صلاحیت‌های لازم برای آن را داشته باشند، وگرنه تمام امکانات و ظرفیت‌های جامعه به قهقرا خواهد رفت. امیرالمۆمنین علی(ع) همواره از این امر، ابراز نگرانی می‌کردند و پیامدهای آن را چنین گوشزد می‌نمودند:

«من بیم آن دارم که نابخردان و نابکاران، زمام امور این ملت را به دست آرند و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را بردگان خود قرار دهند و با صالحان به دشمنی برخیزند و فاسقان را حزب خود قرار دهند[2].»

پس با این حساب می‌توان گفت كه اگر تک تک افراد جامعه در انجام دادن وظیفه خود (که شناخت و بر سر کار آوردن افراد اصلح و شایسته است) کوتاهی کنند، حق عظیم و میلیونی، به تعداد افراد درون حکومت و حتی فراتر از آن بر ذمه آن‌ها خواهد بود. چرا که زمامدار و کارگزار صالح، موجب اصلاح بدنه مردم و کارگزار نااهل، موجب تباهی جامعه و تک تک مردمان خواهد شد.

«فَلَیْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیَّةُ إِلَّا به صلاحِ الْوُلَاةِ وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِیَّةِ[3]»

پس مردمان اصلاح نمی‌گردند، مگر آنکه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران نیز جز با استقامت و درستکاری مردم اصلاح نمی‌شوند.

ویژگی‌ها و صلاحیت‌های کلی برای زمامداران و کارگزاران

عقل و خردمندی

لازمه اداره درست هر کاری، عقل و خردمندی و تدبیر در آن کار است. این ویژگی در کارگزاران حکومتی از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که جان و مال و ناموس و تمام امکانات افراد، برای خدمت در دست وی است. خداوند متعال نیز از سپردن مال خود به سفیهان نهی کرده است و فرموده:

«وَ لا تُۆْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاما. [4]» دیگر وقتی پای جان و ناموس مردم نیز در میان باشد مزید بر علت می‌شود. امیرالمۆمنین علی(ع) نیز این ویژگی را در رهبران مورد توجه قرار داده و فرموده‌اند: «یَحتاجُ الإمام إلی قلبٍ عَقول[5]»‌

لازمه اداره درست هر کاری، عقل و خردمندی و تدبیر در آن کار است. این ویژگی در کارگزاران حکومتی از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که جان و مال و ناموس و تمام امکانات افراد، برای خدمت در دست وی است.

علم

علمی که در اینجا بدان اشاره شده است، نه الزاماً به معنای تحصیلات عالیه، که به معنای علم اداره حکومت و علم به دستورات خدا و شیوه پیامبر و اهل بیت علیهم‌السلام در این زمینه است:

«فَیَنْبَغِی أَنْ لَایَکُونَالْخَلِیفَةُعَلَی، الْأُمَّةِإِلَّاأَعْلَمَهُمْ بِکِتَابِا للَّهِوَسُنَّةِ نَبِیِّهِ[6]» . عدم وجود این ویژگی در کارگزار، موجب گمراهی مردمان و سقوط و زوال جامعه[7] خواهد شد. از جمله شاخصه‌های داشتن علم برای کارگزار، علم به دستورات خداوند در زمینه اداره حکومت و روش اجرای آن، علم به عواقب امور و از این قبیل چیزهاست.

عدالت

بنا بر روایتی، یکی از سه ویژگی لازم برای امانت‌داری از حکومت و رساندن آن به سرمنزل مقصود، عدالت است[8]. چرا که در غیر این صورت، زمامدار به هیچ وجه نمی‌تواند به تعهدات خود عمل کند یا پایدار بماند، در نتیجه به ستم و بی‌انصافی کشیده خواهد شد و دین خدا از بین خواهد رفت و بدعت‌گذاران زیاد شده[9] و نظام اسلامی به سمت فروپاشی سوق داده خواهد شد.

از اولین شاخصه‌ها و لازمه‌های عدالت یک فرد، نفی و زدودن هوا و هوس‌هاست از درون خودش[10]. چنین کسی که عدالت با جانش آمیخته شده، می‌تواند به درستی راهبری کند و در مشکلات و تنگناها، و در اوج توانمندی‌ها و دارایی‌ها از عدالت دور نگردد.

توانمندی

یکی دیگر از شروط لازم برای کارگزار، داشتن توانمندی در اداره حکومت است که در کلام امام علی(علیه‌السلام) با واژه‌ی “قوت”‌ به چشم می‌خورد:

«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّأَحَقَّا لنَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیْه…[11]». ای مردم همانا برای حکومت، محق‌ترین فرد کسی است که بر آن، بیشترین توانایی را داشته باشد.

البته این قوت تنها به معنای نیروی جسمی نیست، بلکه به معنای دارا بودن تمام قوت‌های لازم برای اداره حکومت است، از جمله: قوت در اجرای عدالت، قوت در احیای حق، قوت در حفظ امکانات و به کارگیری استعدادها[12]، قوت در کفایت کردن مردمان[13] و …

زهد
زهد

زهدی که امیرالمۆمنین علی(ع) از آن سخن به میان می‌آورند، نه به معنای ترک دنیا و بهره نبردن از امکانات و نعمات الهی است، بلکه هدف از زهد، ترک دنیای مذمومی است که حبّ آن سرمنشأ تمام خطاهاست[14] و اگر زمامداران و کارگزاران حکومتی که قدرت و امکانات در دست آن‌هاست، متصف به صفت زهد نباشند، بی‌تردید دچار لغزش و دست‌اندازی به آن‌ها می‌شوند و جامعه را نیز به این سمت می‌کشانند؛ و راه رسیدن به این خصلت، جز خودسازی‌ها و مراقبه‌های پیش از مسئولیت و در حین آن نیست. چرا که زهد، ریشه در قلب و نفس آدمی دارد «فَأَعْرَضَ عَنِ الدُّنْیَا به قلبِ هِوَأَمَا تَذِکْرَهَا مِنْ نَفْسِه…[15]» و کسی می‌تواند به آن دست یابد که قبلاً به تأدیب نفس خود مشغول شده باشد.

تقوا

شاید بتوان گفت صفت اصلی و اساسی‌ای که باعث و مانع جمیع صفات حسنه و سیئه می‌شود، تقواست. «فَإِنَّتَقْوَیاللَّهِمِفْتَاحُسَدَادٍوَذَخِیرَةُمَعَادٍوَعِتْقٌمِنْکُلِّمَلَکَةٍوَنَجَاةٌمِنْکُلِّهَلَکَة…[16]».

انسانی که فاقد تقواست، اسیر و بنده‌ی هوا و هوس و حرص و طمع است و در مسند اداره امور، جز در پی ارضای این‌ها نیست! بندگی‌های سیاسی و اجتماعی و سازش‌های منفعت‌طلبانه و بی‌چون و چرا از اهل باطل، محصول همین بی‌تقوایی است. در سایه حکومت تقوا، هر کس به آرزوی خود می‌رسد و از آسایش و نعمت‌های عادلانه بهره‌مند می‌گردد و آب عدالت، زراعت همه را سیراب می‌کند. [17] «لَایَهْلِکُعَلَیالتَّقْوَیسِنْخُأَصْلٍوَلَایَظْمَأُعَلَیْهَازَرْعُقَوْم…[18]». از جمله سفارش‌های امیرالمۆمنین علی(ع) به والیان خود، تقوا بوده است که اثر آن به وضوح برای مردم قابل لمس و مشاهده بود.

مردمی بودن

از دیگر ویژگی‌های مهم و اساسی مسئولین، مردمی بودن آن‌هاست. به این معنا که خود را خادم مردم بدانند و از آن‌ها و مشکلات آن‌ها دور نشود و نسبت به مردم، هیچ امتیازی برای خود قائل نباشد. اینکه کارگزاری در متن مردم باشد و مشکلات آن‌ها را از نزدیک، مشاهده و لمس کرده باشد، نه تنها موجب دلگرمی مردم می‌شود، بلکه باعث می‌شود كه مردم از مسئولین خود حمایت کنند و در برابر مشکلات، استقامت بیشتری نشان دهند. از جمله نشانه‌های مردمی بودن، می‌توان به فروتنی در برابر مردم[19]، پرهیز از امتیازخواهی و برتری‌جویی نسبت به مردم[20]، پرهیز از تشریفات[21]، شریک بودن در سختی‌های مردم[22] و … اشاره کرد.

پرهیز از احتجاب

احتجاب در لغت به معنای “در پرده شدن و مخفی شدن”‌ است و اصطلاحاً، به فاصله گرفتن از مردم و نداشتن ارتباط مستقیم با آن‌ها گفته می‌شود؛ اینکه مسئولین همچون سلاطین ظالم دنیا، خود را به دور از مردم نگاه دارند و از آن‌ها جدا به سر ببرند.

اما چیزی که تاریخ به وضوح بیانگر آن است، راه و رسم زندگی امامان معصوم (علیهم‌السلام) و نحوه مدیریت آن‌ها در جامعه است، که هر روزه در میان مردمان حاضر می‌شدند و به انجام امور آن‌ها می‌پرداختند. پس ضروری است کارگزاران نظام اسلامی، به شیوه رهبران خود اقتدا کرده و این مهم را در نظر داشته باشند.

از ویژگی‌های مهم و اساسی مسئولین، مردمی بودن آن‌هاست. به این معنا که خود را خادم مردم بدانند و از آن‌ها و مشکلات آن‌ها دور نشود و نسبت به مردم، هیچ امتیازی برای خود قائل نباشد.

ویژگی و صفات جزئی

در میان احادیث امیرالمۆمنین علی(ع)، در نهج‌البلاغه و دیگر کتب، صفات سلبی و ثبوتی بسیار مهم دیگری نیز برای مسئولین نظام اسلامی آمده که تفصیل آن‌ها از عهده‌ی این مقاله خارج است؛ لذا به دلیل اختصار، شماری از آن‌ها را نام می‌بریم:

صفات سلبی:

بخل، ظلم، رانت خوار، رشوه خواری، خلاف سنت معصومین عمل کردن[23]، سازش‌کار با اهل باطل، طمع ورزی[24]، قدرت طلبی، مال اندوزی، خودپرستی و تعریف از خویش[25]، خود رأیی [26]، تن‌آسایی و …

صفات ثبوتی:

زبان گویا (کم رو نبودن)، قلبی استوار بر اقامه حق [27]، تدبیر[28]، عفت، پارسایی، احقاق حقوق، ستمدیدگان[29]، صراحت و صداقت، برپاساختن نشانه های دین[30]، فقر زدایی، خیرخواهی و ارشاد مردم[31]، ترویج فضایل اخلاقی میان مردم و …[32]

 

پی‌نوشت:

منابع موارد اشاره شده در متن، در اینجا در دسترس است.