زیارت ناحیه مقدسه

آدرس زیارت ناحیه مقدسه

یا اباصالح المهدی ادرکنی

مولای من چگونه طاقت داشتی بر مصیبت جد شهیدت حضرت امام خمینی حسین علیه السلام

https://ahlolbait.com/content/9126/زیارت-ناحیه-مقدسه-دانلود-متن،-ترجمه-و-صوت

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم

آیت الله اعرافی امام جمعه میبد ریاست محترم احتمالی قوه قضایه کیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

http://arafi.ir/

از علمای بزرگ و استاد خارج حوزه علمیه می باشد که به دلایل فضل اخلاقی و علمی به ریاست محترم قوه قضایی احتمالا ً منصوب خواهد شد.

شاخص های انقلابی گری برای رئیس جمهوری اسلامی ایران

                                                                                                                                                                                       بسم الله الرحمن الرحیم

مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً
از ميان مؤمنان مردانى‏اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند. برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين‏] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند(الاحزاب/23)

1-شاخص های کلی :

1)      پایبندی به مبانی اعتقادی و ارزشی

2)      ولایت مداری

3)      پایبندی به استقلال  نظام اسلامی

4)    اعتماد و توکل بر خداوند

5)     دشمن شناسی و استکبار ستیزی

6)     آرمان گرا و خستگی ناپذیر و ترویج فرهنگ کار و تلاش

7)      پاسدار و حافظ  انقلاب  اسلامی و دستاوردهای آن

8)      برخورداری از قدرت بازدارندگی دفاعی – امنیتی

9)               برخوردار از توان و روحیه  پاسخگویی به هر تهدیدات دشمن

10)          اتحاد ، همکاری و تعامل سازنده با قوه مقننه و قوه قضایه 

11)          مردمی بودن

 

 

 

 

2-  شاخص های فردی:

1)   مؤمن ، متعبد  ،  با وقار ، عالم ، عامل  ،تقوا پیشه  و پرهیزکار  در عرصه های دینی ، اجتماعی ، فرهنگی  ، سیاسی و اقتصادی  

2)   ولایت مدار و فرمانپذیر     

3)  اهل توکل، رضا ، تسلیم  و یاری جستن از خداوند  

4) برخوردار از  روحیه متقن و  آهنین

5)  صبورو بردبار ،   شجاع و قاطع  

6)  نقد پذیر ، حق پذیر ، رضایتمند و قانع  

7)  دارای  سعه صدر، فروتن،  نرم خو

8)  پرهیز از شتابزدگی در امور

9)  حسن  ظن به مؤمنین  و سوء ظن به کفار  

10)  صداقت و راستگویی

11)    انضباط  و نظم در امور

12)   قانونمند و قانون گرا

13)   دوری از افراط و تفریط 

14)  دارای قدرت نفوذ کلام  

15)   نوآور ، خلاق و مبتکر  

16)   اصول گرای انقلابی  .

17)    مجاهد انقلابی ، شهادت طلب  و ایثار گر  

18)   استکبار ستیز ی  ، روحیه تسلیم ناپذیری و جنگندگی  با مستکبرین  

19)   دارای روحیه  خدمت رسانی ، سخت  کوشی و انگیزه  موفقیت و توفیق طلبی  

20) مظهر عزت نفس و اقتدار معنوی  

21)   مخاطره پذیری و نهراسیدن از شکست

22)  عمل گرا

23)  دوری از  دنیا طلبی، اشرافی گری  و زخارف دنیوی  

24) دارای  اعتماد به نفس بالای انقلابی و  مدیریتی

25)  بصیرت  و تیز بینی انقلابی

26)  موقعیت شناس و زمان شناس 

27)  انتخاب درست هدف و تمرکز روی  آن

28)  تسلط به  مباحث دفاعی و امنیتی

29)  روحیه مسئولیت پذیری و قدرت پاسخگویی بالا

30) اندیشه فراسازمانی و همه جانبه نگر  

31)   دارای  قدرت تفکر، هوش سرشار، خلاقیت ، ابتکار و نوآوری راهبردی   در موضوعات و صحنه های مختلف

32)  انقلابی سیاستمدار   

 

3 - شاخص های  سازمانی  انقلابی گری  :

1)        تلاش سازمانی برای نهادینه سازی مبانی اعتقادی و ارزش های اسلام ناب محمدی (ص)

2)       توسعه ،  تعمیق و نهادینه سازی  روحیه  ولایت پذیری  و انقلابی گری در سطح کشور

3)       افزایش روحیه ‌ی آرمان گرایی،  بلند نظر و  پیاده سازی اهداف عالیه 

4)      حفظ و توسعه ارزش ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس  

5)       توجه جدی به جنبه های راهبردی حوزه های دفاع و امنیت ملّی  کشور

6)      ثابت قدم و پایدار  در دفاع از انقلاب اسلامی و  ارزش های آن

7)        جاری سازی ابعاد معنویت، عقلانیت ،  عدالت و قسط اسلامی برای همه ایرانیان داخلی و حارج کشور

8)      کاهش فاصله های طبقاتی  در ميان اقشار کشور

9)      برخورد قاطع ، انقلابی   و تبعیت نکردن از  دشمن

10)  اهتمام به استقرار مدیریت  جهادی و انقلابی در سطح کشور

11)    ساخت و مهندسىِ جامعه اسلامی ، با بهره گیری از همه امکانات کشور

12)   رفع مشکلات و نارسایی های کشور ، بخصوص حل مشکلات اقتصادی

13)   مردمی سازی اقتصاد و فرهنگ کشور

14)  ارتقاء و پیاده سازی سبک فرهنگ اسلامی – ایرانی در سطح کشور و خارج کشور

15)   خود اتکایی  و افزایش توان بومی سازی  

16)    تقویت  نیروهای مسلح ج.ا.ایران و عمق راهبردی آن 

17)   حمایت از حرکت های انقلابی  مردمی که برگرفته از   اسلامی ناب محمدی(ص)   در  جهان اسلام  است   

18)   تلاش برای ارتقاء   وجهه‌ی،  کرامت و عزت انقلابی  ج.ا.ایران ،  در  داخل و خارج کشور  

19)   افزایش اشراف و تسلط اطلاعاتی جهت مقابله با تهدیدات در سطوح مختلف  و جلوگیری از  غافلگیری راهبردی  کشور  در مقابل انواع تهدیدها

20) کوچک سازی ،  تحول  ، نوشوندگی  و  جوانگرایی  سازمان های دولتی   با حفظ تجربه ارزنده  پیشکسوتان  و ایجاد  نوعی تعادل  و تعامل بین نسل قدیم و جدید  

21)   تعامل‌ پذیری  ،   مشورت ، تعاون  و کار جمعی    

22)   هماهنگی و هم افزاسازی نفکّرات  متفاوت   و کنترل  نگرش های نا همسو  و واگرا   

23)  حمایت  همه جانبه از  تفکرات و اقدامات انقلابی  در سازمان های دولتی و بکارگیری عناصر انقلابی  و دارای سوابق روشن در مناسب مدیریتی 

24) تلاش برای  حفظ و سلامت اعتقادی ، اخلاقی و ارزش های انقلاب اسلامی کارکنان

25)  تعلیم و تربیت انسان های با تقوا ، مجاهد ، شجاع ،  دلیر و شهادت طلب   که    برای پایداری انقلاب اسلامی  از بذل  جان و مال خود دریغ نمی ورزند� 

26)  تلاش  برای برقراری انضباط  دینی، سیاسی ، مالی و  اقتصادی  در دولت ج.ا.ایران

27)  تلاش برای ارتقای منزلت اجتماعی و انقلابی مردم و کارکنان دولت

28)  ارتقاء روحیه  اعتماد به نفس ، نشاط  و  رشد روحی  و جسمی  ملت  

29)  توجه به گردش نیروی انسانی و رشد کارکنان بصورت سازمان یافته ،  بر مبنا ی شاخص های انقلابی  

30) اتخاذ دکترین ،  راهبرها ، آیین نامه ها و دستور‌العمل های کارساز

31)   تلاش برای افزایش توانمندی قدرت ملی و بسیج مردمی  

32)  تلاش برای تعميق ريشه‌هاي انقلاب اسلامي در جان آحاد ملت‌ها  

33)  جدیّت در بکارگیری بسیج مردمی (سازماندهی ، آموزش و بکارگیری )  

34) توجه به سرمایه‌های  اصلی انقلاب اسلامی که همان �اسلام� ، �مستضعفان و پابرهنگان� و �قشر جوان� می باشند

35)  تلاش برای رصد آفت های انقلاب اسلامی و درمان آنها

36)  اهتمام در شناسایی مؤلفه های قدرت و افزایش توان ملی کشور

37)  تلاش برای  سازندگی کشور از طریق  ظرفیت های دولت و کمک گرفتن از آحاد مردم جامعه  و نیروهای مسلح کشور

38)  ضابطه مند و قانون گرایی در سطح کشور

39)  توسعه تفکر انقلابی گری در شطح کشور

40)اهتمام جدی  برای افزایش وحدت ،  یکپارچگی و برقراری تعامل مثبت و سازنده بین همه سازمان های دولتی و غیر‌دولتی

41)  اهتمام  جهت جذب ، پرورش و بهره مندی از توانمندی همه نخبگان واقعی در سطح کشور  

42) توجه به رشد علمی واقعی کارکنان دولتی و غیر دولتی (نه صرفاً کسب مدرک تحصیلی)

43) اهمیت دادن به تحقیقات و پژوهش های علمی   

44)ایجاد تحول همه جانبه از  طریق  مراکز علمی ، هئیت های اندیشه ورزی و کانون های تفکر  

45) بهبود رفتارهای سازمانی باکارکنان  و زيردستان

46) تجربه نگاری و بهره مندی از تجارب ارزنده خود و همکاران در بهبود سازمان (تخصص گرا و تجربه پسند)

47) جلوگیری از قدرت طلبی و سوء استفاده از موقعیت شغلی کارمندان 

48) نهادینه و قدرتمند سازی  قدرت دیپلماسی کشور در مقابل قدرت های جهانی 

49) یافتن راه های مناسب  برای خارج شدن از  مشکلات ، چالش ها و فشار های داخلی و خارجی (بن بست شکنی)

50) بهره مندی از تجارب هشت سال دفاع مقدس و حفظ این ارزش‌های والا  و بخصوص  اجر نهادن به شهدا ، جانبازان و همه‌ی  یادگاران  دفاع مقدس  

51)   جلوگیری از �فراموشی� و �تحریف� ارزشهای  انقلاب اسلامی و دفاع مقدس  

52)  جلوگیری از  اسراف و تبذیر بیت المال و افزایش  فرهنگ  صرفه جویی  

53)  فراهم نمودن همه تمهیدات لازم برای رشد و تعالی ملت مسلمان و نجیب  ایران

 

یحیی جلوداری زنجیرانی

 

صیحه آسمانی، نشانه قطعی ظهور

 

خبرگزاری فارس: صیحه آسمانی، نشانه قطعی ظهور

ظهور فتنه‌های گوناگون و مدّعیان دروغین در دوران غیبت، شناسایی مهدی حقیقی را به مراتب از هر دورۀ دیگری دشوارترساخته است.

 

صیحه یا ندای آسمانی
کتاب‌های متقدم شیعه که در باب غیبت نگاشته شده‌اند، روایات قابل توجهی را در باب ندای آسمانی که با عنوان «صیحه» و «فزعه» نیز از آن یاد شده است؛ در کنار سایر علایم و نشانه‌های ظهور، همچون ظهور سفیانی، یمانی و نفس زکیه ذکر کرده‌ و از جزئیات آن خبرداده‌اند؛ به گونه‌ای که نعمانی 25 روایت، شیخ صدوق 8 روایت و شیخ طوسی 9 روایت در این باره گزارش کرده‌اند. از میان این تعداد، 4 روایت صحیح (همان: 264؛ طوسی، 1411: 435 و 441 و صدوق، 1395: 650) و 4 روایت دیگر قابل اعتماد هستند. قابل اعتماد از این‌رو که برخی راویان این روایات در کتاب‌های معتبر رجالی به توثیق و یا تضعیف متصف نشده‌اند تا بر اساس معیارهای محدثین متاخر بتوان دربارۀ وضعیت اسناد آن روایات قضاوت کرد و آن‌ها را در یکی از چهار دستۀ صحیح، حسن، موثق و ضعیف قرار داد؛ اما بر اساس پاره‌ای قراین، می‌توان آن‌ها را پذیرفت.

همچون حدیث 7 کمال الدین (صدوق، 1395: 650)، عمربن حنظله توثیق ندارد؛ اما عموم محدثین به روایات او اعتماد کرده و روایات او را تلقی به قبول کرده‌اند (خویی، 1413، ج 14: 32). نیز در اسناد روایات 25 و 26 الغیبه نعمانی (نعمانی، 1397: 263 و 264)، علی بن یعقوب هاشمی توثیق یا تضعیفی ندارد؛ اما برخی محدثین، روایت بنی فضال از او را دلیل بر قابل اعتماد بودن او دانسته‌اند (خویی، 1413، ج 1: 67) و نیز حسین بن مختار در حدیث 16 الغیبه نعمانی (نعمانی، 1397: 257)، از سوی هیچ یک از رجالیان توثیق نشده و تنها شیخ مفید او را ثقه دانسته است (مفید، 1413، ج 2: 248) که اگر توثیق شیخ مفید را بپذیریم، می‌توان این روایت را پذیرفت و بدان اعتماد کرد.
مابقی روایات ضعیف‌اند که قریب به اتفاق آن‌ها، علت ضعف، توثیق و تضعیف نداشتن، و به عبارت دیگر مهمل بودن راوی است که در این صورت می‌توان از آن‌ها به عنوان شاهد و موید روایات مورد اعتماد استفاده کرد. براین اساس، باید گفت حجم روایات در حدی است که می‌توان به صدور آن‌ها اطمینان حاصل کرد.
در روایات، زمان این صیحه در بیست و سوم ماه رمضان، قبل از قیام قائم (عج) اعلام شده (نعمانی، 1397: 254) و امری است فراگیر، همگانی و عظیم که به تمام اهل مشرق و مغرب می‌رسد (همان)؛ به گونه‌ای که حتی دختر جوان را از پس پرده بیرون می‌کشد؛ خوابیده را بیدار می‌کند و بیدار را به فزع و فریاد وا می‌دارد (همان: 258) و هر کسی این صدا را به زبان قوم خود می‌شنود و می‌فهمد (طوسی، 1411: 435).
بر اساس آنچه در روایات آمده، این ندا و صیحۀ آسمانی نشانه‌ای یقین آور است؛ به گونه‌ای که اگر محقق شود، در تحقق امر فرج هیچ تردیدی برجای نمی‌گذارد و نشانه‌ای که به وسیلۀ آن، صاحب این امر شناخته می‌شود (نعمانی، 1397: 258).
در روایات بیان شده این ندایی است که در قرآن نیز ذکر آن آمده است؛ آن‌جا که خداوند می‌فرماید:
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیهِمْ مِنَ السَّماءِ آیهً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ؛ اگر بخواهیم، نشانه‌ای از آسمان بر آنان فرود آوریم، تا گردن‌هایشان در برابر آن خاضع گردند (شعراء: 4).
بر این اساس، این ندا، نشانه‌ای الاهی است که اگر نازل شود هیچ جای شبهه و تردید در آن نیست و همه در برابر آن خاضع شده و بر آن گردن می‌‌نهند (نعمانی، 1397: 260)؛ یا در ادامۀ روایتی که در آن بیان شده است: «امر فرج روشن تر از خورشید است»؛ چنین آمده‌که صدایی از آسمان شنیده می‌شود و منادی ندا می‌دهد که همانا فلان بن فلان امام شماست و او را به اسم و نسب معرفی می‌کند و چنین برداشت می‌شود که این ندا و صیحۀ آسمانی از دلایل اصلی روشن و آشکار بودن این امر است. همچنین در روایتی پس از بیان تفصیلی بسیاری از نشانه‌ها و علایم ظهور، امام در نهایت بیان می‌کنند:
اگر ]تشخیص[ همۀ این‌ها دشوار و مشکل شد در تشخیص صدایی که از آسمان خواهد آمد و در آن قائم(عج) به نام خود و نام پدرش خوانده می‌شود، مشکلی نخواهد بود (همان: 279ـ282).
با این حال، آنچه در این روایات جلب توجه می‌کند، اختلاف در مضمون این روایات است. در برخی از روایات، تنها از یک ندا و صیحه یاد شده که در آن منادی اسم و نسب حضرت قائم (عج) را معرفی می‌کند (طوسی، 1411: 464 ) و در برخی دیگر بیان شده است که برخاستن ندای آسمانی پس از وقوع قتل و کشتار فراوان است که منادی از آسمان فریاد بر می‌آورد همانا صاحب شما و صاحب این امر، فلانی است. پس برای چه می‌جنگید و کشتار می‌کنید؟! (نعمانی، 1397: 266 ـ 267 و 279).

در تعداد قابل توجهی از روایات، از دو صیحه و ندای آسمانی یاد شده که ندای اول، از سوی جبرئیل و ندای حق است و ندای دوم، ندای ابلیس و باطل است که در قلب‌ها شک و تردید ایجاد می‌کند‌‌. بر اساس روایتی، ندای اول، در ابتدای شب و ندای دوم، در انتهای شب دوم (همان: 265)، و بر اساس روایتی دیگر، ندای اول، در ابتدای روز از آسمان و ندای دوم، در انتهای روزاز زمین به گوش می‌رسد (طوسی، 1411: 435). در برخی روایات محتوای این دو ندا نیز متفاوت گزارش شده است. به طور مثال، در برخی روایات آمده است که ندای اول، مهدی موعود (عج)را معرفی می‌کند؛ اما ندای دوم که ندای شیطان است، بیان می‌کند که مردی از بنی امیه و پیروان او بر حق هستند (نعمانی، 1397: 264). نیز آمده است که ندای دوم، خبر می‌دهد فلانی مظلوم کشته شده است (همان: 252).

بر اساس روایتی، ندای اول، بیان می‌کند همانا فلانی امیر است و نیز حق با علی (ع) و شیعیان اوست و ندای دوم، بیان می‌کند که همانا مردی از بنی امیه و پیروان او رستگارند (همان: 264). در روایتی دیگر، ندای دوم، از حقانیت سفیانی و پیروانش خبر می‌دهد (صدوق، 1395، ج2: 652) و چند روایت دیگر محتوای ندای دوم را حقانیت عثمان و شیعیان او گزارش می‌کند (طوسی، 1411: 435). علاوه بر این‌ها، روایات دیگری گویای شنیده شدن اصوات سه گانه‌ای است که در ماه رجب به گوش می‌رسد (همان: 439). همچنین در برخی روایات خبر از صوتی داده شده که از جانب دمشق به گوش می‌رسد و از فتح و پیروزی خبر می‌دهد (همان: 442 و نعمانی، 1397: 279).
روشن است این حجم روایات را با این درجه از اعتبار تنها به صرف اضطراب و اختلاف متن نمی‌توان زیر سوال برد و باید دید آیا می‌توان میان آن‌‌ها وجه جمعی قائل شد و این اختلاف و ناسازگاری را بر طرف کرد؟ آنچه برای جمع این روایات به ذهن می‌رسد، این است که بگوییم احتمال دارد محتوای ندای اول، هم معرفی قائم (عج)و هم اثبات حقانیت امام علی (ع) و شیعیان ایشان باشد که در روایات، این مطالب، جداگانه بیان شده است.

آنچه دربارۀ محتوای ندای دوم آمده نیز، احتمال دارد به یک شخص و همان سفیانی ناظر باشد که از تبار عثمان و بنی امیه است و شیطان به منظور ایجاد تشکیک در دل‎‌ها بر حقانیت او و اجداد او ندا می‌دهد. در هر حال، کاملا محتمل است هر کدام از روایات تنها بخشی از این واقعه را گزارش کرده باشد. اگر مجموع روایات در کنار هم در نظر گرفته شوند، شاید بتوان به تصور کاملی از این واقعه دست یافت.
در روایاتی هم که دربارۀ اصوات سه گانه و صوتی که از جانب دمشق به گوش می‌رسد، سخنی از مهدی، یا قائم (عج) نیست؛ لذا ممکن است نشانه‌هایی برای امور و اتفاقات دیگری غیر از ظهور قائم (عج) باشند که وقوع آن‌ها موجب فرج و گشایش برای شیعیان است و نیز آن‌گونه که از تعبیر روایات بر می‌آید، ممکن است این اصوات به عنوان خبر دهنده از آن صیحۀ بزرگ آسمانی و نشانۀ قریب الوقوع بودن آن باشند، نه خود صیحه و ندای مذکور.

مضافا این‌که اصوات سه گانه در ماه رجب را تنها شیخ طوسی در کتاب الغیبه خود گزارش کرده (طوسی، 1411: 439) و این خبر در منابع متقدم دیگر، همچون کمال الدین و الغیبه نعمانی به چشم نمی‌خورد و نیز به آسمانی بودن صوتی که از دمشق به گوش می‌رسد، اشاره‌ای نشده و ممکن است صوت و ندایی بشری و پدیده‌ای کاملا طبیعی پیش از ندا و صیحۀ اصلی بوده باشد.
در هر صورت، به نظر می‌رسد آنچه روایات به رغم اختلاف در تعابیرشان، بر آن دلالت می‌کنند، این است که صیحه و ندای آسمانی نشانه‌ای است معرفت بخش و یقین آور که شناسایی قائم (عج) را برای ما مقدور می‌سازد؛ اما روشن است این نشانه، دلیلی برای ایمان اجباری به مهدی موعود نیست؛ بلکه در همان هنگام نیز شیطان نقش فعالی را در به انحراف کشاندن انسان‌ها از مسیر هدایت اجرا می‌کند و به وسیلۀ ندای دوم سعی می‌کند بذر شک و تردید را در قلب‌ها پراکنده سازد (صدوق، 1395: 650 و نعمانی، 1397: 265) و همان‌گونه که در طول تاریخ همواره انسان‌هایی بودند که با وجود دیدن معجزات فراوان از پیامبران، به آن‌ها ایمان نیاوردند؛ هنگام ظهور نیز انسان‌هایی خواهند بود که به رغم مشاهدۀ نشانه‌های آشکار تسلیم حق نشده و رهسپار وادی ضلالت و گمراهی می‌شوند.

 به همین دلیل است که فراوان می‌بینیم راویان به ائمه: مراجعه کرده، ملاک تشخیص ندای حق از باطل را از آنان جویا شدند؛ ائمه: نیز راهکارهای لازم را در این زمینه به آنان توصیه کرده‌اند؛ از جمله هشدار داده‌اند که ندای دوم که شیطان منادی آن است برای ایجاد فتنه و تفرقه بین شماست. پس مبادا این ندا شک و تردید را در مورد ندای اول در شما ایجاد کند که همانا آن حق است. پس تنها از آن پیروی کنید (نعمانی، 1397: 254 و صدوق، 1395، ج 2: 652).

همچنین روایات به نقش ایمان و اعتقاد به اهل بیت: در شناسایی ندای حق تاکید می‌کنند. از منظر روایات، تنها مومنانند که خداوند، آنان را بر حق که همان ندای اول باشد، استوار می‌دارد و آنان را از گزند شک و تردید در امان نگه خواهد داشت؛ بر خلاف کسانی که دشمنی و عداوت اهل بیت: را در دل دارند و از ایشان بیزاری می‌جویند و ندای اول را سحر و جادوی اهل بیت معرفی می‌کنند (نعمانی، 1397: 261). همچنین در روایت دیگری می‌فرمایند کسانی که احادیث ما را روایت می‌کنند و بر حقانیت خود ایمان دارند، ندای حق را تشخیص خواهند داد (همان: 264). نیز بیان کرده‌اند هنگامی که آن دو ندا واقع شود، آن کس که مومن بوده و قبل از وقوعش بدان ایمان داشته باشد، هنگام شنیدن ندای اول، نیز آن را تصدیق خواهد کرد و ندای دوم موجب شک و تردید او نخواهد شد (همان، 266).
بنابراین، تشخیص و پذیرش ندای حق، هنگام وقوع آن در گرو باور و معرفت پیشین به آن است. به همین دلیل است که ائمه: از قبل ما را بدان خبر داده؛‌ معیارهای تشخیص این دو ندا را در احادیث خود ارائه کرده‌ و با بیان این‌ که ندای حق همان ندای اول است، ما را از هجوم فتنه‌ها و شک و شبهاتی که ندای دوم در قلب‌ها پراکنده می‌سازد، در امان نگاه داشته‌اند.
سوالی که در این‌جا ممکن است پیش آید، این است که آیا ندای دوم که ندای شیطان و باطل است، مانند ندای اول، معجزه است و به لحاظ معرفت شناسی همان کارکرد اعجاز را دارد؟
در پاسخ به این شبهه باید در چیستی و چرایی معجزه اندکی تأمل کنیم. «معجزه» از نظر متکلمین امری خارق العاده و با ادعای مدعی مطابق است که بر صدق ادعای او دلالت دارد (حلی، 1425: 474) و از شروط آن، این است که از سوی خدای تبارک و تعالی به مدعی (نبوت، امامت و کرامت) داده شده باشد (همان: 475). لذا اعطای معجزه تنها برای اثبات صدق و حقانیت است و صدور معجزه برای اثبات کذب محال است. بر همین اساس، غالب متکلمین (غیر از متکلمین اشاعره) بر این نکته اتفاق نظر دارند که قبیح است خداوند به مدعی کاذب، معجزه اعطا کند؛ زیرا در این صورت، اولا، تمیز میان صادق و کاذب محال خواهد بود و ثانیا، موجب این خواهد شد که خداوند اسباب جهل بندگانش را فراهم آورده و آن‌ها را به باطل تشویق کند که این با حکمت باری تعالی ناسازگار است (سبحانی، 1412: 96).

لذا کارهای به ظاهر خارق العاده‌ای که مدعیان دروغین انجام می‌دهند، نمی‌توان معجزه و فعل باری تعالی در نظر گرفت. بر همین اساس، دلیلی وجود ندارد که ندای دوم یا ندای شیطان را که در روایات مرتبط با ظهور آمده است، معجزه وار تفسیر کنیم؛ بلکه بر اساس آن، مبنای عقلی که در تعریف معجزه بیان شد، دلیل کافی در اختیار داریم که در تفسیر ندای دوم دست به تاویل بزنیم و آن را به صورت غیر معجزه تفسیر کنیم.

به طور مثال، می‌توان ندای دوم را بیانی مجازی دانست برای شبهه افکنی‌های جبهۀ باطل که به رهبری شیطان انجام می‌شود؛ یعنی اندکی پس از این‌که ندای اول در تمام جهان طنین انداز شد، شیطان دست به کار می‌شود و با وسوسه‌ها و دسیسه‌های فراوان و جبهۀ باطل نیز با فعالیت‌های رسانه‌ای خود سعی در خنثی کردن اثر معرفتی ندای اول و ایجاد شک و شبهه و تردید در انسان‌ها دارد تا آن‌ها را از راه حق منحرف ساخته و مانع تحقق ظهور مهدی موعود(عج) شود.

افزون بر آن در روایات، کارکرد ندای دوم، ایجاد شک و تردید در دل‌هاست؛ نه ایجاد معرفت و یقین؛ در حالی که در مورد ندای اول، روایات تاکید دارند که این نشانه چنان از قدرت معرفت زایی بالایی برخوردار است که بر اساس آیۀ 4 سورۀ شعراء، جای شک و تردید برای هیچ کس باقی نمی‌ماند و همگی در برابر آن خاضع و تسلیم می‌شوند و این دلیل دیگری است که ما را بر آن می‌دارد ندای اول را معجزه بدانیم و ندای دوم را امری طبیعی و غیر معجزه وار؛ زیرا امری که یقین و اطمینان ایجاد کند، معجزه است؛ و الاّ ایجاد شک و شبهه و تردید در توان همه وجود دارد.
در پایان باید متذکر شد که درحال حاضر درک چگونگی رخداد صیحه و ندای آسمانی امری دشوار است؛ امری که در چارچوب معیارهای عقلانی و قوانین طبیعی که هم اکنون در جریان است، کم‌تر قابل توجیه و توصیف است. شاید به همین دلیل است که می‌توانیم آن را امری شگفت و معجزه آسا تعبیر کنیم که خبر از امری عظیم و بزرگ می‌دهد. اما آنچه باید در نظر داشت، این است که عدم توانایی عقل در توضیح و توصیف این واقعه نمی‌تواند دلیل موجهی برای انکار آن باشد؛ زیرا این واقعه، دلیل موجهۀ خود را از حجم فراوان روایاتی که روایات معتبر هم در میان آن‌‌ها اندک نیست؛ دریافت می‌کند.
نتیجه‌گیری
دوران طولانی غیبت کبرا و ظهور و بروز فتنه‌های گوناگون، زمینه را برای ظهور مدعیان دروغین مهدویت فراهم آورده است. از سوی دیگر، تکالیف و مسئولیت‌هایی که بر دوش شیعیان، مبنی بر یاری و نصرت حضرت مهدی(عج) هنگام ظهور، نهاده شده، در وهلۀ اول در گرو شناسایی آن حضرت است. مطمئنا عقل به تنهایی برای شناسایی امام مهدی حقیقی کافی نیست؛ زیرا تنها قادر به کشف معیارهای کلی است و در تشخیص مصداق آن‌ معیارها چندان کارایی ندارد. لذا لازم است، نشانه‌هایی اختصاصی و منحصر به فرد برای امام مهدی حقیقی از سوی ائمه: ارائه شده باشد؛ به گونه‌ای که بی هیچ واسطه‌ای، افراد را به او راهنمایی و حجت را بر آنان تمام کند.
در نگاه متکلمینی همچون شیخ مفید و سید مرتضی، این نشانه، می‌بایست از نوع معجزه باشد تا بر صدق ادعای فردی که خود را مهدی موعود خوانده است، دلالت کند. روایات نیز اظهار معجزه را در کنار علایم دیگری همچون نص و عصمت، از نشانه‌های تشخیص هر امامی بر شمرده‌اند.
برای شناسایی امام مهدی (عج) و ظهور او نیز نشانه‌ها و علایم فراوانی نام برده شده است که از میان آن‌ها تنها پنج علامت را می‌توان به عنوان علایم حتمی و قطعی ظهور در نظر گرفت که عبارتند از: ظهور سفیانی و یمانی، کشته شدن نفس زکیه، خسف بیدا و ندا و صیحۀ آسمانی. از آن‌جا که غیر از خسف بیدا و صیحۀ آسمانی، چهار نشانۀ قبل، قابلیت تطبیق بر مصادیق متعدد را دارند؛ تنها خسف بیدا و صیحۀ آسمانی را می‌توان به عنوان نشانه و علامت معجزه آسا در نظر گرفت. از میان این دو نیز، در روایات، از صیحۀ آسمانی به عنوان نشانه و علامتی یاد شده که حضرت قائم (عج) را به نام و مشخصات کامل معرفی می‌کند.

بر این اساس، باید گفت، این نشانه، نشانه‌ای منحصر به فرد برای شناسایی حضرت حجت (عج) خواهد بود. روایات فراوانی جزئیات این ندا و صیحه را خبر داده‌اند که تعداد قابل توجهی از روایات معتبر در میان آن‌ها وجود دارند. بر این اساس، می‌توان گفت هنگام ظهور آنچه امام مهدی حقیقی را به انسان‌ها شناسانده و حجت را بر آن‌ها تمام می‌کند، ندا و صیحه‌ای آسمانی است که او را با نام و مشخصات کامل به مردم معرفی می‌کند. به همین دلیل است که در روایات، فرج و شناسایی امام مهدی (عج) امری روشن و آشکار، همچون خورشید دانسته شده است که برای تشخیص آن جای نگرانی نیست.

منابع
قرآن کریم.
1٫ آیتی، نصرت الله (پاییز 1391). معیارهای تطبیق نشانه‌های ظهور، مشرق موعود، شماره 23٫
2٫ ابن بابویه، علی بن الحسین (بی‌تا). الامامه و التبصره، قم، موسسه آل البیت.
3٫ حلی، حسن بن یوسف (1425ق). کشف المراد، تحقیق: حسن حسن زادۀ آملی، قم، موسسه نشر اسلامی.
4٫ خویی، ابوالقاسم (1413ق). معجم رجال الحدیث، تهران، مرکز نشر الثقافه الاسلامیه.
5٫ سبحانی، جعفر (1412ق). الالهیات، قم، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیه.
6٫ شریف مرتضی، علی بن حسین (1410 ق). الشافی فی الامامه، تحقیق: سید عبدالزهرا حسینی، تهران، موسسه الصادق (ع).
7٫ صادقی، مصطفی (1385ق). تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
8٫ صدوق، محمد بن علی (1395ق). کمال الدین و تمام النعمه، قم، دار الکتب الإسلامیه.
9٫ طوسی، محمد بن حسن (1406 ق). الاقتصاد فیما یتعلق فی الاعتقاد، بیروت، دارالاضواء.
10٫ ــــ، (1411 ق). الغیبه، قم، مؤسسه معارف اسلامى.
11٫ طبرسى، احمد بن علی (1403 ق). الإحتجاج، مشهد، نشر مرتضى.
12٫ کلینی، محمد بن یعقوب (1411 ق). الکافی، بیروت، دارالاضواء.
13٫ مجلسی، محمد باقر (1429 ق). بحارالانوار، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات.
14٫ مفید، محمد بن محمد (1413 ق). الف، النکت الاعتقادیه، قم، الموتمر العالمی للشیخ المفید.
15٫ ــــــــــــــــــ، (1413 ق). ب، رسائل فی الغیبه، قم، الموتمر العالمی للشیخ مفید.
16٫ ــــــــــــــــــ، (1413 ق). الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید.
17٫ نعمانى، ابن ابی زینب (1397 ق). الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق.

 

نویسندگان:
معصومه رضوانی، روح الله شاکری زواردهی

مجله انتظار موعود شماره 47

عروس ایتالیایی جوان ایرانی در حرم امام رضا (ع) مسلمان شد

 

 

بانوی روان شناس اهل کشور ایتالیا که روز چهارشنبه به اتفاق همسرش برای نخستین بار به حرم امام رضا (ع) وارد شده بود، با حضور در مدیریت امور زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی و گفتن شهادتین؛ مسلمان شد و مذهب شیعه را برگزید.

رکسانا النا نگرا بانوی 38 ساله ای است که در 'رم' پایتخت کشور ایتالیا زندگی می کند و برای نخستین بار به ایران آمده تا با حضور در حرم مطهر رضوی به دین اسلام مشرف شود.همسر وی 'قادر مفتوحی' ایرانی، اهل استان آذربایجان و مقیم ایتالیا است.وی به تازگی با رکسانا آشنا شده و این آشنایی و مسلمان بودن وی منجر به ازدواجش شده است.

به گفته آقای مفتوحی؛ رکسانا علاوه بر زبان مادریش؛ به زبان های فرانسوی و اسپانیایی مسلط و تا حدودی به زبان های عربی و فارسی آشناست؛ وی یک روان شناس است که مدرک پروفسوری خود در این رشته را از دانشگاه فرانسه گرفته و در حال حاضر در دانشگاه رم در رشته جامعه شناسی تحصیل می کند.

وی گفت که همسرش فرد نیکوکاری در رم می باشد و تاکنون حضانت چند کودک فقیر اهل کشورهای آفریقایی را پذیرفته و بخشی از اموال خود را به نیازمندان در رم هدیه کرده است.

این بانوی ایتالیایی در پاسخ به سوال خبرنگار ایرنا مبنی بر علت مسلمان شدنش گفت: من در علم روان شناسی فعالیت های تحقیقاتی زیادی انجام دادم و از این طریق با ادیان دیگر و دین اسلام آشنا شدم.

النا نگرا افزود: پیشتر مسلمانان را کسانی می دانستم که با بستن بمب به خود، انفجاری ایجاد می کنند و نمی دانستم که اسلام واقعی چیست یا مسلمانی کدام است؟

وی بیان کرد: من به مدت یک سال درباره کل پیامبران، زندگیشان و کتاب آسمانی آنان مطالعه کردم و این مساله را دریافتم که همه پیامبران در دعوت مردم به دیانت یک روند تکاملی را طی کرده و همه آنان به مردم می گفتند که 'خداوند یکی است و رعایت تعلیمات دینی برای با خدا بودن ضرورت دارد.'

وی اظهار کرد: با این حال هنوز شناخت کاملی نسبت به دین اسلام نداشتم تا اینکه یکی از بیمارانم قصد داشت سیگار کشیدن را ترک کند؛ و از آنجا که تنها می توانست به زبان عربی صحبت کند، نتوانستم با ارتباط گرفتن مطلوب با وی، روند درمانی خوبی را در پیش گیرم.

النا نگرا گفت: در رم در کلاس های دوره آموزشی زبان عربی شرکت کردم تا این زبان را بیاموزم؛ روزی یکی از دوستانم من را دعوت به دیدن از مسجدی در رم کرد و من هم چادری بر سرم گذاشتم و وارد بزرگترین مسجد قاره اروپا شدم.

وی بیان کرد: وقتی برای اولین بار وارد مسجد شدم، فقط دیوارهای روشن و فرش را دیدم و هیچ چیز جذاب دیگری به چشمم نخورد تا اینکه فردی در حال نماز توجه ام را جلب کرد؛ وقتی خوب به حرکات وی نگاه کردم متوجه شدم که تمام علم انرژی درمانی که سالها درباره آن مشغول یادگیری بودم؛ در حرکات این فرد متجلی است.

این بانوی ایتالیایی گفت: احساس می کردم آن فرد هنگام نماز همه روزنه های انرژی اش در حال فعال شدن است و من طبق آن چه فرانسوی ها به من یاد داده بودند، به مدت چهار سال تمرین کردم تا با انجام حرکاتی؛ انرژی درمانی را انجام دهم اما دیدم این فرد سه مرتبه در روز با خواندن نمازهای یومیه انرژی درمانی را به طور کامل انجام می دهد و در مدت زمان کوتاه همه انرژی های خود را فعال می سازد.

وی افزود: تنها تفاوت تمرین های انرژی درمانی من با نماز خواندن آن فرد در این بود، که خدایی در تمرین های من وجود نداشت لذا تصمیم گرفتم در نماز جمعه آن مسجد شرکت کنم و آنجا بود که برای نخستین بار نماز خواندن را یاد گرفتم و آن را بجا آوردم.

وی بیان کرد: به مدت یک ماه به شیوه سنی ها نماز خواندم و دریافتم که نماز خواندن تمرینی از سوی خدا برای به آرامش رسیدن بشر است و هیچ شکی در درست بودن کارم نداشتم؛ بعدها فهمیدم که در دین اسلام تقسیم بندی به نام شیعه و سنی وجود دارد و درباره این مساله و علت این تقسیم بندی تحقیق کردم.

این بانوی ایتالیایی گفت: در تحقیقاتم یقین پیدا کردم که پیامبر اسلام در انتخاب جانشین برای خود کار درستی انجام داده و برای من روشن شد حق با چه کسی است، لذا تصمیم گرفتم شیعه شوم.

النا نگرا گفت: همیشه دعا می کردم خداوند به من همسری نزدیک به خودش را عطا کند؛ زیرا کسی که به خدا احترام بگذارد به من نیز احترام خواهد گذاشت لذا 'قادر' را همسر مناسبی برای خود یافتم.

وی افزود: اکنون چندین سوره بزرگ از قرآن کریم را حفظ کرده ام و می توانم آیات را صحیح تلفظ کنم، خواندن آیات قرآن و نماز بسیار برای من آرامش بخش است و یک تمرین انرژی درمانی فوق العاده به شمار می رود.

وی بیان کرد: اولین بار است که به حرم مطهر رضوی می آیم و خوشحالم که در این مکان به دین اسلام مشرف می شوم.

مراسم تشرف این بانوی ایتالیایی در مرکز مدیریت امور زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی برگزار شد و پس از مسلمان شدن این بانو؛ به وی یک جلد قرآن کریم و چند کتاب مذهبی هدیه شد.

 

اگر جوانتان نماز نمی خواند لطفا بخوانید

اگر جوانتان نماز نمی خواند لطفا بخوانید

احکام شرعی, کانون زندگی, کودک و نو+جوان, مذهبی و دینی آینده سازان دین, تشویق, جوانان, ستون دین, نماز بدون دیدگاه

در میان آن همه دستورهای درخشان علمی و منطقی اسلام، «نماز»، به ستون دین لقب گرفته است و پای سایر ارزش ها قرار گرفته، نماز نه تنها در اسلام بلکه در مذاهب دیگر نیز درخشش ویژه ای دارد.

در بُعد تعریف فقهی این است که نماز عملی است که دارای ارکان و شرائط خاص است که انجام آن روزی پنج بار بر شخص مکلف واجب است. اما حقیقت نماز آن رابطه و عملی با خداست و معجونی است از تمام حرکاتی که برای انسان وجود دارد از ایستادن، نشستن، خم شدن و دست ها و پاها را به صورت مختلف حرکت دادن و زبان را با الفاظ گوناگون به سخن در آوردن و مانند آن ؛یعنی انسان در تمام حالات در یاد او فرو می رود، تمام اعضای او رنگ ایمان پیدا کند.
در میان آن همه دستورهای درخشان علمی و منطقی اسلام «نماز» به ستون دین لقب گرفته است و پای سایر ارزش ها قرار گرفته، نماز نه تنها در اسلام بلکه در مذاهب دیگر نیز درخشش ویژه ای دارد. هر چند که کیفیت آن مختلف بوده است؛ روی همین اساس حضرت ابراهیم (علیه السلام) که در میان همه ملل مذهبی به عنوان قهرمان یکتاپرستی لقب گرفته است، پس از آن که همسرش هاجر را با حضرت اسماعیل کنار کعبه در بیابان خشک و سوزان دور از حکومت های بت پرستی قرار می دهد، به خدا عرض می کند: «پروردگارا آنان را در این نقطه بی آب و علف آوردم تا نماز بگزارند. (ابراهیم:۳۷) خداوند حضرت عیسی (علیه السلام) و حضرت موسی (علیه السلام) و پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) را امر به نماز قرار می دهد.

وقتی قرآن سخن از نماز به میان می آورد می فرماید: «وَأَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکْرِی» نماز بخوانید تا یاد مرا زنده کنید. و من در یاد شما به وسیله نماز ظهور کنم. (طه:۱۴)
و اگر یاد خدا به وسیله نماز ظهور کرد، آن قلب مطمئن است. از طرفی یاد خدا دل ها را مطمئن می کند.

«الا بِذکر اللّه تطمئن القلوب» پس دل انسان نمازگزار، مطمئن است و هرگز از غیر خدا نمی ترسد. (رعد:۲۸)

راه های جذب جوانان به نماز

جوانان به عنوان آینده سازان نظام اسلامی به شمار می روند و تلاش در جهت توسعه آگاهی های دینی آنان از اهمیت به سزایی برخوردار است. اگر میزان معرفت جوانان به آموزه های دینی از رشد نمو مطلوبی بهره مند باشد، شخصیت دینی آنان به گونه ای شایسته شکل خواهند گرفت و هنگام ورود به جامعه اسلامی تأثیر به سزایی در آن جامعه پدید خواهند آورد، در این یادداشت به مهم ترین راهکارهای جذب جوانان به نماز می پردازد.

۱- آسان نشان دادن اطاعت و بندگی خدا

از جمله عوامل جذب جوانان، آسان نشان دادن اطاعت و عبادت خدای متعال است. جوانان به دلیل روحیه لطیفی که دارند، از سخت گیری، فشار، تحمیل و خشونت گریزان هستند. بنابراین، تا جایی که امکان دارد و باعث تضعیف احکام دین نمی شود، باید دستورهای دین اسلام را آسان نشان داد.
خداوند در قرآن می فرماید: «یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»؛”بقره،۱۸۵” خدا برای شما آسانی را می خواهد، نه دشواری.
در روایتی آمده است: «خدای متعال به دو فرشته مأمور نوشتن اعمال نیک و بد انسان ها دستور  داده است: به بنده ام در سنّ نوجوانی سخت گیری نکنید، بلکه با رفق و مهربانی و آسانی با او برخورد کنید.(بحارالانوار،ج۹،ص۳۵۱)

روش های آسان گیری

برای جذب جوانان به سوی نماز و عبادت خدا، در بُعد روش های آسان گیری روش های فراوانی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:

روش مرحله ای و تدریجی

یکی از مهم ترین روش ها در آسان گیری عبادت خدا، ارائه تکلیف و برنامه های دینی به صورت مرحله ای و تدریجی است. در این روش با توجه به ظرفیت و توانایی جوان، تکالیف ارائه می گردد.
پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) نیز با استفاده از این روش اساسی، به تدریج احکام اسلام را بیان کرده است. در قرآن مجید احکام ربا، زکات، شراب، حجاب و …. بر اساس این اصل ابلاغ گردید؛ چنانچه در ابتدا رسالت پیامبر (صلی الله و علیه و آله) فقط امر شد که: «قُولُو لا إِلهَ إِلّا اللّهُ تُفلِحوُا، بگویید: لا اله الا الله » تا رستگار شوید.» (بحارالانوار،ج۱۸،ص۲۰۲)
به طور مثال: برای بیان حرمت نگاه به نامحرم، اگر فوری حکم اللّه بیان شود، شاید باعث دفع جوان شود، ولی می توان ابتدا از وجود نگاه های حلال شروع کرد و آنها را برای جوان توضیح داد و در مرحله بعد نگاه های حرام را بیان کرد و وقتی که ذهن جوان کاملاً آماده شد، حکم تحریم نگاه به نامحرم گفته شود. آن وقت مشاهده می کنید که برخورد جوان با این امر، یک برخورد طبیعی و منطقی خواهد بود.

۲-درک لذت اطاعت و عبادت

اگر انسان از چیزی لذت ببرد، هیچ زمان احساس خستگی نخواهد کرد. بنابراین، باید از برنامه و روشی استفاده کرد که جوان از عبادت و بندگی خدا لذّت ببرد تا زمینه جذب در او فراهم شود.

راه های ایجاد لذّت از عبادت

الف): تبیین نیاز درونی جوان به نیایش و لزوم پاسخ به این نیازها به وسیله عبادت خدا؛

ب): مقدمات عبادت را جدّی گرفتن

ج): رفع موانع: از قبیل گرسنگی، تشنگی، خواب آلودگی، خستگی، پریشانی.

د): انجام عبادات به صورت دسته جمعی، مانند نماز جماعت، اعتکاف و ….

ه) تأکید و زنده کردن احساس عدم تکراری بودن عبادات.
باید به جوان توجه داد که روح نیز مانند جسم نیازمند تجدید قواست و با هر عبادتی در هر روز، انسان به چیزهای تازه ای دست می یابد. مانند هواپیما که هر چه موتور آن دور بیشتری پیدا کند، بالاتر می رود و بیشتر اوج می گیرد.
در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) آمده است: «الصّلاه مِعراجُ المؤمن: نماز معراج مؤمن است.» (بحارالانوار، ج۸۱، ص۲۵۵)

۳-روش میل و رغبت

یکی دیگر از راه های آسان نشان دادن اطاعت و عبادت خدا، استفاده از روش های ترغیبی است. یعنی ایجاد میل و رغبت نسبت به عبادت به خصوص نماز را در وجود جوانان احیاء کنیم.
در سیره معصومین(علیهم السلام) توجه به روش ترغیب زیاد به چشم می خورد که به سه مورد آن اشاره می کنیم:

الف) بشارت دادن:
بشارت دادن به جوان به دلیل انجام کار خوب که یکی از روش های متداول قرآن است. خداوند می فرماید: «وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ»؛ «مؤمنان را به رحمت خدا بشارت ده که به راستی مقامشان نزد خدا رفیع است.» (یونس،۲)
در آیات قرآن، جملات کوتاه بشارت، با این عنوان زیبا (و بشّر المحسنین)؛ «وَبشّرِالصّابرینَ» «وَبشّرِالمؤمنین» زیاد به چشم می خورد که تمامی آنها دلالت بر اهمیت بشارت دادن در قرآن کریم دارد.

ب) وعده دادن:
یکی از روش های میل و رغبت که در آیات به چشم می خورد، وعده دادن به مخاطبان و به خصوص جوانان است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ»؛ «خداوند به آنان که ایمان آوردند و نیکوکار شدند، وعده آمرزش و اجر عظیم داده است.» (مائده ۹)
روایات بسیاری به بحث وعده دادن به مخاطبان اشاره کرده اند که فقط به یک نمونه از آنها اشاره می شود: امام کاظم(علیه السلام) به «علی بن یقطین» فرمود: « اگر تعهّد کنی که هرگاه یکی از شیعیان که با دستگاه حکومتی کار داشت، او را گرامی بداری و کارش را انجام دهی، من تعهّد می کنم که کشته، فقیر، و زندانی نشوی.» (بحار الانوار،ج۴۸،ص۱۳۶)

ج) بیان فواید عمل
یکی از روش های دیگر، بیان فواید و آثار عبادت است. به عنوان مثال: در بحث نماز، آثار و برکات فراوانی ذکر شده است، مانند: «نماز باعث فرود آمدن رحمت الهی می گردد.»؛ «نماز موجب تقرب هر پرهیزکاری به خداست.»، «نماز فرد را از انجام کار زشت و ناپسند باز می دارد.»؛ « نماز باعث بالا رفتن جلال و عظمت انسان نزد خدای متعال می شود.» (اصول کافی،ج۳،ص۲۶۵)
که این ها می تواند جوان را به نماز و توجه به خدا رهنمون سازد.

۴) اعتدال و میانه روی در عبادت

اعتدال و میانه روی، یکی از اصول مهم فرهنگ اسلامی است و پرهیز از افراط و تفریط در هر امری، مخصوصاً عبادت، امری پسندیده و مطلوب است. این نوع رفتار، میل و اشتیاق به عبادت را در جوان بیشتر می کند و داشتن نشاط، یکی از ضروریات عبادات است.
پیامبر (صلی الله و علیه و آله) به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: «ای جابر! این دین متین است باید با نفس خود مدارا کنی تا عبادت برای تو شیرین و گوارا باشد؛ زیرا آن کس که چندین منزل را یک سره می رود، نه مسافتی را می تواند طی کند و نه پشت سالمی برای مرکب خود باقی می گذارد!» (اصول کافی، ج۲، ص۸۶)
امام علی (علیه السلام) می فرماید: «قَلیلٌ تَدُومَ عَلیهِ اُرجَی مِن کَثیرٍ مَملُولٍ مِنهُ؛ کار اندکی که ادامه یابد، از کار بسیاری که از آن به ستوه آیی، امیدوار کننده تر است.» (نهج البلاغه، نامه ۶۹)
از این رو، پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) هر زمان احساس می کردند جوانان در موضوع عبادت از حد اعتدال خارج شده اند، با آنان برخورد می کردند.
به هر حال، میانه روی زمینه علاقه و جذابیت عبادات به خصوص نماز در قلب جوان را ایجاد و جاری می کنند، لذا پدر و مادر، مربیان و مبلغین باید به این چهار اصل مهم توجه خاصی داشته باشند تا زمینه خوشبختی و سعادت را در جوانان عزیز قرار دهند.

 

منبع:تبیان

 

جهانی شدن و چشم انداز فرج

 

 

با تأسّی به آرمان شهر مهدوی، در ضمن سیر به سوی توسعه و پیشرفت متعالی، کم کم زمینه نیز برای تحقق وعده الاهی و استقرار دولت کریمه فراهم می‌گردد.

 

چکیده

بشر همواره دنبال پیشرفت و کمال خویش بوده است و از این‌رو، ضرورت تأسّی به یک الگوی کامل از بدیهیّات است. از آن‌جا که در جامعه امروز الگوهای متعددی مطرح بوده، شناخت الگوی صحیح کاری دشوار می‌نماید. از سویی در طول تاریخ این الگوهای ادعایی نتوانسته‌اند نیازهای مادی و معنوی بشر را تأمین کنند و حتی گاهی به جای پیشرفت سیر قهقرایی داشته‌اند. تنها شیعه اثنی عشری است که با تکیه بر آموزه ناب مهدویت، برای آینده جهانیان چشم اندازی روشن و سعادت بخش ترسیم می‌کند. تدوین «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» به عنوان چشم‌انداز نظام جمهوری اسلامی ایران، به این الگوی ناب نیازمند است.

در این نوشتار در قالب بیان ضرورت‌های الگوگیری از آرمان شهر مهدوی، برخی از ابعاد این اندیشه الاهی به تصویر کشیده شده است. در این مجال با معرفی برخی وجوه قابل الگوگیری، به راهکارهای تحوّل در بخش‌های «دین و فرهنگ»، «علم و دانش»، «اقتصاد و سرمایه گذاری»، «عدالت گستری و قضا»، «امنیّت و رفاه» و «ایجاد وحدت و تعامل» اشاره گردیده، بدیهی است با تأسّی به آرمان شهر مهدوی، در ضمن سیر به سوی توسعه و پیشرفت متعالی، کم کم زمینه نیز برای تحقق وعده الاهی و استقرار دولت کریمه فراهم می‌گردد. در این تحقیق، براساس شواهد روایی، ضرورت و امکان الگوگیری از آرمان شهر مهدوی در جهت توسعه و پیشرفت جامعه حاضر تبیین گردیده است.

واژگان کلیدی: مهدویت، الگو، توسعه و پیشرفت، آرمان شهر، دولت کریمه، وجوه الگویی.

مقدمه

توسعه و پیشرفت و رسیدن به سعادت و کمال آرزوی فطری هر انسان است. از این رو انسان هوشمند همواره با استفاده از تجارب گذشته با نگاهی جهت‌دار به آینده می‌اندیشد. دین اسلام، در جایگاه آخرین، کامل‌ترین و جامع‌ترین دین آسمانی، آینده بشر را خوب و روشن ارزیابی کرده؛ آن را در قالب اندیشه مهدویت به بشر و جوامع بشری معرفی کرده؛ حاکمیت را از آنِِِ صالحان و مستضعفان دانسته و فراگیری عدالت، معنویت، امنیت را از شاخصه‌های مهم حکومت جهانی آخرین حجت الاهی بر شمرده است.

 امتیازی که شیعه دارد وجود چشم اندازی جامع و یقینی از آینده‌ای درخشان است. شیعه دوازده امامی می‌تواند با در دست داشتن ویژگی‌های این آرمان شهر الاهی با استفاده از امکانات موجود به بازخوانی وجوه توسعه و پیشرفت در عصر ظهور بپردازد و وجوهی را که می‌توان در عصر حاضر اجرا کرد، ساماندهی و عملیاتی کند. بدیهی است چون جامعه آرمانی مهدوی با حضور امام معصوم(ع) محقّق خواهد شد، باید به پیشرفت متناسب با عصر غیبت و امکانات موجود اندیشید. از آن‌جا که در این جهت تحقیقی مستند به روایات صورت نگرفته است، ضرورت این بحث آشکارتر می‌شود.

البته پایان نامه‌ای تحت عنوان «ظرفیت الگو دهی مدینه فاضله مهدوی در توسعه سیاسی جمهوری اسلامی ایران» تدوین گردیده؛ اما گذرا و عمدتاً در توسعه سیاسی کار شده است. در این مجال لازم است برای رسیدن به این آینده درخشان چندین نکته را به اختصار تبیین کرد:

آیا اساساً انسان خود نمی‌تواند آینده‌ای خوب ترسیم کند و به الگویی ممتاز نیاز است؟
توسعه و پیشرفت مورد نظر ما با توسعه و پیشرفت در جوامع غیر اسلامی و به ویژه غرب چه تفاوتی دارد؟
چرا می‌بایست جامعه مهدوی و حضرت مهدی(عج) را الگو قرار داد؟
چه ابعادی از دولت کریمه قابل الگوگیری است و به چه میزان می‌توان آن‌ها را اجرایی ساخت؟
چرایی و ضرورت وجود الگو

ضرورت وجود الگو یکی از بدیهیات است که در تعابیر دینی با عناوینی همچون «اُسوه» و «قُدوه» آمده و یکی از اصول پذیرفته شده اجتماعی است که مورد تایید دین اسلام نیز می‌باشد (قائمی مقدم، 1382: 27). در اصطلاح منظور از «الگو»، نمونه عینی و مشهود نوعی فکر و عمل در ابعاد گوناگون است که برای رسیدن به کمال، از سوی دیگران پیروی می‌شود (مهدی‌زاده، 1382: 85).

1-1 اهمیت الگو و چرایی نیاز به آن

انسان کمال‌جو و برتری‌خواه است و الگو توجیه و تبیین‌کننده این برتری خواهی است. انسان با دیدن کارکرد و رفتار الگوها و دستاوردهای مثبت و ملموس آن در زندگی فردی و اجتماعی الگو، برای پیروی از آن‌ها انگیزه و تمایل بیش‌تری می‌یابد. از سویی دیگر انسان با این عمر و ظرفیت‌های محدود نمی‌تواند همه راه‌ها را امتحان کند؛ بدین لحاظ ناچار است به کسانی دیگرانی که این راه را پیموده اند یا ادعای آشنایی با این مسیر را دارند اعتماد کند که این، همان الگوگیری خواهد بود.

امام باقر(ع) فرمود:

انسان‌‌ها اگر چند فرسخ از وطن خود دور شوند، راهنما انتخاب می‌کنند؛ در حالی که راه آسمان از راه زمین دورتر و مهم‌تر است. لذا باید در امور خود راهنما انتخاب کنید (کلینى، 1407:‌ 184).

البته الگو نیز باید کامل باشد تا بتواند معیاری برای سنجش دیگران باشد. مثلاً خطاب به حضرت علی(ع) آمده است: «السلام علی میزان الاعمال» (مجلسى، 1403، ج‏97: 330).

اگر انسان نیازمند الگو نبود خداوند پیامبران(ص) را به عنوان الگو نمی‌شناساند علامه طباطبائی; در این زمینه می‌گوید:

اسوه در مورد رسول خدا(ص) یعنی پیروی و تبعیت کردن از او، و از این که با “لقد کان لکم” که ماضی استمراری است تعبیر کرده، اشاره به آن است که این پیروی تکلیفی ثابت و همیشگی است و معنای آیه این است که هم در گفتار و هم در رفتارش به او تأسی کنید (طباطبایی،1374، ج‏16: 432).

2-1 نقش ارزش‌ها در الگوگیری

الگوپذیر موقعی به رفتار مشابه الگو اقدام می‌کند که آن رفتار را با ارزش‌های خود در تضاد نبیند. بدین لحاظ مقام معظم رهبری(مدّ ظلّه العالی) بعد از تبیین ضرورت گام نهادن به سوی توسعه و پیشرفت و نیاز به الگویی شایسته در این زمینه، با افزودن دو قید «اسلامی» و «ایرانی»، جهت‌های مورد نظر در الگوی خود را روشن ساختند و فرمودند:

ما وقتى می‌گوییم پیشرفت، نباید توسعه به مفهوم رایج غربى تداعى بشود…. آنچه ما دنبالش هستیم، لزوماً توسعه غربى نیست… مبانى معرفتى در نوع پیشرفت مطلوب یا نامطلوب تأثیر دارد. هر جامعه و هر ملتى، مبانى معرفتى، مبانى فلسفى و مبانى اخلاقى‏اى دارد که آن مبانى، تعیین کننده است… مبانى معرفتى ما به ما می‌گوید این پیشرفت مشروع است یا نامشروع؛ مطلوب است یا نامطلوب؛ عادلانه است یا غیرعادلانه (خامنه‌ای،1392: 79–80).

ضرورت معرفی آرمان شهر مهدوی[3] به عنوان بهترین الگو برای جامعه منتظِر

در طول سده گذشته، غرب به دنبال تحمیل الگوی خویش به جوامع جهان سوم و از جمله جهان اسلام برآمده و خواهان تغییرهایی به سبک و الگوی غربی در جهان اسلام است. بنابراین، در مقابله با این خطر، معرفی الگوی ارزش‌محور و بومی ضرورت می‌یابد. آرمان شهر مهدوی گمشده حقیقی بشر است و بهترین شکلِ معرفیِ آن، نشان دادن جلوه هایی از آن برای دنیاست. اولین گام نیز در دولتی که افتخار دارد خود را زمینه ساز ظهور آن «موعود اُمم» معرفی کند، ترسیم چشم اندازی عملی بر اساس این دولت کریمه است. بدین جهت به چندین نکته که ضرورت الگوگیری از این آرمان شهر را روشن‌تر می‌کند، اشاره می‌شود:[4]

 1-2٫  آموزه اعتقادی امامت و استلزامات سیاسی آن

مهدویت به عنوان رکن اعتقادی شیعه مطرح است و حیات شیعه بدون نظام امامت معنا ندارد: «لَوْ لَا مَا فِی الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتِ‏ الْأَرْضُ‏ بِأَهْلِهَا» (طبرسى، 1403، ج‏2: 317). ما به امام زنده، حاضر، ناظر و تلاش گری اعتقاد داریم که واسطه فیض است؛ «بِیُمْنِهِ‏ رُزِقَ‏ الْوَرَى‏ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء»(قمی،1391: 143) امام باقر(ع) فرمود:

هر کس به امامی اقتدا کرده و او را به عنوان پیشوا و اسوه خود قرار داده است، باید عمل خود را مطابق شیوه و عمل او قرار دهد (دیلمی: بی‌تا، 101).

بدین جهت یکی از وظایف مهم نسل منتظر، الگوبرداری از امام و رهبر خویش است. پیامبر اکرم(ص) می‏فرماید:

خوشا به حال آنکه قائم خاندان مرا درک کند، در حالی که پیش از دوران قیام، به او و امامان قبل از او اقتدا کرده و از دشمنان ایشان، اعلام بیزاری کرده باشد (صدوق، 1395: 286).

از این رو، شناخت امام معصوم: و پیروی از وی گویای راه حق و کیفیت نظام سیاسی آن است.

 2-2٫مهدویت هویت بخش زندگی سیاسی- اجتماعی شیعه

مهدویت سازنده هویت شیعه است. شیعه در نام و تعریف خویش، همواره با اهل بیت عصمت و طهارت و در این زمان با حضرت ولی عصر(عج) تعریف می‌شود. چنین تعریفی در دعای شریف زیر نیز به خوبی منعکس شده است:

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی  (صدوق‏، 1395، ج‏2: 342).

یعنی امامت رکن نظام شیعی است و تا زمانی که این اساس شناخته نشود فرد متحیّر و بی هویت خواهد بود و راهی صحیح به سرمنزل مقصود نخواهد بُرد.

 3-2٫بحران ایدئولوژی‌های بشری در جهان امروز و احیای اسلام‌گرایی

انسان حکومت‌ها و دولت‌های بسیاری را دیده و از این حکومت‌ها سرخورده شده و دنبال ایدئولوژی جامع و موفق است. حضرت امام باقر(ع) می‌فرماید:

دولت ما آخرین دولت هاست و هیچ خاندانی نمی‌ماند، جز اینکه پیش از ما به حکومت برسند، تا زمانی که سیره و حکومت ما را دیدند ادعا نکنند و نگویند اگر ما به حکومت برسیم مثل سیره اهل بیت پیامبر(ص) رفتار خواهیم کرد (مفید، 1413، ج2: 385).

 4-2٫ضرورت‌های زندگی سیاسی امروز و نیاز به آینده نگری

داشتن نوعی زندگی سعادتمند و آسایش و آرامش روانی و جسمی، از دیرینه‌ترین آرزوهای بشر است که اندیشمندان هر عصر برای عملی کردن آن، چاره‌ها اندیشیده و آن را در قالب «اتوپیا»[5] یا «مدینه فاضله» مطرح کرده‌اند. کسانی که به آینده نگاه روشنی ندارند، حال خویش را نیز نمی‌توانند خوب بشناسند. الگوی آرمانی شیعه در آینده است. البته الگویی در سنّت نبوی و سنّت علوی داریم؛ امّا این الگوها به دلیل شرایط تاریخی خاص آن زمان نتوانستند آرمان نهایی نظام اسلامی را محقّق کنند. در واقع می‌بایست با نگاه به گذشته محقّق و آینده آرمانی، زندگی سیاسی امروز خویش را سامان بخشیم.

5-2٫بحران عدالت در جهان معاصر و توجه به منجی گرایی در جهان امروز

امروزه بحران عدالت و افزیش ظلم، به منطقه خاصی متعلق نیست و رفته رفته جهان به سمت بی عدالتی و ظلم فراگیر در حال حرکت است. بدین جهت منجی گرایی و امید به آینده‌ای بی ظلم و تعدّی، در جهان رو به گسترش است (موحدیان عطار: 1389: 19-32). ما در روایات داریم که منجی موعود هنگامی ظهور خواهد کرد که زمین از ظلم و جور پر شده است (کلینى، 1407، ج‏1: 338). هدف اسلام رسیدن انسان به کمال و سعادت است؛ اما برای رسیدن به این هدف نهایی، اسلام از بسط ارزش‌های دینی و به ویژه عدالت اجتماعی از حوزه خاص، آغاز می‌کند و تا مرز عدالت‌گستری در سطح جهان امتداد می‌یابد.

6-2٫جهانی شدن و چشم انداز فرج

 جهانی شدن ایجاب می‌کند انسان‌ها از نوعی جامعه آرمانی و فراگیر جهانی صحبت کنند و بدانند که ماهیت این زندگی جهانی چگونه خواهد بود و با جامعه موعود جهانی ادیان چه نسبتی دارد. این بحث اقتضا می‌کند که بیش‌تر به اندیشه ناب مهدوی و دولت موعود آن بپردازیم؛ زیرا بر خلاف «جهانى شدن‏» – که امرى غیر منسجم، مبهم و پراکنده است – حکومت فاضله حضرت مهدی(عج) داراى ویژگى‏ها و ساختارى واحد، منسجم، کار آمد، مقتدرانه و تحت مدیریت کامل و با کفایت ایشان است.

7-2٫  گرایش به معنویت و کرامت انسانی در جامعه

افزایش جریان‌های به ظاهر معنوی؛ در عین حال انحرافی در جامعه گویای آن است که جهان تشنه معنویت و کمال است؛ ولی به اشتباه آن را در ناکجا آبادهای عرفان‌های دروغین جست‌وجو می‌کند. پس اندیشه الاهی و ناب مهدویت به خوبی می‌تواند این خلاء را پرکند. منازعه و چالش غرب با آموزه‌های مهدویت خود گواهی دیگر بر حقانیت و تاثیر گذار بودن این آموزه الاهی است. ما باید:

در مقابل تلاش دشمن، در جهت اعتماد و عمل و تبلیغ و تبیین حقیقت مهدویّت، حرکت کنیم. با وجود این‌که دشمن، اندیشه ناب مهدویت را بزرگ‌ترین مانع و دشمن خود می‌داند؛ به ظرفیت بالای آن پی برده است، و اعتراف می‌کند که قومی این چنین را [که هر لحظه منتظر ظهور است] می‏توان کشتار کرد؛ امّا نمی‏توان مطیع ساخت (دارمستر، بی تا: 38- 39).

8-2٫حتمی و جهانشمول بودن دولت کریمه مهدوی

این وعده قطعى خداوند، به مردم جهان است که حکومت را در برهه حساسى از زمان به دست‏بندگان صالح و برگزیده خواهد داد (نور: 55). ساختار نظام سیاسى مهدوى، کاملا جهانى، فراگیر و عام شمول است و ساز و کارهاى اجرایى و ادارى آن، بر اساس مدیریت «همه عرصه‏هاى جهانى‏» تنظیم شده است. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:

سوگند به خدایى که مرا به حقّ به پیامبرى برانگیخت، اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانى کند تا فرزندم مهدى در آن روز ظهور کند… و حکومتش به شرق و غرب عالم خواهد رسید (صدوق، 1395، ج‏1: 280).

9-2٫بی بدیل و نیک فرجام بودن حکومت امام عصر(عج)

اساساً حضرت مهدی(عج) تنها کسی است که مأمور تشکیل حکومت جهانی است. اعلان قرآن کریم مبنى بر «جاء الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ» (الاسراء: 81)؛ از برچیده شدن حکومت‏هاى سراسر جهان که در دایره باطل قرار دارند، نوید مى‏دهد. هانری کربن می‌نویسد:

تنها مذهبی که ارتباط خود با آسمان را قطع نکرده و این توان را دارد که ادامه داشته باشد و حیات خود را حفظ کند، شیعه است؛ چنان که می‌دانید یهودیان با رحلت حضرت موسی(ع)، مسیحی‌ها، به زعم خود، با رحلت یا به آسمان رفتن حضرت عیسی(ع) و برادران اهل سنت با رحلت رسول اکرم(ص) باب ارتباط میان آسمان و زمین را قطع کردند؛ در حالی که تنها تفکر شیعی با اعتقاد به امامت این باب را باز نگه داشته است (رجالی تهرانی، الف، 1389: 82).

10-2٫  نقش ایرانیان در تحقق دولت کریمه

با توجه به روایاتی که در باب نقش عجم‌ها و اهل مشرق یا خراسان داریم، نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران می‌تواند مدعی باشد که طلیعه دار آن ظهور‌ است و پیشاهنگ آن «دولت کریمه» به شمار می‌رود.[6] پیامبر اکرم(ص) فرمود:

مردمی از مشرق خروج می‌کنند و برای ظهور دولت حضرت مهدی(عج) زمینه‌سازی می‌نمایند (اربلى، 1381، ج‏2:  477).

در برخی روایات نه تنها نقش برجسته مردم مشرق بیان شده است، بلکه پیامبر گرامی اسلام(ص) توصیه فرموده‌اند آن‌ها را به هر نحو ممکن یاری کنید؛ اگر چه بر روى برف و یخ با دست‌ها و سر زانوها راه طى را کنید (طبرى، 1413: 445). در برخی روایات نام برخی شهرهای ایران مانند ری، طالقان و قم مطرح شده و حتی تعداد یاران حضرت از آن شهرها نام برده شده است (اربلى، 1381: ج‏2: 478).

البته اگر برخی از این روایات را نیز قابل خدشه بدانیم، باز نظام جمهوری اسلامی ایران می‌تواند تلاش کند خود را در زمره یاران و دولت زمینه‌ساز قرار دهد. شناخت و معرفت نسبت به امام و شناساندن آن موعود الاهی به جهانیان و الگوپذیری از ایشان در رأس وظایف منتظران است. امام صادق(ع) فرمود:

امام خود را بشناس که درآن زمان تو را باکی نیست که این امر ]ظهور[ جلو بیفتد یا عقب بماند. کسی که امامش را بشناسد و پیش از فرا رسیدن این امر از دنیا برود، مانند کسی است که در محضر او به شهادت رسیده باشد (کلینی، 1407، ج‏1: 371)

امام خمینی; بارها رسالت منتظران و تکلیف مردم و مسئولان را چنین خاطرنشان می‌کردند:

ما منتظران مقدم مبارکش مکلّف هستیم تا با تمام توان، کوشش کنیم تا قانون عدل الاهی را در این کشور ولیّ عصر حاکم کنیم. انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام، به پرچمداری حضرت حجّت(عج) است (امام خمینی1386: 47و49).

بنابراین، نظام اسلامی ایران می‌تواند با الگو قراردادن وجوه امکان پذیر الگوگیری ضمن تلاش برای توسعه و پیشرفت خود و نشان دادن نوعی الگو عملی خوب برای جهانیان، زمینه ساز تحقق آن دولت موعود باشد.

راهکارها وچگونگی بهرمندی از الگوی آرمان شهر مهدوی در توسعه و پیشرفت عصرحاضر

 1-4 طراحی راهبرد

راهبرد در ادبیات سیاسی اجتماعی به عنوان یک علم برای «ایجاد هماهنگی و همکاری بین همه طرح‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی در سطحی کلان» مورد گفت‌وگو و استفاده همه دولت‌هایی است که برای برنامه‌ریزی «هدفدار» و در عین حال «مستقل» برای مردم خود سعی دارند. دولت فعال با تدوین «راهبرد کلان» برای اداره و هدایت کشور برای دراز مدت و عبور از فراز و نشیب‌های احتمالی تلاش دارد.

آینده‌نگری و ترسیم «نقطه مطلوب و مفروض» اولین گام در تدوین استراتژی است (شفیعی سروستانی، 1381، ج2: 9- 12). نقش انسان دین‌مدار در این استراتژی نقشی تعیین کننده است و مؤمنِ منتظر در دولت زمینه‌ساز، می‌تواند با نگاه به آینده‌ای روشن، بهترین استراتژی را داشته باشد.

  2-4  شبیه سازی یا الگوبرداری تا حد ممکن

در فرهنگ شیعی در همه اموری که پیامبر(ص) و ائمه: در آن‌ها ولایت داشته اند، ولی فقیه هم ولایت دارد؛ مگر در مواردی که از نظر شرعی استثنا شده باشد (خمینی، 1385: 2). حضرت ولی‌عصر(عج) در این زمینه فرمود:

در غیبت کبرا به راویان حدیث رجوع کنید؛ زیرا آنان حجت من در میان مردم می‌باشند (صدوق، 1395،‌ ج‏2: 484).

بنابراین، نایبان عام که همان علما هستند در عصر غیبت کبرا رهبری جامعه اسلامی را عهده دار هستند. فارابی فیلسوف شیعی، رئیس مدینه فاضله را کسی می‌داند که با عالم عقول در ارتباط است و پیام آسمانی را برای بشر می‌آورد تا با سنت الاهی جامعه را به فضیلت برساند. از این رو، رئیس اول همان پیامبر است.

 در غیاب رئیس اول، رئیس مماثل که در عمده ویژگی‌ها مشابه و همانند رئیس اول است، ریاست مدینه فاضله را بر عهده می‌گیرد. در نهایت، در غیاب آنان، کسانی که با سنت رئیس اول آشنا هستند و به رؤسای افاضل شناخته می‌شوند، ریاست و رهبری جامعه را برعهده می‌گیرند. رؤسای افاضل در واقع همان شریعت شناسان یا فقها می‌باشند (فارابی، 1379: 295).

از آن‌جا که دین اسلام آخرین دین الاهی و دینی اجتماعی است و احکام آن تعطیل‌بردار نیست، شیعیان وظیفه دارند در هر فرصتی که توانستند احکام متعالی دین را به صورت حداکثری اجرا کنند. در این عصر تشکیل حکومت دینی با حاکمیت ولی فقیه نزدیک‌ترین حالت به دولت امام معصوم(ع) به شمار می‌رود (امام خمینی، 1385: 9و11).

3-4٫  زمینه سازی برای تحقق دولت موعود

انتظار در فرهنگ شیعه نوعی عمل است و انسان را از حالت رکود خارج ساخته و تحرّک و پویایی می‌بخشد. در روایات هم از انتظار پویا به عنوان افضل اعمال نام برده شده است (صدوق، 1395، ج2: 644). انتظارِ حقیقی، شخص را به تلاش برای زمینه سازی و تحقق آن دولت کریمه وا می‌دارد. از نظر عقلی هم تحقق این آرمان شهر الاهی به مقدمات و زمینه‌سازی نیاز دارد. بنابراین، دولت جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با تلاش برای ایجاد دولتی زمینه ساز، خود نیز با اُفق بلندی که برایش ترسیم می‌شود، با برنامه و جدیّت خاص این راه را طی کند.

اجرایی کردن برنامه‌های دولت موعود در ابعاد مختلف تا حد امکان

تدوین راهبردی فعال و قرار گرفتن در جایگاه دولت زمینه ساز، سبب می‌شود این نظام به جز مواردی که به شاخصه‌های خاص امام(ع) مانند عصمت و علم لدنّی، یا امداد غیبیِ خاصی نیاز دارد بهره گیرد. تنها تفاوت در حد تکامل و ابعاد توسعه است؛ یعنی تا حد نهایی نمی‌توان امّا تا حدّ ممکن می‌توان پیش رفت (عبدیانی، 1387: 169).

1-5  موارد قابل الگوگیری از آرمان شهر مهدوی

به نظر اندیشمندان، توسعه یا پیشرفت در معنای کلی، به تحول در چهار بخش توسعه اجتماعی؛ اقتصادی؛ سیاسی و فرهنگی اشاره دارد (ازکیا، 1377: 21-18) که آرمان شهر مهدوی حد اعلای هر یک را داراست؛ به گونه‌ای که رضایت و سعادت همگانی را به دنبال خواهد داشت (مجلسى، 1403، ج‏36: 219).

برخی مواردی که در روایات ذکر شده و قابل الگوگیری است، عبارتند از:

ـ احیای حقیقی دین و برپا ساختن قوانین اسلامی در سطح جهانی؛ ایجاد جامعه‌ای اخلاق مدار و فضیلت محور؛ سیرۀ  مدیریتی صحیح و انتخاب کارگزاران شایسته؛ عمران و آبادانى در زمین؛ توسعه علمی و بسط دانش و فرهنگ؛ بازپس‏گیرى ثروت‌هاى غصب شده؛ ایجاد امنیت روانی و اجتماعی؛ مبارزه با بدعت‌ها و انحرافات؛ ایجاد عدالت قضایی و اجرای حدود؛ برقراری عدالت و مساوات، به ویژه رسیدگی به مستضعفان و تلاش برای فقرزدایی؛ رونق ویژه در بخش کشاورزی؛ استفاده بهینه از ذخایر زیر زمینی و معادن؛ ایجاد روحیه قناعت و اصلاح الگوی مصرف؛ افزایش توان نظامی و دفاعی؛ توجه به بخش بهداشت و درمان؛ قانون مندی؛ تغییر سبک زندگی.

2-5  تبیین برخی وجوه الگویی قابل اجرا و راهکارهای عملیاتی کردن آنها

 1-2-5  ایجاد تحول عمیق دینی و اخلاقی: توسعه در اسلام بر باطن افراد و تغییر و دگرگونی روحی ـ اخلاقی مبتنی است. چنین میثاقی در مفاد بیعت مردم با حضرت مهدی(عج) کاملاً پیداست. حضرت علی(ع) فرمود:

قائم ما از یارانش بیعت می‌گیرد که … مسلمانی را دشنام ندهند؛… حریمی را هتک نکنند؛ به خانه‌ای هجوم نبرند؛ کسی را به ناحق نزنند؛ طلا و نقره ذخیره نکنند؛… مال یتیمان را نخورند؛… لباس فاخر و حریر نپوشند؛ مسجدی را خراب نکنند و راهی را نبندند (ابن طاووس، 1416، الف: 294).

اساساً سیاست اسلامی، اصلاح جامعه و زمینه سازیِ سعادت اخلاقی است. امام صادق(ع) نیز دین داری و اخلاق مداری را از وظایف یک منتظر حقیقی شمرده و می‌فرمایند:

کسی که دوست دارد از یاران قائم باشد، باید منتظر ظهور باشد و در همان حال از گناهان اجتناب ورزیده، و خود را به اخلاق نیکو آراسته کند (نعمانی، 1397: 200).

بنابراین، در جامعه امروزی نیز با توجه ویژه به دین مداری و اخلاق محوری باید تلاش شود دیانت و تعهّد در جامعه فراگیر شود. برای این کار چند اقدام ضروری به نظر می‌رسد:

-تقویت بنیان خانواده (فراهم ساختن ازدواج صحیح – تربیت اسلامی فرزندان – تعامل شایسته زن و شوهر)؛

– مسجد محور بودن برنامه ریزی‌های خرد و کلان کشور و حاکمیّت روح نماز بر جامعه؛

– تغییر در سبک تعلیم و تعلّم، و تربیت استادان دین محور و تدوین کتاب‌های مورد نیاز برای مراکز علمی، به ویژه پیش دبستانی و دبستان که بر اساس برنامه بلند مدت باید پیش برود؛

– ارائه آموزش‌های فضیلت محور از سوی رسانه‌های جمعی به ویژه صدا و سیما، و تولید محصولات رسانه‌ای با این جهت؛

– تولید نرم افزارها و بازی‌های رایانه‌ای متعدد با سلایق مختلف و توجه به نشاط و سرگرمی کودکان و نوجوانان و جوانان؛

– توجه ویژه به دختران و زنان به عنوان مادران امروزی و نسل آتیه‌ساز؛

– مبارزه جدی با مفاسد و رذائل در سطح جامعه و فضای مجازی و تبیین فرهنگ تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها؛

– احیای فرهنگ قرآنی امر به معروف و نهی از منکر و اجرایی شدن طرح حجاب و عفاف در جامعه، به ویژه در میان کارمندان دولتی و فضای رسانه؛

پی نوشت:

[3]. جامعه آرمانی، در اصطلاح متفکران اسلامی و مترجمان فلسفه یونان و آثار افلاطون، «مدینه فاضله» و در تعابیر جامعه شناسان، مترجمان و پژوهندگان فلسفه ی غرب، «آرمان شهر»، «اتوپیا» و در ادبیات فارسی، «ناکجاآباد» نامیده شده است) .ر.ک: محمدی آشنانی، علی، 1392)، جامعه آرمانی قرآن کریم، قم: مؤسسه بوستان کتاب، مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم).

[4]. بخشی از مطالب این بخش از این مقاله برداشت شده است. (بهروزی لک، انتظار موعود، تابستان 84، شماره 16: 125 – 129).

[5]. «یوتوپیا» یا «اتوپیا» واژه ای است یونانی که اولین بار «تامس مور» آن را ساخته و به کار برده است. این کلمه از ریشه یونانی ou – topos به معنای «هیچستان» است که حکیم متأله سهروردی از آن «به ناکجا آباد» تعببیر کرده است. رک: کتاب آرمانشهر تألیف تامس مور ترجمه داریوش آشوری.

[6]. نکته: یکی از آسیب‌ها در طرح مباحث مهدویت «تطبیق» است، بدین جهت ما هرگز درصدد تطبیق نظام جمهوری اسلامی ایران با روایاتِ مبیّن نقش مردمان مشرق زمین نیستیم؛ هرچند به صورت قطعی هم نمی‌توانیم بگوییم نظام جمهوری اسلامی ایران همان دولت زمینه‌ساز اشاره شده در روایات نیست؛ بلکه فقط با کمک این روایات درصدد بیان نقش شیعیان مشرق زمین و برانگیختن این شور و حال و تلاش برای رسیدن به نقطه مطلوب هستیم تا به نوبه خود گامی در راه تحقق آن دولت کریمه برداشته باشیم (ر.ک: کارگر، ش 23، 1386).

منابع

قرآن کریم

نهج البلاغه

ابن طاووس، على بن موسى، الف (1416ق) التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، قم، بی‌جا.
ـــــــــــــــــــــ، (1416ق). الملاحم و الفتن. 1جلد، قم، مؤسسه صاحب الأمر4، قم.
اربلى، على بن عیسى (1381). کشف الغمه فی معرفه الأئمه، تبریز، بنی‌هاشمی.
ازکیا، مصطفی (1377). جامعه‌شناسی توسعه، تهران، موسسه نشر علم.
بهروزی لک، غلامرضا (1384). درآمدی بر مسایل سیاسی دکترین مهدویت، فصلنامه انتظار موعود، قم، مرکز تخصصی مهدویت، شماره16٫
تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد (1410ق). غرر الحکم و درر الکلم، قم، دارالکتاب الاسلامی.
جعفری، محمدصابر (1381). مهدی انکاری و انتظار ستیزی، فصل‌نامه‌ انتظار موعود، قم، مرکز تخصصی مهدویت، شماره 5،.
حر عاملى، محمد بن حسن (1425ق). إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، بیروت، اعلمی.
حکیمی، محمد (1381). عصر زندگی، قم، بوستان کتاب.
حلى، حسن بن سلیمان، (1421ق). مختصر البصائر، قم، مؤسسه النشر الاسلامی.
حمیرى، عبد الله بن جعفر (1413ق). قرب الإسناد، قم، مؤسسه آل‌البیت:.
خامنه‌ای سیدعلی (1392). الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی.
خزاز رازى، على بن محمد، (1401ق). کفایه الأثر فی النصّ على الأئمه الإثنی عشر، قم، بیدار.
خمینی روح الله (1386). کلمات قصار، پندها و حکمتها، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی;.
ـــــــــــــ، (1385). ولایت فقیه، تهران موسسه تنظیم نشر آثار امام.
دارمستر، جیمز، (بی‌تا) مهدی از صدر اسلام تا قرن سیزده هجری، ترجمه‏ محسن جهان سوز، تهران، بی‌نا.
دیلمی حسن بن‏محمد (بی‌تا) ارشاد القلوب، بیروت، مؤسسه اعلمی.
رجالی تهرانی علیرضا، الف (1389). بررسی و نقد نظرات پروفسور هانری کُربَن درباره مهدویت، فصلنامه انتظار موعود، قم، مرکز تخصصی مهدویت، شماره 32٫
ــــــــــــــــــــ، ب (1389). یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان4، قم، نبوغ.
شفیعی سروستانی اسماعیل (1381). درآمدی براستراتژی انتظار، تهران نشر موعود.
صدر الدین شیرازى، محمد بن ابراهیم (1382). شرح أصول الکافی (صدرا)، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
صدوق، محمد بن على (1376)، الأمالی، تهران، کتابچی.
ــــــــــــــــ(1363)، الخصال، مصحح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین.
ــــــــــــــــ (1395ق)، کمال الدین و تمام النعمه، مصحح: علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه.
طباطبایی، سید محمّدحسین (1374). المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوى همدانى، قم، اشارات جامعه‏ مدرسین.
طبرسى، احمد بن على (1403ق). الإحتجاج على أهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی.
طبرى، محمد بن جریر بن رستم (1413ق). دلائل الإمامه، قم، بعثت.
طریحی، فخر الدین بن محمد (1375). مجمع البحرین، تهران، مرتضوی.
طوسی، محمد بن حسن (1411ق). الغیبه، قم، دارالمعارف اسلامیه.
عبدیانی نرجس (1387). ظرفیت الگو دهی مدینه فاضله مهدوی در توسعه سیاسی جمهوری اسلامی ایران، قم دانشگاه باقرالعلوم(ع)، پایان نامه کارشناسی ارشد.
عرفان امیرمحسن (1389). دولت خدا، تهران، آینده سازان.
علم الهدی سید مرتضی (1410ق). الشافی فی الامامه، تهران، مؤسسه الصادق.
فارابی، ابونصر محمد(1379). رساله المله، فصلنامه علوم سیاسی، شماره 12.
قائمی مقدم، محمد رضا، (1382)، روش الگویی در تربیت اسلامی، مجله معرفت، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی;، شماره 69٫
قرائتی محسن (1383). تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس‌هایى از قرآن.
قطب الدین راوندى، سعید بن هبه الله (1409ق). الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی(عج)٫
قمی، شیخ عباس (1391) مفاتیح الجنان، مصحح: حسن تفکری، قم، پیام مقدس.
کارگر، رحیم (1386). بسیج و کنش جمعی در انقلاب جهانی مهدوی، فصلنامه انتظار موعود، قم‌، مرکز تخصصی مهدویت، شماره 23٫
کلینى، محمد بن یعقوب (1407ق). الکافی، تهران، الإسلامیه.
مازندرانى، محمد صالح بن احمد (1382). شرح اصول کافی، تهران، المکتبه الاسلامیه.
مجلسى، محمد باقر (1403ق). بحار الأنوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
مفید، محمد بن محمد (1413ق). الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید.
مکارم شیرازی، ناصر (1374). تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامی.
منصور، جهانگیر (1382). قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، نشر آگاه.
موحدیان عطار، علی (1389). گونه ­شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب.
مور، تامس (بی‌تا). آرمانشهر «یوتوپیا»، ترجمه داریوش آشوری، خوارزمی، تهران.
موسوی‌اصفهانی، سیدمحمّد تقی‌ (1379). مکیال‌المکارم، ترجمه مهدی‌حائری‌قزوینی، تهران، بدر.
مهدی زاده، حسین (1382). تقلید از الگوها، آسیب شناسی و راه‌های آسیب زدایی، مجله معرفت، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی;، شماره67،
نعمانی، محمد بن ابراهیم، (1397ق). الغیبه، تهران، صدوق.
هاشمى خویى، میرزا حبیب الله (1400ق). منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، تهران، مکتبه الاسلامیه.
یزدى حایرى، على (1422). إلزام الناصب فی إثبات الحجه الغائب(عج)، بیروت، مؤسسه الأعلمی.

نرم‌افزارها

نرم افزار جامع الأحادیث 5/3، قم، مرکز کامپیوتری نور.
نرم افزار جامع التفاسیر، قم، مرکز کامپیوتری نور.

سایت‌ها

سایت مرکز جهانی حضرت ولی‌عصر(عج)

نویسندگان:

سیدابوالفضل موسوی آقداش: دانش‌آموخته سطح3 مرکز تخصصی مهدویت                    

روح الله شاکری زواردهی: استادیار پردیس فارابی دانشگاه تهران

مجله انتظار موعود شماره 45

 

حوادث خارق العاده پس از واقعه عاشورا چه بود

 

 

مهمترین حادثه‌ روایت شده پس از واقعه عاشورا کسوفی بود که موجب تیرگی عجیب آسمان و حتی رویت ستارگان شد. این حادثه به همراه بعضی رخدادهای دیگر، وضعیتی پدید آورد که به گفته برخی شاهدان، مردم گمان کردند قیامت برپا شده است.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، یکی از حوادث عجیبی که در روز عاشورا و پس از شهادت امام حسین(ع) رخ داد، کسوفی بود که موجب تیرگی عجیب آسمان و حتی رؤیت ستارگان شد. این حادثه به همراه بعضی رخدادهای دیگر ـ وضعیتی پدید آورد که به گفته برخی شاهدان، مردم گمان کردند قیامت برپا شده است.

افزون بر این، برخی محدثان متأخر از بروز خسوف در شام عاشورا نیز خبر داده‌اند. در برخی گزارش‌ها هم به تلاطم و برخورد ستارگان با هم اشاره شده است. به هر روی وقوع چنین رویدادهایی شگفتی در روز عاشورا از گزارش‌های مشهور در منابع شیعی و سنی است.

ممکن است برخی با دیدن گزارش‌های بالا بی اختیار روایت پیامبر را درباره کسوف آسمان پس از مرگ فرزندش ابراهیم به یاد بیاورند. براساس آن روایت، هنگامی که ابراهیم از دنیا رفت‌، خورشید گرفت. بعضی از مردم پنداشتند این کسوف به سبب مرگ فرزند رسول خدا(ص) رخ داده است و این پندار به زودی تبدیل به شایعه شد. رسول خدا(ص) به محض شنیدن این شایعه بر فراز منبر رفت و ضمن خطبه‌ای فرمود: ای مردم خورشید و ماه، دو نشانه از نشانه‌های خداوند هستند و به امر خداوند در حرکت‌اند و از او فرمان می‌برند و به سبب مرگ یا زندگی کسی دچار گرفتگی نمی‌شوند پس هرگاه کسوف رخ داد، نماز به جای آرید.

با توجه به این روایت چگونه می‌توان روایات حاکی از خورشید گرفتگی و تاریکی آسمان پس از شهادت امام حسین(ع) را پذیرفت؟

در پاسخ باید گفت: آنچه پیامبر خدا(ص) در این روایت بر آن خط بطلان کشیده بروز کسوف یا خسوف به علت مرگ یا ولادت فردی عادی است حتی اگر فرزند پیامبر باشد اما آنچه در روز عاشورا رخ داد تنها مرگ یک فرزند پیامبر نبود بلکه حادثه‌ای عظیم در تاریخ بشر بود که از حوادث و فجایع متعددی ترکیب شده و نقطه اوج آن شهادت سبط رسول خدا(ص) با آن وضع دل خراش بود.

*وزش بادهای سیاه و سرخ و بارش خاکستر و خون

سیدابن طاووس در توصیف وضعیت پیش آمده پس از شهادت اما حسین(ع) می‌گوید: به هنگام شهادت امام حسین(ع) غباری به شدت سیاه و تاریک که بادی سرخ آن را همراهی می‌کرد، برخاست به گونه‌ای که دیگر چیزی دیده نمی‌شد و مردم گمان کردند عذاب بر ایشان نازل شده است این وضعیت تا ساعتی ادامه داشت و سپس وضع به حال طبیعی بازگشت.

با توجه به برخی روایات به نظر می‌رسد وزش بادهای سیاه و سرخ همراه با بارش خاکستر بوده است در روایت صحیح السند و مشهور شیخ صدوق از ریان بن شبیب از امام رضا (ع) می‌خوانیم: «هنگامی که جدم حسین(ع) کشته شد آسمان خون و خاک سرخ بارید...»

بنا بر روایت دیگری که شیخ صدوق به صورت مسند از طریق مفضل بن عمر نقل کرده روزی امام حسین(ع) به برادرش امام حسین(ع) نگریست و گریست و درباره سبب گریه‌اش فرمود: هیچ روزی همچون روز تو نیست ای اباعبدالله سی هزار نفر درحالیکه مدعی‌اند از امت جدمان هستند و خود را به اسلام نسبت می‌دهند برای کشتن تو و هتک حریمت و اسارت اهل و فرزندانت و غارت اموالت همدست می‌شوند. در آن روز بنی امیه سزاوار لعنت خواهند شد و آسمان خاکستر و خون خواهد بارید و همه چیز حتی حیوانات وحشی بیابان و ماهیان دریاها، بر تو خواهند گریست.

مشاهده خون در نقاط گوناگون

یکی از رویدادهای بسیار شگفت و شایان توجه پس از شهادت امام حسین(،) مشاهده خون در نقاط مختلف است. تنوع روایات حاکی از این حادثه و اعتبار سندی برخی از این روایات موجب حصول اطمینان از وقوع این رویداد می‌شود. روایات یاد شده را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد بعضی از آنها حاکی از مشاهده خون در زیر سنگ‌ها و کلوخ‌ها در نقاط مختلف است.

برخی دیگر وقوع این رویدادها را در ناحیه شام و در بیت المقدس گزارش می‌کند. در برخی از این روایات به خونین شدن آب چاه‌ها و نهرها اشاره شده و بعضی دیگر خبر از خونین شدن خاکی می‌دهد که پیامبر به ام سلمه امانت داده بود. در روایت دیگری هم ریزش خون از دیوارهای دارالاماره کوفه به هنگام ورود سر مطهر امام حسین(ع) گزارش شده و سرانجام در روایتی دیگر به ریزش خون از درخت ام معبد اشاره شده است.

گریه عناصر طبیعی

در روایات متعددی آمده است که پس از شهادت امام حسین(ع) زمین و آسمان و دیگر عناصر طبیعت بر کشته شدن او گریستند. فراوانی این روایات به گونه‌ای است که جایی برای تردید در اصل این رخداد باقی نمی‌گذارد. پس مهم توجه به مفهوم و معنای این گونه روایات است. این روایات را به جز اهل بیت و اصحاب آنان، اهل سنت هم نقل کرده‌اند.

در روایات رسیده از اهل بیت، معمولا به آیه 29 سوره دخان اشاره شده است که مربوط به هلاکت فرعون و قوم اوست: پس نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین و آنان از مهلت یافتگان نبودند. در ادامه این دسته روایات آمده است که در طول تاریخ، آسمان و زمین تنها بر دو تن گریسته‌اند: یحیی بن ذکریا و حسین بن علی(ع).

امام صادق(ع) نیز در روایت مفصلی خطاب به زراره فرموده است: ای زراره آسمان چهل روز با خون بر حسین(ع) گریست و زمین چهل روز با سیاهی گریست و خورشید چهل روز با کسوف و سرخی گریست و همانا کوه‌ها پاره پاره شده و از هم فروپاشیدند و دریاها متلاطم شد و فرشتگان چهل روز بر حسین(ع) گریستند.

گریه آسمان‌ها و زمین‌های هفت گانه بر شهادت امام حسین(ع) در روایت معروف ابن شبیب از امام رضا(ع) نیز به چشم می‌خورد.

در منابع اهل سنت هم روایات بسیاری درباره گریه عناصر طبیعت بر شهادت امام با مضامینی مشابه آنچه گذشت به چشم می‌خورد برای نمونه سیوطی دراین باره نقل می‌کند: آنگاه که حسین(ع) به قتل رسید نور خورشیدی تا هفت روز بر روی دیوارها همچون ملحفه‌های رنگین بود و ستارگان به یکدیگر برخورد می‌کردند. قتل حسین(ع) در روز عاشورا رخ داد و در این روز خورشید کسوف کرد...»

گریه پیامبران و فرشتگان

اگر بر شهادت سیدالشهدا(ع) اجزای مختلف عالم هستی گریسته‌اند دیگر گریه انبیای الهی، فرشتگان و جنیان با ایمان بر این مصیبت بزرگ چندان شگفت نیست. این را می‌توان در روایات بررسی کرد.

ابن قولویه روایت مسندی را از ابوبصیر بدین مضمون نقل کرده است:

نزد امام صادق بودم با آن جناب سخن می‌گفتم که فرزند ایشان وارد شد.آن حضرت او را بوسید و به خود چسباند و فرمود: خداوند کوچک بدارد آنکه شما را کوچک کند و انتقام کشد آنکه شما را تنها گذارد و خوار کند و لعنت کند آنکه شما را به قتل رساند و خداوند ولی و حافظ و یاری کننده شما باشد. همانا گریه زنان و انبیا و صدیقان و شهدا و فرشتگان آسمان برای شما بسیار بوده است.

پس حضرت گریست و فرمود: ای ابابصیر هرگاه به اولاد حسین می نگرم به علت آنچه بر پدرشان حسین و بر ایشان گذشته نمی‌توانم از گریه خودداری کنم...

در روایت ابوحمزه ثمالی از امام باقر(ع) نیز می‌خوانیم که پس از شهادت ابی عبدالله(ع) فرشتگان با گریه و ناله و ضجه از خداوند خواستار انتقام خون آن حضرت شدند و خداوند نیز در پاسخ فرشتگان از قیام قائم آل محمد برای انتقام خون حسین(ع) خبر داد.

گریه جنیان مؤمن

براساس روایات متعدد جنیان مومن نیز در کنار دیگر موجودات در عزای امام حسین(ع) گریستند در روایت ابوبصیر از امام باقر خواندیم که انس و جن و پرندگان و وحوش چنان بر حسین(ع) گریستند که اشکشان سرازیر شد.

برخی روایت دیگر از قول کسانی است که نوحه سرایی و گریه و عزای جنیان را به گوش خود شنیده‌اند مانند ام سلمه همسر گرامی رسول خدا(ص) که روزی به خادمش گفت:

گویا فرزندم حسین کشته شده است زیرا از زمان رحلت رسول خدا به این سو دیگر صدای گریه و نوحه جنیان را نشنیده بودم جز دیشب که شنیدم می‌گفتند: ای دیده من با جدیت گریه کن و پس از من چه کسی بر شهدا خواهد گریست؟ بر گروهی که مرگ آنان را در زمان حکومت زورگویی از نسل بردگان حرکت می‌دهد.

گریه حیوانات

به جز روایت حارث اعور از امیرالمومنین(ع)، روایت دیگری نیز درباره عزای همیشگی و پایان ناپذیر بعضی حیوانات برای آن حضرت در دست است. برای نمونه می‌توان به روایت سکونی از امام صادق(ع) اشاره کرد. حضرت درباره گونه‌ای کبوتر به نام راعبی فرمود: کبوتران راعبی را در خانه هایتان نگاه دارید چرا که این کبوتران قاتلان حسین را لعن می‌کنند. لعنت خدا بر قاتل حسین باد.

دگرگونی اشیای به غارت رفته از کاروان حسینی

در بخش دیگری آمده که اشیای به غارت رفته از کاروان امام حسین(ع) به گونه‌ای دگرگون شدند که فایده‌شان را به کلی از دست دادند تا سپاهیان عمر سعد بار دیگر پی به عمق جنابتشان ببرند. این گونه روایات هر چند در منابع شیعی کم و بیش به چشم می‌خورند بیشتر در منابع سنی همچون تاریخ دمشق یافت می‌شوند.

در بعضی از این روایت آمده که اشیای غارت شده از کاروان حسینی هنگام استفاده آتش زبانه می‌کشید.

نقل شده که وقتی شتر به غارت رفته از اردوگاه حسینی را انحراف طبخ و آماده خوردن کردند گوشت آنرا چون علقم تلخ یافتند به گونه‌ای که نتوانستند حتی ذره‌ای از آن را بخورند. موارد دیگر در دگرگونی درهم و دینار و طلا به سنگ و مس، تبدیل ورس و زعفران غارتی به خاک و خون است.

عقوبت‌های عجیب دنیوی برای جنایتکاران کربلا

در منابع دراین باره زیاد اشاره شده فراوانی این روایات و انطباق مضامین آنها با سنن الهی از سوی دیگر وقوع این گونه رخدادها را پذیرفتنی می‌کند.

ابتلا به بیماری‌های عجیب و نقص عضو و تغییر چهره ، آتش دنیوی و رویاهای آشفته، تسلط حیوانات بر آنها، مرگ زودرس و ناکامی در دنیا از جمله عقوبت‌های بانیان واقعه کربلا بود.

منبع: جلد دوم تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهدا . گروهی از مولفان

 

رمضان

رمضان ماه مهمان خدا مبارک باد