مصرعی که «رسول تُرک» اصرار داشت سر چهارراه نصب شود

جلسه روضه‌ای برپا بود که حاج رسول نیز در آنجا حضور داشت، آن روز حاج رسول تند تند یک قطعه‌ای از یک شعر ترکی را با گریه می‌خواند و می‌گفت: این مصرع به قدری خوب و عالی است که باید آن را سر چهار‌راه‌ها نصب کنند.

خبرگزاری فارس: مصرعی که «رسول تُرک» اصرار داشت سر چهارراه نصب شود

به گزارش خبرنگار «تکیه خبر» خبرگزاری فارس، در مجلس عزاداری امام حسین(ع) افراد مختلفی از اقشار مختلف حضور پیدا می‌کنند؛ تفاوتی نمی‌کند که زاهد باشی یا بنده گناهکار، مهم این است که مجلس حسین(ع) دارالشفاست برای کسانی که مریض هستند چه مریض جسمی و روحی، مهم این است که روضه سید‌الشهدا انسان را از فرش به عرش رهنمون می‌کند، پس عزادار حسین محترم است و بانی مجلس موظف است که حرمت عزادار مولایش را حفظ کند.

یکی از مشهورترین عزاداران حسینی که به لطف حضرتش رهنمون و عاقبت‌به خیر شد، فرد لات‌مآبی مشهور به «رسول ترک» است. عربده‌کشی که به واسطه حبّ ابی‌عبدالله(ع)، پروردگار عالم او را به مقام انسانیت رساند و به جایی ‌رسید که یک هفته قبل از مرگش، از زمان و محل آن آگاه شد!

در شماره پیشین به «ماجرای توبه رسول تُرک» از کتاب «آزاد شده امام حسین(ع)» تألیف محمد حسن سیف‌اللهی پرداختیم و اینک در ادامه شرح ماجرایی از روضه خواندن حاج رسول می‌آید:

*مصرعی که رسول ترک را منقلب کرد

حاج حسین نوتاش یکی از نوحه‌خوان‌ها و پیر غلام‌های امام حسین(ع) می‌گفت: یک روز در خانه یکی از دوستان، جلسه روضه‌ای برپا بود که حاج رسول نیز در آنجا حضور داشت، آن روز حاج رسول تند تند یک قطعه‌ای از یک شعر ترکی را با گریه می‌خواند و از شاعر و سراینده آن شعر تعریف و تمجید می‌کرد.

آن شعر به قدری حاج رسول را منقلب کرده است بود که او می‌گفت: این مصرع به قدری خوب و عالی است که باید آن را بر سر چهار‌راه‌ها نصب کنند تا همه مردم آن را ببینند، آن قطعه و مصرع این بود که:

آدون علی دی آتام سان آتام سنه قربان

این شعر زبان حال امام حسین(ع) خطاب به حضرت علی‌اکبر(ع) است که می‌فرماید: نامت علی است، پدرم هستی، پدرم به فدای تو

اما از سوی دیگر صاحبخانه از این شعر بسیار ناراحت شده بود، او بالاخره با صدای بلند گفت: این شاعر آدمی بسیار بی‌ادب بوده است.

*واکنش متفاوت حاضران به روضه حاج رسول

او با این شعرش به حضرت امیرالمومنین(ع) جسارت کرده است، معنا ندارد که حضرت امیر(ع) فدای جناب علی‌اکبر(ع) بشوند... کم کم بعضی از حاضران نیز حرف‌ها و استدلال‌های صاحبخانه را تایید کردند و شروع به کوبیدن آن شاعر کردند.

ولی حاج رسول با جدیت و بدون هیچ تردیدی از آن شاعر و شعرش دفاع می‌کرد و از حرفش بر نمی‌گشت، حاج رسول می‌گفت: این شاعر که نمی‌خواهد بگوید که نعوذ‌بالله، حضرت امیرالمومنین علی(ع) فدای جناب علی اکبر(ع) بشود، بلکه این یک نوع مرثیه خوانی است، مگر حضرت زینب (ع) نیز در روز عاشورا خطاب به امام حسین(ع) نمی‌گفت: پدر و مادرم به فدای تو... .

اما بعضی‌ها به هیچ وجه این استدلال‌ها را قبول نمی‌کردند و می‌گفتند: شیعه باید مؤدب باشد و حریم‌ها و خط مرزها را نشکند.

آن‌ها می‌گفتند: اگر گفته شود که معصومی فدای یک معصومی دیگر شود، بسیار متفاوت است با اینجا که گفته شود، یک معصوم فدای یک غیرمعصومی شود.

جلسه روضه به جلسه بحث و گفت‌وگو تبدیل شده بود، از طرفی صاحبخانه و بعضی از حاضران عصبانی شده بودند و آن بند را ناصواب و بی‌ادبانه می‌دانستند و از طرفی حاج رسول نیز با قاطعیت دلیل و شاهد می‌آورد و تندتند می‌گفت: این شاعر مرثیه خوبی سروده است و باید به او جایزه داد.

من کم کم احساس کردم راستی راستی نزدیک است دعوایی به راه بیافتد بنابراین با صدای بلند شروع به دعا خواندن کرده و جلسه را ختم کردم و الحمدلله بدون هیچ گونه مشکلی اهل جلسه متفرق شدند.

آن روز مرحوم حاج ولی‌الله اردبیلی نیز در مجلس حاضر بود و ساکت و خاموش با دقت به آن بحث‌ها و گفت‌وگوها گوش می‌داد، یکی دو روز از این قصه و جریان گذشته تا من با مرحوم حاج ولی‌الله اردبیلی رو به رو شدم، مرحوم حاج ولی‌الله اردبیلی تا مرا دید فوری قضیه و گفت‌وگوهای جلسه روضه را یادآوری کرد و گفت: «آن روز در آن جلسه واقعاً برای من شبه و اشکال درست شده بود که حق با کیست؟

از یک طرف حرف‌های مخالفان بسیار منطقی و صحیح به نظر می‌رسد و این نکته نمی‌توانست درست باشد که ما بگوییم یک معصومی فدای یک غیرمعصومی بشود، هر چند که فقط برای مرثیه خوانی باشد، ولی از طرفی دیگر نیز من به حاج رسول خیلی ایمان و اعتقاد داشتم و او را عاشق و دلسوخته‌ای می‌دانستم که نباید بدون حساب و کتاب و از روی هوای نفس سخنی بگوید، پس خیلی عجیب بود که حاج رسول به آن اندازه پیله کرده بود و از حرفش بر نمی‌گشت.

*حق با چه کسی بود، حاج رسول یا بانی مجلس؟

به همین خاطر من همان روز به آقا ابا‌عبدالله الحسین(ع) متوسل شدم و عرض کردم: آقا جان! حق با کدام یک از آنهاست؟ صاحبخانه درست می‌گوید یا حاج رسول؟ آقا جان! شما خودتان این مسئله و معما را برای من حل کنید و نگذارید این شبهه و اشکال در ذهن و اندیشه من باقی بماند که حاج رسول بی‌خودی از محتوای آن شعر دفاع می‌کند و از روی تعصب می‌خواهد مقام و شأن حضرت علی اکبر(ع) را بالا ببرد.

آقا امام حسین(ع) همان شب آن معما را برای من حل کردند و من همان شب در رویایی شگفت مشاهده کردم که به تنهایی در یک اتاقی نشسته‌ام، آن‌گاه صدایی به گوشم رسید که می‌گفت تا لحظاتی دیگر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به آنجا تشریف می‌آورند.

لحظاتی گذشت و من به یک باره مشاهده کردم که یک نوری به داخل اتاق تابید و همه فضای اتاق را گرفت، سپس آقا امام حسین(ع) و به دنبال ایشان حضرت ابوالفضل العباس (ع) وارد اتاق شدند و من دیدم و شنیدم که حضرت امام حسین(ع) خطاب به حضرت ابوالفضل(ع) فرمودند: «بیا برادر بیا، بیا که هم من فدای علی اکبر بشوم و هم تو فدای علی اکبر بشوی...»

در همین موقع من به قدری منقلب شدم که از خواب پریدم که در آن لحظه این احساس را داشتم که حضرت امام حسین(ع) از حرف‌های حاج رسول ناراضی و ناخشنود نیست».

نظر رهبر انقلاب درباره استفاده از آلات موسیقی در عزاداری‌ها

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب در پاسخ به استفتائی می‌فرمایند: شایسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده برگزار شود، البته استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد.

خبرگزاری فارس: نظر رهبر انقلاب درباره استفاده از آلات موسیقی در عزاداری‌ها

به گزارش خبرنگار «تکیه خبر» خبرگزاری فارس، حال و هوای این ایام، عاشقان اباعبدالله(ع) را بی‌تاب کرده و در لبیک به ندای «هل من ناصر ینصرنی» به سوگ و ماتم می‌نشینند و استمرار عزاداری و حرکت دسته‌های سوگواری حسینی در طول تاریخ موجب زنده داشت پیام «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» شده است.

آنچه امروز به عنوان برخی آسیب‌های شکل عزاداری‌ها مطرح می‌شود، استفاده از موسیقی‌های حرام در عزاداری‌ها هست، برخی مداحان ترانه‌های نامانوس دیروز و امروز را گوش می‌دهند و با تغییراتی در اشعارشان آن‌ها را می‌خوانند.

آهنگ همان آهنگ است و فقط محتوا را عوض می‌کنند، این قطعاً حرام است، باید توجه داشت که نمی‌توان به بهانه انجام مستحبی مرتکب حرام شد.

و یا در بعضی عزاداری‌ها دیده می‌شود، به جای آنکه نوحه خوانی شود، تنها آهنگ می‌نوازند و زنجیر می‌زنند، این موارد بی‌تردید تحریف عزاداری است، مراجع عظام تقلید نیز به این امر اهتمام داشتند و قاطبه آن‌ها به عدم جواز استفاده از آلات موسیقی در عزاداری حکم دادند که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

*استفتائات درباره استفاده از آلات موسیقی در عزاداری

سوال: استفاده از آلات موسیقى (مانند ارگ) و یا استفاده از طبل و سنج در مراسم عزادارى ائمه معصومین(ع) چه حکمى‏ دارد؟

جواب: استفاده از آلات موسیقى، مناسب با عزادارى سالار شهیدان(ع) نیست و شایسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده برگزار شود، البته استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد. (مقام معظم رهبری)

سؤال: استفاده از طبل و سنج و شیپور و همچنین زنجیرهایى که داراى تیغ هستند، در مجالس و دسته‏هاى عزادارى چه حکمى دارد؟

جواب: اگر استفاده از زنجیرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و یا باعث ضرر بدنى قابل توجهى شود، جایز نیست ولى استفاده از شیپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد. (مقام معظم رهبری)

سؤال: استفاده از آلات موسیقى مانند اُرگ (از آلات موسیقى و شبیه پیانو است) و سنج و غیر آنها در مراسم عزادارى چه حکمى دارد؟

جواب: استفاده از آلات موسیقى، مناسب با عزادارى سالار شهیدان نیست و شایسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده برگزار شود. (مقام معظم رهبری)

سؤال: با توجه به اینکه در اعراب مرسوم بوده جهت اعلان خبر مهمی به مردم از طبل و سنج و نی استفاده مى‌کردند، در زمان ما استفاده از این ابزار جهت امر عزاداری چه حکمی دارد؟

جواب: استعمال آلات مذکوره جایز نیست و شرکت در این گونه عزاداری‌ها هم اگر همراهی با آن‌ها و ترویج آن‌ها باشد، اشکال دارد. (آیت‌الله صافی گلپایگانی)

سؤال: استفاده از آلات موسیقی مثل طبل، صنج، نی، ارگ و مانند آنها در خلال عزاداری چه حکمی دارد؟

جواب: جایز نیست. (آیت‌الله صافی گلپایگانی)

سؤال: آیا در مراسم شام غریبان اباعبدالله(ع) چنانچه هم‌زمان با مداحی (نی) نواخته شود اشکال شرعی دارد یا خیر؟

جواب: هرگاه آهنگ مناسب مجالس لهو و فساد باشد جائز نیست. (آیت‌الله مکارم شیرازی)

 

خوش اخلاقی

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از سایت حوزه علمیه امام مهدی(عج)، آیت‌الله روح‌الله قرهی در تازه‌ترین درس اخلاق خود به موضوع «بهترین خوبی در عالم، راضی به رضای ذوالجلال و الاکرام بودن است» پرداخت که بخشی از آن در ادامه می‌آید:

*خیر دنیا و آخرت در چیست؟

وجود مقدّس و منوّر حضرت سیّدالسّاجدین، زین‌العابدین، امام العارفین، آقا علی بن الحسین(ع) بیان فرمودند: «ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ فَقَدْ رُزِقَ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»، سه چیز است که هر کس داشته باشد، خیر دنیا و آخرت روزی‌اش شده است - اگر انسان به دنبال خیر است، ببیند معصومین(ع) و اولیاء خدا چه می‌فرمایند- حضرت نمی‌فرمایند: اگر کسی این سه خصلت را داشته باشد، در آخرت به او خیر می‌رسد، بلکه می‌فرمایند: در این دنیا هم خیر و خوبی به او می‌رسد. در دنیا و آخرت خیر است. خوبی دنیا را دارد، خوبی آخرت را هم دارد.

1-رضا به قضای الهی

«هُنَّ الرِّضَا بِالْقَضَاءِ»؛ کسی که راضی به قضای الهی است، آرام می‌شود. بهترین خیر را دارد، بهترین خوبی در دنیا نصیب او شده است. عرض کردم نمی‌فرمایند: فقط آخرت، می‌فرمایند: دنیا و آخرت. برای این که در این هیاهوی دنیا، در این قیل و قال، آرام است. نه این که این‌ها غصّه مردم را نخورند و به ظاهر بی‌خیال باشند. آرام با بی‌خیال بودن فرق می‌کند. این‌ها چون اتّکایشان به پروردگار عالم است و راضی به قضای الهی هستند، در خیر دنیا هستند.

2-صبر در بلا

مسئله دیگر خیر دنیا و آخرت، در صبر است، «وَ الصَّبْرُ عَلَى الْبَلَاءِ». نزد کسی که راضی به رضای حضرت حقّ شد، عند الاولیاء، بلا به این معنایی که ما بیان می‌کنیم، نیست. اولیاء می‌دانند همه این‌ها لطف است.

هر کسی در بلا صبر کرد، معلوم است اهل خیر است؛ چون این از نشانه‌های خیر است. بلا هم مختلف است. یک موقع بلا به صورت ظاهر، بلای مالی است. یک موقع، به صورت ظاهر مریضی است یا فرزند ناصالح است یا خدای ناکرده همراه نبودن همسر است و ...، امّا کسی که در مقابل این‌ها صبر کرد و حلم و بردباری به خرج داد، خیر دنیا و خیر آخرت شاملش شده است.

در روایات در باب صبر بیان می‌شود: اگر کسی صبر کند، مقام او مقام انبیاء است. اصلاً یکی از امتحانات پروردگار عالم برای انبیاء، مسئله صبر است. یونس نبی(ع) خیلی صبر کرد، امّا یک جا، یک مقدار آن هم به خاطر این که چرا مردم خدایی نمی‌شوند، نه این که چرا به من اهانت می‌کنند، به تعبیری زود از کوره در رفت و آن طور مبتلا شد. «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى‏ فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ» من به خودم ظلم کردم، «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ». یک مقدار کم، آن هم نه برای خودش، برای این که این امّت چرا این طور هستند، از کوره در رفت و آن‌وقت به این حالت رسید.

3- شکر در آسایش

«وَ الشُّکْرُ فِی الرَّخَاءِ» موقعی که در آسایش و رفاه است، شکرگزاری کند. آن‌وقت این بهترین کسی است که هم خیر دنیا دارد، هم خیر آخرت. خوبی دنیا و خوبی آخرت در این شخص جمع شده است. شاکر نعمت الهی باشد شاکر خدا باشد.

فرمودند: اگر کسی در لحظاتی که باید شکر کند، شکر نعمت را انجام ندهد، پروردگار عالم آن نعمت را از او می‌گیرد. دلیل آن اهانت به خود این نعمت است و إلّا پروردگار عالم خود فرموده: ما اگر چیزی را دادیم پس نمی‌گیریم. «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» عزیز دلم! خدا تغییر نمی‌دهد، مگر این که کسی خودش عامل تغییر باشد.

یکی از عوامل تغییر این است که انسان شکر نعمت را به جا نیاورد. یک نوع شکر، شکر لسانی است، امّا حقیقت شکر این است که انسان قدر آن نعمت را بداند. قدر نعمت نبی مکرّم(ص) را بداند، جایی نرسد که بگوید: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا». مردم قدر امامت را نشناختند، حالا کار به غیبت ولیّ خدا رسیده است.

*چرا پروردگار عالم خیر دنیا وآخرت را به مومنین مرحمت می‌فرماید؟

چه کند انسان به این خیر برسد؟ وجود مقدّس باقرالعلوم، آقا امام محمّد باقر(ع) فرمودند: «وَجَدْنَا فِی کِتَابِ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلّى اللّه علیه و آله قَالَ» در کتاب امیرالمؤمنین(ع) دیدم که رسول الله(ص) فرمودند: «وَ هُوَ عَلى‏ مِنْبَرِهِ: وَ الَّذِی لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ، مَا أُعْطِیَ مُؤْمِنٌ قَطُّ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِلَّا بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللَّهِ، وَ رَجَائِهِ لَهُ، وَ حُسْنِ خُلُقِهِ، وَ الْکَفِّ عَنِ اغْتِیَابِ الْمُؤْمِنِینَ؛ رضا باللّه تبارک و تعالی فهو مؤمن».

حضرت باقرالعلوم(ع) چهار نکته اساسی و مهم را بیان می‌فرمایند. می‌فرمایند: در کتاب مولی‌الموالی(ع) دیدم که مولا بیان فرمودند: پیامبر عظیم‌الشّأن(ص) بر روی منبر بودند، سوگند خوردند و فرمودند: سوگند به خدای یگانه که هرگز خیر دنیا و آخرت به مؤمنی داده نشده، مگر به چند دلیل.

چرا پروردگار عالم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنین مرحمت می‌کند؟ - که اصلاً به همین خاطر هم نهایتاً فرمودند: «فهو مؤمن» به خاطر همین مطالب هم مؤمن می‌شوند -

حسن ظن به خداوند

1. «مَا أُعْطِیَ مُؤْمِنٌ قَطُّ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِلَّا بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللَّهِ» مؤمن خوش ‌گمان به خداست، می‌گوید: هر چه از ناحیه خدا برسد خوبی است امّا اگر بدی هست از عمل خود من است - این یک نکته بسیار مهم است –

*چگونه شیخ مفید، برادر امام زمان(عج) شد/ رازی که شیخ طوسی درباره شیخ مفید گفت

از آن مرد الهی و عظیم الشّأن، آن شیخ الطّائفه، شیخ طوسی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) راجع به حضرت شیخناالأعظم، حضرت مفید عزیز (روحی له الفداء و سلام اللّه علیه)، آن کسی که می‌دانید امام زمان(روحی له الفدا) به او خطاب «اخ السّدید» کرد، جمله‌ای را بیان می‌کند که بسیار عالی است.

ایشان می‌فرمایند: این مرد الهی، حضرت شیخناالأعظم، حضرت مفید عزیز(روحی له الفدا و سلام اللّه علیه) در حسن ظنّ به پروردگار عالم این‌طور بود که دائم بیان می‌فرمود: آنچه که خوبی است، از ناحیه الله تبارک و تعالی برای من دارد می‌آید و لطف خداست و اگر بدی است از نفس دون من است.

ایشان دائم به ما این تذکار را می‌داد که ای تلامیذ من! به این دقّت کنید که اگر به مشکلی برخوردید، بدانید نفس دون شما باعث این مشکل شده است امّا اگر لطفی آمد و در خوبی قرار گرفتید، بدانید مِن ناحیه الله تبارک و تعالی است.

شیخ طوسی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌فرمایند: این اثر عالی در ایشان، ایشان را رشد داد که انسان بداند گرفتاری‌ها همه از نفس است امّا هرچه خوبی است مِن ناحیه الله تبارک و تعالی است.

حسن ظنّ به خدا یعنی اگر انسان یک مشکلی در خود پیدا کرد، نگوید این از خداست؛ بگوید: این از نفس است. حسن ظنّ به پروردگار عالم یعنی اگر مشکلی در دنیا برای انسان پیش آمد، بگوید یک جایی یک غلطی کردم، یک اشتباهی کردم، حرف نفس امّاره‌ام را گوش دادم، این نفس دون من را بیچاره کرد، پس امروز گرفتارم. امّا آن‌جایی که خوبی آمد، بگوید: این‌ها از خداست، از من نیست. این حسن ظنّ به پروردگار عالم است.

اگر انسان با این حال و با این دید جلو برود، چقدر با دیگران فرق می‌کند. بگوید: اگر این‌ طور شده است، بدی‌ها همه از ناحیه خودم است. این ‌طور نشود که مثل بعضی تا پایش به یک کلوخی می‌خورد، به تعبیر عامیانه بگوید: هر چه سنگ است مال پای لنگ است. بگوید: این لنگی پا را خودم درست کردم. این نفس من بود. حسن ظنّ به پروردگار عالم خودش خیر دنیا و آخرت است و خیلی مهم است.

امید به خدا

2. «وَ رَجَائِهِ لَهُ» معلوم است، حالا که حسن ظنّ به خدا دارد، امیدش به خداست و ناامید از خدا نمی‌شود. اگر کسی ظنّ و گمان بدی به کسی داشته باشد، دیگر امید به او ندارد. این قاعده است.

خوش اخلاقی

3. «وَ حُسْنِ خُلُقِهِ» خوش اخلاقی، اخلاق نیکو. خوش‌رو کسی است که پروردگار عالم به او خیر دنیا و آخرت داده. عجیب است، حضرت بر فراز منبر این‌گونه فرمودند: سوگند به خدای یگانه که هرگز خیر دنیا و آخرت به مؤمنی داده نشده مگر به خاطر این چیزها «مَا أُعْطِیَ مُؤْمِنٌ قَطُّ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِلَّا بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللَّهِ، وَ رَجَائِهِ لَهُ، وَ حُسْنِ خُلُقِهِ». درد امثال من همین است که اگر حسن خلق باشد خیلی چیزها درست می‌شود.

خویشتنداری از غیبت

4. «وَ الْکَفِّ عَنِ اغْتِیَابِ الْمُؤْمِنِینَ» الله اکبر! این که خویشتندار باشد از غیبت مؤمنین.

غیبت یعنی آنچه را که هست نگوید، اگر نباشد که تهمت می‌شود. خیر دنیا و آخرت به مؤمن داده نشده، مگر این‌طور باشد و إلّا اگر خدای ناکرده اهل غیبت و این‌ها باشد، خود این دلالت بر این است که پروردگار عالم خیر را از او گرفته است. باید این را مواظب باشیم.

ثواب روضه و گریه بر سیدالشهدا(ع)

به گزارش خبرنگار «تکیه خبر» خبرگزاری فارس، همزمان با فرارسیدن محرم الحرام و ایام شهادت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، همه جا غرق در ماتم و عزای حسینی شده است از این رو هر فردی سعی می‌کند تا حداقل لحظاتی را به عزاداری برای مولایش حسین بن علی(ع) بپردازد.

کتاب «طوبای کربلا» شامل سخنان عارف و سالک طریق الهی، میرزا اسماعیل دولابی درخصوص عنایات امام حسین(ع) به اولیای خداست. یکی از مباحث این  کتاب به بیان ثواب روضه و گریه بر امام حسین(ع) پرداخته است که ما آن را برای عاشقان این امام همام بیان می‌کنیم.

روایات مختلفی درباره ثواب روضه و گریه بر امام حسین(ع) وجود دارد که به اختصار در ادامه می‌آید:

الف ـ شیخ جلیل، ابن قولویه قمی از ابن خارجه روایت کرده است: روزی خدمت امام صادق(ع) بودیم، از حضرت امام حسین(ع) یاد کردیم، امام صادق(ع) بسیار گریست، آن گاه فرمود: امام حسین(ع) فرمودند: من کشته گریه و زاری هستم، هیچ مؤمنی مرا یاد نمی‌کند مگر آنکه گریان می‌شود.

* گریاندن و اشک ریختن در سوگ امام حسین(ع) موجب بهشتی شدن افراد می‌شود

ب ـ شیخ طوسی و شیخ مفید از ابان بن‌تغلب روایت کرده‌اند که امام صادق(ع) فرمود: آه‌های سوزان و اندوهناک برای مظلومیت ما «تسبیح»، اندوه برای امر ما «عبادت» و پوشاندن اسرار ما از بیگانگان «جهاد در راه خدا» است، همچنین فرمود: واجب است که این حدیث با آب طلا نوشته شود.

ج ـ به سند معتبر از ابوعماره منشد (شعر خوان) روایت شده است:

روزی حضور امام صادق(ع) شرفیاب شدم، حضرت فرمود: شعری در مرثیه امام حسین(ع) به آن روشی که بین خودتان مرسوم است بخوان.

همین که شروع کردم به خواندن، حضرت گریان شد. من مرثیه می‌خواندم و آن بزرگوار می‌گریست تا آنکه صدای گریه از منزل آن حضرت بلند شد و صدای گریه زن‌ها نیز از پشت پرده برخاست. وقتی روضه تمام شد، حضرت فرمود: هر کس در مرثیه امام حسین(ع) شعری بخواند و پنجاه نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب می‌شود، هر کس ده نفر را بگریاند بهشت بر او واجب می‌شود، هر کس یک نفر را بگریاند بهشت بر او واجب می‌شود و هر کس مرثیه بخواند و خود بگرید، بهشت بر او واجب می‌شود و هر کس خود را به صورت گریه کننده درآورد بهشت بر او نیز واجب خواهد شد.

د ـ جناب میرحامد حسین نقل کرد که محمد بن سهل، یارکمیت گفت: من و کمیت در ایام تشریق بر امام صادق(ع) وارد شدیم، کمیت به امام عرض کرد: فدایت شوم! اجازه می‌دهید چند بیت شعر در محضرتان بخوانم؟ حضرت فرمود: این ایام، عزیز و محترم است (کنایه از آنکه خواندن شعر در این ایام شایسته نیست) کمیت عرض کرد: این اشعار در حق شما است. حضرت فرمود: بخوان و فرستاد اهل بیتش را حاضر ساختند که آنها هم بشنود، آنگاه کمیت اشعار خود را خواندن و حاضران بسیار گریستند، امام صادق(ع) دست‌های مبارکش را بلند کرد و گفت:

«اللهم اغفر کمیت ما قدم و ما أخّر و ما أسّر و ما اعلن و اعطه حتی یرضی؛ بارالها! گناهان گذشته و آینده کمیت را و گناهانی که آشکار و نهان انجام داده بیامرز و به او ببخش و به او عطا کن تا راضی شود.

* حتی مردم عصر جاهلیت هم قتال در ماه محرم را حرام می‌دانستند

ه ـ شیخ صدوق از ابراهیم بن ابی محمود، روایت کرد که حضرت رضا(ع) فرمودند:

محرم، ماهی است که اهل جاهلیت، قتال در آن ماه را حرام می‌دانستند؛ اما این امت جفاکار، خون ما را در آن ماه، حلال دانستند و هتک حرمت کردند و زنان و فرزندان ما را در آن ماه، اسیر کردند و آتش در خیمه‌های ما افروختند و اموال ما را غارت کردند و حرمت حضرت رسالت را در حق ما رعایت نکردند. مصیبت روز شهادت امام حسین(ع) دیده‌های ما را مجروح کرده و اشک ما را جاری ساخته است و زمین کربلا تا روز قیامت وارث اندوه و بلای ما است، پس بر مثل حسین(ع) باید بگریند گریه کنندگان. همان گریه بر آن حضرت، گناهان بزرگ را فرو می‌ریزد.

سپس حضرت فرمودند: همین که محرم می‌شد، کسی پدرم را خندان نمی‌دید و تا دهم محرم، اندوه و حزن پیوسته بر آن حضرت غالب می‌شد. وقتی روز عاشورا می‌رسید، آن روز، روز مصیبت و گریه او بود و می‌فرمود: امروز، روزی است که حسین(ع) کشته شد.

و ـ ابوقولویه قمی، به سند معتبر از ابوهارون مکفوف روایت کرده است: خدمت امام صادق(ع) مشرف شدم، حضرت فرمود:

برای من مرثیه بخوان.

من شروع کردم به خواندن مرثیه. حضرت فرمود: نه این طور؛ بلکه چنان بخوان که نزد خودتان متعارف است و کنار قبر امام حسین(ع) می‌خوانید. من نیز خواندم. حضرت گریست من ساکت شدم، حضرت فرمود: بخوان. من خواندم تا آن اشعار را تمام کردم. حضرت فرمود: باز هم برای من مرثیه بخوان. من این اشعار را خواندم:

یا مریم قومی و اند بی مولاک

و علی‌الحسین فاسعدی ببکاک

پس حضرت گریست و زن‌ها هم گریستند. وقتی آرام گرفتند، حضرت فرمود: ای ابوهارون! هر کس برای حسین(ع) مرثیه بخواند و ده نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب می‌شود. پس یک یک از ده کم کرد تا آنکه فرمود: هر کس مرثیه بخواند و یک نفر را بگریاند، بهشت برای او واجب می‌شود، سپس فرمود: هر کس امام حسین(ع) را یاد کند و خود گریه کند، بهشت بر او واجب می‌شود.

* آن گونه بر حسین(ع) می‌گریم که آثار مصیبت در من آشکار ‌شود

ز ـ به سند معتبر از مسمع روایت شده است: امام صادق(ع) به من فرمود: ای مسمع! آیا توجه به زیارت قبر امام حسین(ع) می‌روی؟ من عذر آوردم که با توجه به دشمنان زیاد، برای انجام چنین کاری، ایمنی ندارم.

فرمود: آیا مصائب آن بزرگوار را به یاد می‌آوری؟ عرض کردم: آری! آن گونه می‌گریم که آثار مصیبت در من آشکار می‌شود.

حضرت فرمود: به درستی که تو از آنانی که زاری می‌‌کنند برای ما، شاد می‌شوند برای شادی ما، اندوهناک می‌شوند برای اندوه ما، خائف می‌شوند برای خوف ما و ایمن می‌شوند برای ایمنی ما؛ به زودی خواهی دید که پدرانم هنگام مرگ نزد تو حاضر شوند و به ملک‌الموت درباره تو سفارش کنند و به تو از فرزند خویش مهربان‌تر باشند. آنگاه حضرت گریست و من نیز گریستم.

عشق یعنی...

ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌
عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌
عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی‌ادعا
عشق یعنی عاشق بی‌زحمتی
عشق یعنی بوسه بی‌شهوتی
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه‌ای جاری شده
یک شقایق در میان دشت خار
باور امکان با یک گل بهار
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی
عشق یعنی این که انگوری کنی
عشق یعنی این که زنبوری کنی
عشق یعنی مهربانی در عمل
خلق کیفیت به کندوی عسل
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی یک نگاه آشنا
دیدن افتادگان زیر پا
عشق یعنی تنگ بی ماهی شده
عشق یعنی ، ماهی راهی شده
عشق یعنی مرغ‌های خوش نفس
بردن آنها به بیرون از قفس
عشق یعنی جنگل دور از تبر
دوری سرسبزی از خوف و خطر
عشق یعنی از بدی ها اجتناب
بردن پروانه از لای کتاب
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
ای توانا ، ناتوان عشق باش
پهلوانا ، پهلوان عشق باش
عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر
واگذاری آب را بر تشنه تر
عشق یعنی ساقی کوثر شدن
بی پر و بی پیکر و بی سر شدن
نیمه شب سرمست از جام سروش
در به در انبان خرما روی دوش
عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از درمانده‌ای درمان کنی
عشق یعنی خویشتن را نان کنی
مهربانی را چنین ارزان کنی
عشق یعنی نان ده و از دین مپرس
در مقام بخشش از آیین مپرس
هرکسی او را خدایش جان دهد
آدمی باید که او را نان دهد
عشق یعنی عارف بی خرقه ای
عشق یعنی بنده ی بی فرقه ای
عشق یعنی آنچنان در نیستی
تا که معشوقت نداند کیستی
عشق یعنی جسم روحانی شده
قلب خورشیدی نورانی شده
عشق یعنی ذهن زیباآفرین
آسمانی شدن روی زمین
هر که با عشق آشنا شد مست شد
وارد یک راه بی بن بست شد
هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود ممکن شود
درجهان هر کارخوب و ماندنی است
رد پای عشق در او دیدنی است
سالک آری عشق رمزی در دل است
شرح و وصف عشق کاری مشکل است
عشق یعنی شور هستی در کلام
عشق یعنی شعر، مستی؛ والسلام
شاعر : ناشناس

جسد سالم شیخ صدوق بعد از هشتصد سال


حادثه‌اى در حدود سال 1238 قمری اتفاق افتاد که عظمت و اعتبار صدوق(ره) نزد زائران حرمش بیشتر معلوم شد و ارادت آنان نسبت به وى دو چندان گشت که شرح آن واقعه مطابق نقل علامه خوانساری در کتاب روضات الجنات بدین گونه است؛

«از کرامات صدوق که در این اواخر به وقوع پیوست و عدّه کثیری از اهالی شهر، آن را مشاهده کرده‌اند، آن است که در عهد فتحعلی شاه قاجار در حدود 1238 هجری مرقد شریف صدوق که در اراضی ری قرار دارد از کثرت باران خراب شد و رخنه‌ای در آن پدید آمد.

به جهت تعمیر و اصلاح آن اطرافش را می‌کندند پس به سردابی که مدفنش بود برخوردند، هنگامی که وارد سرداب شدند، با جسدی عریان و مستورالعوره مواجه شدند که در انگشتانش اثر خضاب و در کنارش تارهای پوسیده کفن به شکل فتیله‌ها بر روی خاک قرار گرفته است.

این خبر به سرعت در تهران منتشر شد و به گوش سلطان وقت رسید، وی با جمعی از بزرگان و امنای دولت به جهت مشاهده حضوری به محل آمدند. جمعی از علما و اعیان دولت داخل سرداب شدند و صدق قضیه را به رأی العین مشاهده کردند. پس از آن وی دستور تعمیر و تجدید بنا و تزئینات آن بقعه را صادر کرد.»

صاحب روضات که در آن زمان 12ساله بوده می‌نویسد: «من خودم بعضی از افراد را که در آن واقعه حضور داشتند، ملاقات نموده‌ام.

علامه مامقانی، صاحب تنقیح المقال، همین قضیه را نقل نموده و اضافه می‌‌کند:

چهل سال پیش سند صحیح از سید ابراهیم لواسانی (متوفای 1309ه‍ ق) که از علمای بزرگ تهران بود برای من نقل شد که وی به چشم خود جسد مطهر را به همان حال که ذکر شد، مشاهده کرده است.

یکی دیگر از شاهدان قضیه، حکیم وارسته آقا علی مدرّس زنوزی، متوفای 1307 هجری قمری، است.

علامه مدرس زنوزی، فیلسوف و اهل منطق و استدلال است و چنانکه می‌دانیم چنین افرادی نوعاً تحت تأثیر شایعات و توهمات قرار نمی‌گیرند و هر شنیده‌ای را به سادگی باور نمی‌کنند بلکه برای اثبات هر قضیه‌ای دنبال دلیل و مدرک علمی و قطعی می‌گردند، وی خود یکی از شاهدان و ناقلان این کرامت است.

شیوه عملیاتی مرحوم آیت‌الله قاضی برای عرفان عملی

خبرگزاری فارس: عرفان عملی شامل اجرای یک برنامه دقیق و پر مشقت جهت گذشتن از مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوالی در راه دست یافتن به آگاهی عرفانی است، از این جنبه این عرفان می‌خواهد وظایف انسان را با خودش، جهان و خدا بیان کند.

خبرگزاری فارس: شیوه عملیاتی مرحوم آیت‌الله قاضی برای عرفان عملی

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، امروز در جامعه انواع و اقسام عرفان‌های کاذب و انحرافی حضور دارد، اما اینکه چرا بسیاری از جوانان و بانوان به این عرفان‌ها گرایش پیدا می‌کنند، دلایلی را می‌توان بر شمرد. آن چیزی که در وهله اول نمایان می‌شود، میل و علاقه زیاد جوانان برای به دست آوردن حقیقت و آرامش و در نهایت توانایی انجام کارهای خارق‌العاده است.

حال سؤال این است که آیا به راستی عرفان ناب حقیقی وجود ندارد، اصولاً هدف از عرفان چیست و عرفان چه ماحصلی برای انسان دارد؟

در قدم اول احساس می‌شود که عدم وجود بسترهای لازم عرفان عملی اسلام از سوی مراکز ذی‌ربط  و علما برای تمام اقشار جامعه با ظرفیت‌های وجودی متفاوت، صورت نگرفته است،‌ هر چند که جلسات عرفان عملی در برخی مراکز خاص حوزوی و کلاس‌های هفتگی اساتید اخلاق برای عده‌ای قلیلی از افراد جامعه برگزار می‌شود، به راستی می‌تواند با توجه به شبیخون فرهنگی جوابگوی نیاز فعلی جامعه باشد!

شاید در ابتدا برخی علمای معزز از اینکه عرفان اسلامی کوچه بازاری شود، ناخرسند شوند، اما به نظر می‌رسد که با گسترش و بسط فرهنگ عرفان عملی در اجتماع می‌توان به جامعه رنگ و بوی الهی بیشتری بخشید، همچنین توجه به مبانی ابتدایی دین اسلام، با تکیه بر انجام فرائض روزانه، حسن اخلاق و معاشرت، احسان و نیکی به والدین، پرهیز از رذائل اخلاقی و در یک کلمه، خدا را در هر آن حاضر دیدن، افراد را به چنان آرامش حقیقی رهنمون می‌سازد که دیگر نیازی به حضور در کلاس‌های شبه عرفان‌های کاذب نخواهد بود.

به همین منظور در ادامه ابتدا تعریفی از عرفان اسلامی ارائه می‌شود و سپس به دو شیوه علمیاتی عرفان عملی از سوی آیات‌ قاضی طباطبایی و مصباح یزدی اشاره می‌شود.

عرفان اسلامی دارای دو جنبه است:

1. جنبه اجتماعی (تصوف): در این جنبه عرفا به عنوان یک فرقه اجتماعی با مختصات مخصوص به خود مورد بررسی قرار می‌گیرند. (1)

2. جنبه علمی و فرهنگی: و این خود بر دو قسم است :

الف- عملی، از این جنبه عرفان می‌خواهد انسان را تغییر دهد و خلاصه روابط و وظایف انسان را با خودش و جهان و خدا بیان کند.

ب- نظری، از این جنبه عرفان می‌خواهد هستی را تفسیر کند؛ یعنی تفسیر خدا و جهان و انسان.(2)

صاحب کتاب عرفان نظری اساسی‌ترین مسائل عرفان اسلامی (عناصر اصول اساسی عرفان) را این چنین بر می‌شمرد: وحدت، شهود، فنا، ریاضت و عشق، وی درباره فرق بین عرفان عملی و نظری می‌گوید: عرفان عملی عبارت است از: اجرای یک برنامه دقیق و پر مشقت جهت گذشتن از مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوالی در راه دست یافتن به آگاهی عرفانی و نیل به توحید و فنا که از آن به طریقت تعبیر می‌شود و عرفان نظری مجموعه تعبیرات عرفا از آگاهی‌ها و دریافت‌های شهودی خویش درباره حقیقت جهان و انسان است.(3)

*نظر آیت‌الله جوادی آملی درباره عرفان عملی

آیت‌الله جوادی می‌گوید: مراد از عرفان عملی آن دسته از تعلیمات و آموزش‌هایی است که مشتمل بر شیوه سلوک و آئین رفتار است و لذا مغایر با آن عرفان عملی است که متن سلوک و رفتار را تشکیل می‌دهد و مقید به الفاظ و قضایا و مسائل و نظایر آنها نیست. (4)

وی می‌گوید در عرفان از مسئله و قضیه اثر و خبری نیست و سخن از مرحله است؛ یعنی عارف می‌کوشد تا با طی مراحل به عین‌الیقین برسد و عین الیقین غیر از آگاهی به واسطه مفهوم است، بلکه مشاهده متن واقع است.

سیر و سلوک دو مرحله دارد: طبیعی و ارادی

سیر طبیعی؛ همان حرکت و شدن‌های طبیعی، غریزی و فطری است که غیر انسان نیز در آن شریکند، هر موجودی سیر وجودی خاص خود را دارد که به ناچار باید آن‌ را سپری کند .

سیر ارادی؛ از مختصات انسان است، در این مرحله آدمی حقایق دریافتی را در عمق وجود خود جایگزین می‌کند، سیر از مرحله جمادی تا مرحله انسانی که طبیعی و جبری است، اما سیر از مراحل پایین آدمیت و رسیدن به مراحل بالاتر که مرحله فناء فی الله و بقاء بالله است سیر و سلوک ارادی آفاقی و انفسی است.

مراتب سیر و سلوک ارادی شامل آگاهی، اخلاص و کمال است که وجود تفکر،‌ تلاش و تزکیه شرط بقا در این سلوک است.

در سیر و سلوک دین اسلام، حرکت باید بر اساس تعالیم قرآن که به عنوان آیین‌نامه کلی سیر و سلوک مطرح است، خط مشی پیامبر اکرم(ص) به عنوان اسوه و اهل‌بیت(ع) باشد.

*راه و روش علامه طباطبایی(ره) در عرفان

نکته قابل توجه این است که علامه طباطبایی(ره) در عرفان عملی به این باور رسیده بود که «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَم ‏» راه این است و جز این نیست و دقیقاً به این جهت، رفتار او، گفتار او، سکوت او، قلم او و مطلقا آثار وجودی او، حکایت کننده وارستگی و عظمت ذخایر علمی و عملی او بود.

*شیوه عملیاتی مرحوم آیت‌الله قاضی طباطبایی برای عرفان عملی

در کتاب «اسوه عارفان» از زبان آیت‌الله سید میرزا علی آقا قاضی طباطبایی(ره) درباره یکی از شیوه‌های عملیاتی برای کسب عرفان اسلامی این چنین می‌نویسد:

1- بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد، مواظبت بر نمازهای پنج‌گانه و سایر فرائض در بهترین وقت‌ها

2-  خضوع و خشوع خود را روز به روز بیشتر کند.

3-  تسبیح حضرت صدیقه طاهره(س) بعد از هر نماز

4- خواندن آیة‌الکرسی

5- سجده شکر و خواندن سوره «یس» بعد از نماز صبح

6-  خواندن سوره واقعه در شب‌ و مواظبت بر نوافل عشا

7-  قرائت مسبحّات(سوره‌هایی که با  لفظ «سبّح» شروع می‌شود) در هر شب قبل ازخواب

8-  خواندن سوره «ناس» و «فلق» در شفع و وتر(سه رکعت پایانی نماز شب) و استغفار هفتاد مرتبه در آن و همچنین بعد از صلوات عصر

9- این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صبح و عشا ده مرتبه بخواند: «لااله الاالله وحده لاشریک له، له الحمد وله الملک وهو علی کل شیء قدیر، اعوذ بالله من همزات الشیاطین واعوذ بک ربی ان یحضرون، ان الله هوالسمیع العلیم».

* آیت‌الله مصباح یزدی بهترین راه برای عرفان عملی را چه می‌داند؟!

آیت‌الله مصباح یزدی در کتاب «در جستجوی عرفان اسلامی» با تأکید بر اینکه  راه در عرفان عملی تنها یک کلمه و یک قدم است و آن «بندگی کردن» است، این چنین راه را ترسیم می‌کند:

برای رهایی از «خودپرستی» و واصل شدن به معبود و معشوق حقیقی، راه کلی این است که انسان «عبد» شود و همه استقلال‌ها را نفی کند و همه چیز خود و دیگر موجودات را از خدا ببیند، برای تحقق چنین امری اولین کاری که انسان می‌بایست انجام دهد، این است که اراده خود را به طور کامل تابع اراده خدای متعال کند.

این مرحله، مرحله‌ای بسیار طولانی و دارای مشقت‌های فراوان است، پس از عبور از این منزل، مرحله بعد این است که صفات و کمالات و ملکات خویش را از خود نفی کند و آن‌ها را به خدا نسبت دهد، یعنی در حقیقت معنا آن را بیابد و شهود کند که یگانه دارنده مستقل صفات و کلمات خدای متعال است، مرحله سوم اینکه هستی خود و همه موجودات را از خدا ببیند.

به نظر می‌رسد که برای عملیاتی کردن عرفان عملی در جامعه اسلامی حضور فعال تعدادی از علمای اخلاق و عرفان را می‌طلبد تا با استفاده از رسانه‌های تصویری به ترویج عرفان حقیقی منطبق با ابعاد وجودی مخاطبان بپردازند.

پی‌نوشت‌ها:

1- از این جهت به این فرقه صوفیه می‌گویند، در کتاب «مبانی عرفان و تصوف» قاسم انصاری درس اول وجوهی برای تسمیه این فرقه به صوفیه بیان شده است.

2- شهید مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، بخش عرفان، صفحه 70-75

3- یحیی یثربی، عرفان نظری، صفحه 38-53

4- آیت‌الله جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، صفحات 598-601

نویسنده: آزاده لرستانی

فواید درمانی میوه‌های قرآنی

درحالی اسامی میوه‌هایی نظیر انار، انجیر،‌ خرما، زیتون و انگور در قرآن آمده و یا به آنها قسم یاد شده که علاوه بر هزاران فایده طبی و غذایی که تاکنون شناخته شده، فواید متعدد ناشناخته‌ای هم برای آنها متصور است.
 به گزارش فارس، میوه‌هایی نظیر انار،‌ خرما، انجیر و انگور که در قرآن به آنها اشاره شده است، فواید متعدد غذایی و طبی دارد اما فواید زیادی هم دارد که شاید تاکنون شناسایی نشده و به مرور مشخص خواهد شد. بنابراین اگر در قرآن به آنها اشاره شده و یا در برخی موارد قسم خورده شده است به عنوان حکمت تلقی می‌شود که در صورت استفاده از این میوه‌ها فواید بسیار زیادی نصیب‌مان خواهد شد.
 
اداره ترویج وزارت جهاد کشاورزی با درک این مهم اقدام به برگزاری جشنواره قرآنی نموده که در آن میوه‌های قرآنی نظیر انار، انجیر، زیتون، خرما، انگور و فرآورده‌های آنها عرضه می‌شود. البته در کنار آن اهدافی نظیر حذف دلالی و واسطه‌گری، عرضه مستقیم کالا و تحقق درآمد مناسب برای کشاورزان نیز پیگیری می‌شود.
 
 ترویج و الگو سازی در خصوص مصرف محصولات طبیعی، سالم و ارگانیک کشاورزی داخل از دیگر اهداف برگزاری این جشنواره است.
 
در برخی کتابها در مورد فواید میوه‌های قرانی آمده است:
 
 
انار
 
انار حاوی مواد معدنی مانند سدیم، فسفر، آهن، منیزیم و پتاسیم و ترکیبات قندی ساکارز، گلوکز، فروکتوز و همچنین اسیدهای مالیک، سیتریک و آنتی اکسیدان‌های مفید است.
 
این میوه مقوی قلب، مفرح، دافع چربی، برطرف کننده سموم اغلب عفونت‌های داخلی، دافع حرارت است. تحقیقات اخیر نشان داده‌اند اب انار از افزایش آنزیم‌هایی که سبب ابتلا به التهاب مفاصل و از بین رفتن غضروف‌ها می‌شوند، جلوگیری می‌کند.
 
انار خون ساز است و خون را تصفیه می‌کند بهترین دارو برای تقویت کلیه است و خوردن دانه‌های انار به مراتب بهتر از نوشیدن آب انار است.
 
همچنین انار سبب شادابی و طراوت پوست شده صدا را باز کرده و گرفتگی صدا را برطرف می‌کند و آب انار خاصیت ضد سرطانی دارد. اگر آب انار را باعسل مخلوط کرده و هر روز چند قطره در بینی بچکانید، از رشد پولیپ در بینی جلوگیری می‌کند.
 
زیتون
 
زیتون از بیماری‌های قلبی و سرطان جلوگیری می‌کند و دارای ویتامین‌های AوE است. روغن زیتون نرم کننده و صفرا بر است، کرم معده را می‌کشد و سنگ کلیه و سنگ کیسه صفرا را دفع می‌ کند سرفه‌های خشک و خارش حاصل از گزیدگی حشرات را برطرف می‌‌کند روغن زیتون سلامت شریان‌ها را تامین می‌کند.
 
همچنین زیتون کلسترول خون را کاهش داده مانع رسوب پلاک‌ها در جدار شریان شده و در نتیجه مانع تنگ شدن شریان‌ها می‌شود از سفید شدن مو جلوگیری می‌کند تسکین دهنده دردهای روماتیسمی است.
 
 
انجیر
 
انجیر بهترین میوه برای بیماران عصبی است، مربا و کمپوت انجیر برای درمان یبوست موثر است. شیر سفیدی که از دم برگ‌ها یا میوه انجیر خارج می‌شود بهترین درمان میخچه و زگیل است.
 
انجیر بوی بد دهان را از بین می‌برد، بسیار مغذی است که هضم آن آسان بوده و مصرف آن برای بچه‌ها و اشخاصی که از بستر بیماری برخاسته‌اند و دوره نقاهت را می‌گذارنند بسیار مفید است.
 
خوردن جوشانده انجیر خشک در تمام التهابات دستگاه تنفس مانند ذات الریه، آسم، تنگی نفس و سرما خوردگی‌های مکرر مفید است.
 
سرشار بودن انجیر از پتاسیم تامین کننده سلامتی کودکان ضعیف و کم خون و بی‌اشتهاست انجیر تازه یا خشک بهترین ماده انرژی زا برای ورزشکاران است.
 
محمدرضا شاه‌پسند مدیرکل ترویج کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی می‌گوید محصولات ارائه شده در این جشنواره از باغ‌هایی که وزارت جهاد کشاورزی بر آنها نظارت دارد و مطمئن است که سموم مصرفی آنها در اندازه‌های استاندارد است.
 
البته گزارش میدانی خبرنگار فارس حاکی از عرضه برخی محصولات ارگانیک از سوی کشاورزان هم بود که می‌گفتند چندین سال است تحت نظارت شرکت بی‌سی‌اس آلمان تولید شده است.
 
شاه‌پسند می‌گوید میوه‌های قرآنی از 15 استان کشور جمع‌آوری شده که فاکتور کیفیت در اولویت بوده است.
 
وی معتقد است میوه‌های قرآنی باید برای استفاده مرتب ترویج شود چراکه اگر بخشی از فواید آن تاکنون مشخص شده است اما بسیاری فواید دیگر هنوز ناشناخته مانده و بدون حکمت نیست که خداوند در قرآن به آنها اشاره کرده یا قسم خورده است.
 
به گفته شاه پسند این جشنواره  از 4 الی 14 آبان همه روزه از 10 صبح تا 8 شب آماده بازدید و فروش محصولات به علاقمندان در خیابان شهید بهشتی نرسیده به خیابان شهید مفتح روبه‌روی مصلای بزرگ تهران است.
 
گزارش خبرنگار فارس حاکی است که محصولاتی نظیر انار، خرما، انجیر، انگور و فرآورده‌های آنها در این جشنواره عرضه می‌شود که انصافاً از نظر کیفیت فوق‌العاده هستند.
 
یکی از فروشندگانی که انارهای درشت ساوه را به این جشنواره آورده است می‌گوید: این محصولات چندین سال تحت نظارت وزارت جهاد کشاورزی و نیز شرکت بی‌سی‌اس آلمان به بار آمده است.
 
قربانی می‌گوید: از نظر میزان سم‌پاشی، زمان سم‌پاشی و کوددهی به این محصولات نظارت کامل می‌شود و محصولات کاملاً صادراتی هستند.
 
وی می‌گوید سالانه میلیون‌ها تومان تنها حق نظارت به باغ‌های انار می‌دهم تا محصولی صادراتی به بار بیاید.
 
قربانی هدف از حضور در این جشنواره را تعیین سلیقه و نظر مردم در مورد محصولات سالم و ارگانیک عنوان می‌کند و می‌گوید: می‌خواهم بدانم مردم تا چه اندازه از این محصولات استقبال می‌کنند آیا می‌تواند بازار قابل قبولی در داخل کشور داشته باشد یا باید همه آنها را صادر کنیم.
 
به گزارش خبرنگار فارس یکی از کارشناسان خبره میدان مرکزی میوه و تره‌بار امروز در این جشنواره قیمت محصولات را تعیین کرد که البته به گفته مسئولان برگزاری جشنواره، با تخفیف 10 درصدی همراه بوده است.
 
در این جشنواره یک کیلو خرمای فارس 3500 تومان تا 4500 تومان، انجیر استهبان کیلویی 14500 و نیم کیلو 7500 تومان،‌ انار درشت و مرغوب 2500 تا 3500 تومان و انار سیاه دارویی 5هزار تا 7 هزار تومان، رب انار کیلویی 15 هزار تومان و بسته‌های نیم‌کیلویی 10 هزار تومان،‌ روغن زیتون‌ بودار کیلویی 10 هزار تومان و بدون بو 7 هزار تومان، زیتون کیلویی 12 تا 15 هزارتومان عرضه می‌شود.
 
یک خانمی که همراه فرزندش برای خرید به این جشنواره آمده است، می‌گوید: همه محصولاتی که در قرآن به آنها اشاره شده است نعمت‌های خداوندی هستند من به دلیل سرما خوردگی شدیدی که داشتم و صدایم گرفته است امروز اینجا آمده‌ام تا از آنار سیاهی که اینجا عرضه می‌شود خریداری کنم.
 
وی افزود: پوره‌های وسط انار اگر در هاون کوبیده شده و با یک قاشق عسل و گل‌پر استفاده شود اثر فوق‌العاده‌ای برای تسکین سرما خوردگی و رفع گرفتگی صدا خواهد داشت.
 
وی افزود: قیمت‌های محصولات عرضه شده در این جشنواره نسبت به قیمت‌های بیرون بسیار مناسب‌تر است.
 
گزارش خبرنگار فارس حاکیست تعدادی از فروشندگان که در این جشنواره شرکت داشتند کشاورز و تولیدکننده نبودند و به نظر می‌آمد دلالان در این بخش هم نفوذ کرده بودند.
رجانیوز

وسوسه شیطان را چگونه درمان کنیم؟

در وادی کمال و صعود، خطرهای بسیاری در کمین نشسته و شیاطین بسیاری دل به گمراهی ما بسته‌اند؛ و اما تمسک به معانی بلند آموزه‌های دینی و تلمذ در پیشگاه بزرگان و علماء چراغ راهی است تا راه را گم نکنیم.  

به گزارش خبرگزاری حوزه، آنچه در ذیل می‌خوانید، سخنان مرحوم آیت‌الله حق‌شناس طهرانی در خصوص وسوسه‌های شیطانی و آثار نماز شب است که تقدیم می‌شود.

* شیطان سه طائفه را وسوسه می‌کند

«ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا؛[1] شیطان دشمن شماست، او را دشمن خود بگیرید.» شیطان سه طائفه را وسوسه می کند: اوّل کسانی که از یاد خدا دوری می کنند. مانند کسی که صبح مغازه اش را باز می کند و عصر هم می بندد و می رود. به هیچ چیز هم کاری ندارد. اگر هم حرفی به او بزنی، می گوید: کسب حلال است. اما نمی داند که کسب حلال مقرراتی دارد، احکامی دارد که باید یاد بگیرد. مثل این که برای این ساخته شده است که صبح بیاید در مغازه را باز کند و شب هم بندد! از هیچ یک از احکام اسلامی خبر ندارد!

 

* مگر رزق به دست غیر من است

طائفه دیگری که در معرض وسوسه شیطانند، کسانی هستند که احکام خدا را "یک دستی" گرفته اند. نماز را تند می خوانند. پروردگار به ملائکه می فرماید: چرا این بنده من با عجله نماز می خواند؟ مگر رزق و روزی او به دست غیر من است؟! باید نماز را مقدمه حفظ اموالش بداند.

طائفه دیگری که در معرض وسوسه شیطانند، کسانی اند که در مقام غفلت به سر می برند، خودشان را در حضور و محضر پروردگار نمی بینند. شیطان از پروردگار، اختیاری گرفته است که از راه خون وارد عروق انسان می شود و او را وسوسه می کند. «ان الشیطان لیجزی من ابن آدم مجری الدم».[2]

 

* اطلاع کامل شیطان از وضعیت شما

شیطان کاملاً به وضعیت شما مطلع است که چه کسی احکام شرع را یک دستی گرفته و چه کسی خودش را در حضور پروردگار می‌داند و چه کسی نمی‌داند، چه کسی مراقب است و چه کسی مراقب نیست.

 

* مراقبه، راه محفوظ بودن از شر شیطان

پس بنابراین حضرت فرمودند: کسی از شر این خبیث (شیطان) محفوظ است که دائم در مقام مراقبه باشد و خودش را در حضور و محضر پروردگار بداند و در ادامه هم فرمودند: آن کسی که شب و روزش را بی‌تفاوت می‌گذراند دائماً صید شیطان است.«و اما المهمل لاوقائه فهو صید الشیطان».[3]

 

* تضرع به درگاه پروردگار

حضرت در ادامه می‌فرمایند: با التجاء و تضرع به درگاه پروردگار به ریسمان محکم الهی چنگ بزن.«فاعتصم بحبل‌الله الاوثق فهو الالتجاء الی الله».

یک قدم باید شما  به سوی خدا بروید تا پروردگار ده قدم به سوی شما بیاید.

شیطان یک جبهه است، نفس هم یک جبهه است. شیطان از اعوان و یاران نفس است و به وسوسه‌های نفس کمک می‌کند.

 

* برای درمان قساوت قلب چه کنم؟

فردی به بنده گفت: من قساوت قلب پیدا کرده‌ام. برای درمان این بیماری چه کنیم؟ گفتم چند چیز است که رفع قساوت قلب می‌کند:

 

1. حضور در مسجد

اول، آمدن به مسجد است که پروردگار عزیر قلب کسی را که به مسجد بیاید را مورد نظر قرار می‌دهد و قلبش را از قساوت خارج می‌کند.

 

2. همنشینی با دانشمندان دین

دومین چیزی که قساوت قلب را می‌برد، همنشینی با دانشمندان دین است.

 

3. نماز شب

سومین چیزی که قساوت قلب را می‌برد نماز شب است

 

* دردهایتان را به خدا بگویید

آیا جایز است از اول مغرب تا اذان صبح تلویزیون ببینید، استراحت کنید، و با پروردگار نیایش نکنید، دردهایتان را به او نگویید؟!

 

* شیطان نماز شب، با قدرت‌ترین شیطان است

از همه شیاطین با قدرت‌تر، شیطانی‌ است که موظف است اشخاصی را که می‌خواهند نماز شب بخوانند را وسوسه کند. این شیطان در وسوسه خیلی استاد است.

شیطان به انسان می‌گوید که: نماز شب مستحب است، باید به فکر سلامت بدن خودت باشی، تو محصلی باید بخوابی تا فردا از درس عقب نمانی! وسوسه‌هایی می‌کند که به هر فقیهی بگویید، می‌گوید: درست است!

پروردگار در سحرها به قلب‌های شما نگاه می‌کند.

شیطان این وسوسه‌ها را می‌کند، اما نمی‌دانی که پروردگار در سحرها به قلب‌های شما نگاه می‌کند، شما را نورانی می‌کند، رزق فردای شما را مهیا می‌‌کند.«ان الله تبارک و تعالی ینظر فی الاسحار الی قلوب المتیقظین».[4]

 

اگر دیشب نماز شب خوانده بودی، امروز محتاج من نبودی!

شخصی آمد خدمت امام صادق (ع) و عرض کرد: یابن رسول‌الله! یک چیزی به من عنایت کن. حضرت فرمودند: به نظرم دیشب نماز شب نخوانده‌ای! عرض کرد: خوانده‌‌ام، یابن رسول‌الله! حضرت فرمود: دروغ می‌گویی! اگر خوانده بودی، امروز محتاج من نبودی، محتاج به سئوال نبودی.

با نماز شب، پروردگار عمر شما را زیاد می‌کند، نماز شب چراغ در قبر است.

 

 

* شیطان قدم به قدم پیش می‌آید

«فانه یفتح علیک تسعة و تسعین باباً من الخیر لیظفرنک عند تمام المائة».[5] شیطان ‌راهای شرعی را بلد است، وقتی شما را از نماز شب محروم کرد، می‌آید سراغ نماز جماعت و وسوسه می‌کند که نمازجماعت کدام است.

در مغازه‌ات بمان و به کارهای مردم رسیدگی کن! دل مون را به دست بیاورد! این طور وسوسه می‌کند، در حالی که انسان نمی‌داند که اگر در نماز جماعت شرکت نکند، در خیرات بر او بسته می‌شود. باید به مسجد بیاید و به برادران ایمانی و به ضعفاء و مستضعفین توجه پیدا کند، تا پروردگار قلبش را از قساوت نجات دهد.

 

* برکات حضور در مسجد

اگر کسی به مسجد-که خانه خداست- آمد، حقی بر صاحبانه پیدا می‌کند.«حق علی المزور ان یکرم الزائر»[6]پروردگار که صاحب این خانه است، او را موفق به ترک محرمات و فعل واجبات می‌کند، او را در معرض رحمت خودش قرار می‌دهد، راه‌های خیر را بر او می‌گشاید، یک رفیق دانا و آگاه نصیب او می‌کند. باید این اسلحه‌ها را داشته باشید تا بتوانید در مقابل سگ نفس و شیطان آمادگی پیدا بکنید.

 

* عمل بر خلاف وسوسه‌ی شیطان

حضرت در ادامه می‌فرماید: «فقابله بالخلاف» یعنی اگر شیطان شما را وسوسه کرد، خلافش را انجام دهد.«فقابله بالخلاف و الضد عن سبیله» هر راهی که شیطان در برابر تو قرار می‌دهد بر خلافش برو.

اگر آمادگی پیدا کردی، برای نماز شب بیدارت می‌کنند

اما بدان وقتی که –ان‌شاء‌الله تبارک و تعالی- آمادگی پیدا کردی، شما را برای نماز شب صدا می‌زنند، تکانت می‌دهند، مورد عنایت پروردگار قرار می‌گیری.

شیطان بر اهل ایمان و توکل تسلط ندارد

(ان کید الشیطان کان ضعیفاً)[7]کید شیطان ضعیف است.(انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون)[8] شیطان بر کسانی که ایمان بیاورند و بر پروردگارشان توکل کنند، تسلطی ندارد. سید بن طاووس (ره) به پسرش فرمود: ای پسرم! همیشه در دو قلعه‌ی ایمان به پروردگار و توکل بر او متحصن باش، تا از شر شیطان در امان باشی.

 

* معنای ایمان

ایمان به پروردگار به این معنی است که خود را در حضور محضر پروردگار بدانی، دروغ نگویی، کسی را اذیت نکنی، غیبت نکنی، حرف زشت نزنی، یک انسان وظیفه‌شناس باشی. خود منصفانه قضاوت کن.

 

* سحرخیزی یک جوان (زمستان بهار مومن است)

دیروز به یک جوانی برخوردم و گفتم: باباجان من! شبها چه می‌کنی؟ گفت: آقا! من یک ساعت و نیم مانده به اذان بلند می‌شوم. من با خدا کار دارم. کارهای روزم را در همین ساعت با خدا تصفیه می‌کنم. حاجتم را در همین ساعت از خدا می‌گیرم، با خدا رابطه پیدا می‌کنم.

انصاف نیست که این شبهای طولانی زمستان تا صبح بخوابید. زمستان بهار مومن است. «الشتاء ربیع المومن»[9] مومن در این شبها که غذایش هضم شده، خستگی‌اش هم در رفته، سحر بلند می‌شود، قرآن می‌خواند، پروردگار ان‌شاء‌الله سلامتی مزاج به او می‌دهد.

 

گر قصه عشق من و یارم بنگارند

صدلیلی و مجنون همه بیرون رود از دل

در قتل من ای مه بکش آهسته کمان را

حیف است که پیکان تو بیرود رود از دل

 

بهشت زهرا(س)؛ مدفن عاشقی که امام زمانش را در صحرای عرفات ملاقات کرد+عکس

جناب حجت الاسلام آقای قاضی زاهدی گلپایگانی می فرماید: من در تهران از جناب آقای حاج محمد علی فشندی که یکی از اخیار تهران است، شنیدم که می گفت: من از اول جوانی مقیّد بودم که تا ممکن است گناه نکنم و آن قدر به حج بروم تا به محضر مولایم حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، مشرف گردم. لذا سالها به همین آرزو به مکه معظمه مشرف می شدم.

در یکی از این سالها که عهده دار پذیرایی جمعی از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذیحجه با جمیع وسائل به صحرای عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنکه حجاج به عرفات بیایند، برای زواری که با من بودند جای بهتری تهیه کنم. تقریبا عصر روز هفتم بارها را پیاده کردم و در یکی از آن چادرهایی که برای ما مهیا شده بود، مستقر شدم. ضمنا متوجه شدم که غیر از من هنوز کسی به عرفات نیامده است. در آن هنگام یکی از شرطه هایی که برای محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب این همه وسائل را به اینجا آورده ای؟ مگر نمی دانی ممکن است سارقان در این بیابان بیایند و وسائلت را ببرند؟ به هر حال حالا که آمده ای، باید تا صبح بیدار بمانی و خودت از اموالت محافظت بکنی. گفتم: مانعی ندارد، بیدار می مانم و خودم از اموالم محافظت می کنم.

آن شب در آنجا مشغول عبادت و مناجات با خدا بودم و تا صبح بیدار ماندم تا آن که نیمه های شب دیدم سید بزرگواری که شال سبز به سر دارد، به در خیمه من آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: حاج محمدعلی، سلام علیکم. من جواب سلام را دادم و از جا برخاستم. ایشان وارد خیمه شدند و پس از چند لحظه جمعی از جوانها که تازه مو بر صورتشان روییده بود، مانند خدمتگزار به محضرش رسیدند. من ابتدا مقداری از آنها ترسیدم، ولی پس از چند جمله که با آن آقا حرف زدم، محبت او در دلم جای گرفت و به آنها اعتماد کردم. جوانها بیرون خیمه ایستاده بودند ولی آن سید داخل خیمه تشریف آورده بود. ایشان به من رو کرد و فرمود: حاج محمد علی! خوشا به حالت! خوشا به حالت! گفتم: چرا؟

فرمودند: شبی در بیابان عرفات بیتوته کرده ای که جدم حضرت سیدالشهداء اباعبداللّه الحسین(علیه السلام) هم در اینجا بیتوته کرده بود. من گفتم: در این شب چه باید بکنیم؟ فرمودند: دو رکعت نماز می خوانیم، در این نماز پس از حمد، یازده مرتبه قل هو اللّه بخوان.

لذا بلند شدیم و این عمل را همراه با آن آقا انجام دادیم. پس از نماز آن آقا یک دعایی خواندند که من از نظر مضامین مانند آن دعا را نشنیده بودم. حال خوشی داشتند و اشک از دیدگانشان جاری بود. من سعی کردم که آن دعا را حفظ کنم ولی آقا فرمودند: این دعا مخصوص امام معصوم است و تو هم آن را فراموش خواهی کرد. سپس به آن آقا گفتم: ببینید آیا توحیدم خوب است؟ فرمود: بگو. من هم به آیات آفاقیه و انفسیه بر وجود خدا استدلال کردم و گفتم: من معتقدم که با این دلایل، خدایی هست. فرمودند: برای تو همین مقدار از خداشناسی کافی است. سپس اعتقادم را به مسئله ولایت برای آن آقا عرض کردم. فرمودند: اعتقاد خوبی داری. بعد از آن سؤال کردم که: به نظر شما الآن حضرت امام زمان(عج) در کجا هستند. حضرت فرمودند: الان امام زمان در خیمه است.

سؤال کردم: روز عرفه، که می گویند حضرت ولی عصر(عج) در عرفات هستند، در کجای عرفات می باشند؟ فرمود: حدود جبل الرحمة. گفتم: اگر کسی آنجا برود آن حضرت را می بیند؟ فرمود: بله، او را می بیند ولی نمی شناسد.

گفتم: آیا فردا شب که شب عرفه است، حضرت ولی عصر(عج) به خیمه های حجاج تشریف می آورند و به آنها توجهی دارند؟ فرمود: به خیمه شما می آید؛ زیرا شما فردا شب به عمویم حضرت ابوالفضل(علیه السلام) متوسل می شوید.

در این موقع، آقا به من فرمودند: حاجّ محمدعلی، چای داری؟ ناگهان متذکر شدم که من همه چیز آورده ام ولی چای نیاورده ام. عرض کردم: آقا اتفاقا چای نیاورده ام و چقدر خوب شد که شما تذکر دادید؛ زیرا فردا می روم و برای مسافرین چای تهیه می کنم.

آقا فرمودند: حالا چای با من. از خیمه بیرون رفتند و مقداری که به صورت ظاهر چای بود، ولی وقتی دم کردیم، به قدری معطر و شیرین بود که من یقین کردم، آن چای از چای های دنیا نیست، آوردند و به من دادند. من از آن چای دم کردم و خوردم. بعد فرمودند: غذایی داری، بخوریم؟ گفتم: بلی نان و پنیر هست. فرمودند: من پنیر نمی خورم. گفتم: ماست هم هست. فرمودند: بیاور، من مقداری نان و ماست خدمتشان گذاشتم و ایشان از نان و ماست میل فرمودند.

سپس به من فرمودند: حاج محمدعلی، به تو صد ریال (سعودی) می دهم، تو برای پدر من یک عمره به جا بیاور. عرض کردم: اسم پدر شما چیست؟ فرمودند: اسم پدرم «سید حسن» است. گفتم: اسم خودتان چیست؟ فرمودند: سید مهدی. من پول را گرفتم و در این موقع، آقا از جا برخاستند که بروند. من بغل باز کردم و ایشان را به عنوان معانقه در بغل گرفتم. وقتی خواستم صورتشان را ببوسم، دیدم خال سیاه بسیار زیبایی روی گونه راستشان قرار گرفته است. لبهایم را روی آن خال گذاشتم و صورتشان را بوسیدم.

پس از چند لحظه که ایشان از من جدا شدند، من در بیابان عرفات هر چه این طرف و آن طرف را نگاه کردم کسی را ندیدم! یک مرتبه متوجه شدم که ایشان حضرت بقیة اللّه ، ارواحنافداه، بوده اند، به خصوص که اسم مرا می دانستند و فارسی حرف می زدند! نامشان مهدی(عج) بود و پسر امام حسن عسکری(علیه السلام) بودند.

نشستم و زار زار گریه کردم. شرطه ها فکر می کردند که من خوابم برده است و سارقان اثاثیه مرا برده اند، دور من جمع شدند، اما من به آنها گفتم: شب است و مشغول مناجات بودم و گریه ام شدید شد.

فردای آن روز که اهل کاروان به عرفات آمدند، من برای روحانی کاروان قضیه را نقل کردم، او هم برای اهل کاروان جریان را شرح داد و در میان آنها شوری پیدا شد.

اول غروب شب عرفه، نماز مغرب و عشا را خواندیم. بعد از نماز با آن که من به آنها نگفته بودم که آقا فرموده اند: «فردا شب من به خیمه شما می آیم؛ زیرا شما به عمویم حضرت عباس(علیه السلام) متوسل می شوید» خود به خود روحانی کاروان روضه حضرت ابوالفضل(علیه السلام) را خواند و شوری برپا شد و اهل کاروان حال خوبی پیدا کرده بودند، ولی من دائما منتظر مقدم مقدس حضرت بقیة اللّه ، روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، بودم.

بالاخره نزدیک بود روضه تمام شود که کاسه صبرم لبریز شد. از میان مجلس برخاستم و از خیمه بیرون آمدم، ناگهان دیدم حضرت ولی عصر(عج) بیرون خیمه ایستاده اند و به روضه گوش می دهند و گریه می کنند، خواستم داد بزنم و به مردم اعلام کنم که آقا اینجاست، ولی ایشان با دست اشاره کردند که چیزی نگو و در زبان من تصرف فرمودند و من نتوانستم چیزی بگویم. من این طرف در خیمه ایستاده بودم و حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، آن طرف خیمه ایستاده بودند و بر مصائب حضرت ابوالفضل(علیه السلام) گریه می کردیم و من قدرت نداشتم که حتی یک قدم به طرف حضرت ولی عصر(عج) حرکت کنم. بالاخره وقتی روضه تمام شد، حضرت هم تشریف بردند.

برگرفته از: آثار و برکات حضرت امام حسین(ع)، ص23، قضیه 5.

ذکری که دوای 99 درد است

در کلام روز امروز -چهارشنبه- احادیثی از ائمه معصومین نقل می‌کنیم در باب فواید ذکر و دعایی که خواندن آن درد را شفا می‌دهد.
به گزارش ایسنا، پیامبر خدا(ص) فرمودند: "جمله «لا حول و لا قوة الا باللّه‏» 99 درد را شفا می‏‌دهد که ساده‏‌ترین آن‌ها اندوه است1".
 
از مولای متقیان امام علی(ع) نقل شده که فرمودند: "بیمار شدم و پیامبر خدا به عیادتم آمد و فرمود: «بگو: خداوندا! از تو می‏‌خواهم عافیتی را که می‏‌دهی، پیش اندازی، بر امتحان خویش، بردباری‏‌ام بخشی، و مرا به سوی رحمت خویش ببری». من، این دعا را خواندم و پس از آن دعا، از بستر بیماری برخاستم، گویا که از بندی رَسته باشم2".
 
همچنین امام علی(ع) فرمودند: "پیامبر خدا، بر مردی از انصار که بیمار شده بود، وارد شد تا او را عیادت کند. او گفت: ای پیامبر خدا! برای من به درگاه خداوند، دعا کن.
 
پیامبر صلی‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم فرمود: «بگو: "از خداوند بزرگ، پروردگار عرش بزرگ، مسئلت می‏‌کنم و از خداوند بزرگ سلامتی می‏‌خواهم» مرد، این دعا را سه بار خواند و در پیِ آن، از بستر بیماری برخاست، چنان که از بند، رَسته باشد3".
 
امام صادق علیه‏‌السلام به هنگام بیماری این دعا را می‌خواندند: "خداوندا! تو خود، کسانی را سرزنش کردی و فرمودی: «بگو کسانی را که به جای خداوند به خدایی می‏‌پنداشته‏‌اید، فرا خوانید تا ببینید که نه نمی‏‌توانند سختی‏‌ای از شما بگشایند، و نه شما را به حالتی دیگر درآورند». پس ای آن که هیچ کس جز او نتواند سختی‏‌ای از من بگشاید و مرا به حالتی دیگر ببرد! بر محمّد و خاندانش درود فرست، و سختی را از من بگشای و آن را به سوی کسانی ببر که در کنار تو - که خدایی جز تو نیست - خدایی دیگر را می‏‌خوانند4".
 
منابع:
 
1- قرب‌الإسناد: 76 / 244 منتخب میزان‌الحکمة: 148
 
2- مسند زید، صفحه 181، الکافی، جلد 2 ، صفحه 567 ، حدیث 16، بحارالأنوار، جلد 95 ، صفحه 19 ، حدیث 19 ؛ المستدرک علی الصحیحین، جلد 1 ، صفحه 704 ، حدیث 1917، حدیث 3698 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 174
 
3- مسند زید، صفحه 181 عن زید بن علیّ عن أبیه عن جدّه علیهم‏السلام، دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 176
 
4- الإسراء: 56. الکافی، جلد 2 ، صفحه 564 ، حدیث 1 ، عدّة الداعی، صفحه 256 ، الدعوات، صفحه 190 ، حدیث 528 ، بحارالأنوار، جلد 95 ، صفحه 18 ، حدیث 18 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 178
رجانیوز