خبرگزاری فارس: عرفان عملی شامل اجرای یک برنامه دقیق و پر مشقت جهت گذشتن از مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوالی در راه دست یافتن به آگاهی عرفانی است، از این جنبه این عرفان می‌خواهد وظایف انسان را با خودش، جهان و خدا بیان کند.

خبرگزاری فارس: شیوه عملیاتی مرحوم آیت‌الله قاضی برای عرفان عملی

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، امروز در جامعه انواع و اقسام عرفان‌های کاذب و انحرافی حضور دارد، اما اینکه چرا بسیاری از جوانان و بانوان به این عرفان‌ها گرایش پیدا می‌کنند، دلایلی را می‌توان بر شمرد. آن چیزی که در وهله اول نمایان می‌شود، میل و علاقه زیاد جوانان برای به دست آوردن حقیقت و آرامش و در نهایت توانایی انجام کارهای خارق‌العاده است.

حال سؤال این است که آیا به راستی عرفان ناب حقیقی وجود ندارد، اصولاً هدف از عرفان چیست و عرفان چه ماحصلی برای انسان دارد؟

در قدم اول احساس می‌شود که عدم وجود بسترهای لازم عرفان عملی اسلام از سوی مراکز ذی‌ربط  و علما برای تمام اقشار جامعه با ظرفیت‌های وجودی متفاوت، صورت نگرفته است،‌ هر چند که جلسات عرفان عملی در برخی مراکز خاص حوزوی و کلاس‌های هفتگی اساتید اخلاق برای عده‌ای قلیلی از افراد جامعه برگزار می‌شود، به راستی می‌تواند با توجه به شبیخون فرهنگی جوابگوی نیاز فعلی جامعه باشد!

شاید در ابتدا برخی علمای معزز از اینکه عرفان اسلامی کوچه بازاری شود، ناخرسند شوند، اما به نظر می‌رسد که با گسترش و بسط فرهنگ عرفان عملی در اجتماع می‌توان به جامعه رنگ و بوی الهی بیشتری بخشید، همچنین توجه به مبانی ابتدایی دین اسلام، با تکیه بر انجام فرائض روزانه، حسن اخلاق و معاشرت، احسان و نیکی به والدین، پرهیز از رذائل اخلاقی و در یک کلمه، خدا را در هر آن حاضر دیدن، افراد را به چنان آرامش حقیقی رهنمون می‌سازد که دیگر نیازی به حضور در کلاس‌های شبه عرفان‌های کاذب نخواهد بود.

به همین منظور در ادامه ابتدا تعریفی از عرفان اسلامی ارائه می‌شود و سپس به دو شیوه علمیاتی عرفان عملی از سوی آیات‌ قاضی طباطبایی و مصباح یزدی اشاره می‌شود.

عرفان اسلامی دارای دو جنبه است:

1. جنبه اجتماعی (تصوف): در این جنبه عرفا به عنوان یک فرقه اجتماعی با مختصات مخصوص به خود مورد بررسی قرار می‌گیرند. (1)

2. جنبه علمی و فرهنگی: و این خود بر دو قسم است :

الف- عملی، از این جنبه عرفان می‌خواهد انسان را تغییر دهد و خلاصه روابط و وظایف انسان را با خودش و جهان و خدا بیان کند.

ب- نظری، از این جنبه عرفان می‌خواهد هستی را تفسیر کند؛ یعنی تفسیر خدا و جهان و انسان.(2)

صاحب کتاب عرفان نظری اساسی‌ترین مسائل عرفان اسلامی (عناصر اصول اساسی عرفان) را این چنین بر می‌شمرد: وحدت، شهود، فنا، ریاضت و عشق، وی درباره فرق بین عرفان عملی و نظری می‌گوید: عرفان عملی عبارت است از: اجرای یک برنامه دقیق و پر مشقت جهت گذشتن از مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوالی در راه دست یافتن به آگاهی عرفانی و نیل به توحید و فنا که از آن به طریقت تعبیر می‌شود و عرفان نظری مجموعه تعبیرات عرفا از آگاهی‌ها و دریافت‌های شهودی خویش درباره حقیقت جهان و انسان است.(3)

*نظر آیت‌الله جوادی آملی درباره عرفان عملی

آیت‌الله جوادی می‌گوید: مراد از عرفان عملی آن دسته از تعلیمات و آموزش‌هایی است که مشتمل بر شیوه سلوک و آئین رفتار است و لذا مغایر با آن عرفان عملی است که متن سلوک و رفتار را تشکیل می‌دهد و مقید به الفاظ و قضایا و مسائل و نظایر آنها نیست. (4)

وی می‌گوید در عرفان از مسئله و قضیه اثر و خبری نیست و سخن از مرحله است؛ یعنی عارف می‌کوشد تا با طی مراحل به عین‌الیقین برسد و عین الیقین غیر از آگاهی به واسطه مفهوم است، بلکه مشاهده متن واقع است.

سیر و سلوک دو مرحله دارد: طبیعی و ارادی

سیر طبیعی؛ همان حرکت و شدن‌های طبیعی، غریزی و فطری است که غیر انسان نیز در آن شریکند، هر موجودی سیر وجودی خاص خود را دارد که به ناچار باید آن‌ را سپری کند .

سیر ارادی؛ از مختصات انسان است، در این مرحله آدمی حقایق دریافتی را در عمق وجود خود جایگزین می‌کند، سیر از مرحله جمادی تا مرحله انسانی که طبیعی و جبری است، اما سیر از مراحل پایین آدمیت و رسیدن به مراحل بالاتر که مرحله فناء فی الله و بقاء بالله است سیر و سلوک ارادی آفاقی و انفسی است.

مراتب سیر و سلوک ارادی شامل آگاهی، اخلاص و کمال است که وجود تفکر،‌ تلاش و تزکیه شرط بقا در این سلوک است.

در سیر و سلوک دین اسلام، حرکت باید بر اساس تعالیم قرآن که به عنوان آیین‌نامه کلی سیر و سلوک مطرح است، خط مشی پیامبر اکرم(ص) به عنوان اسوه و اهل‌بیت(ع) باشد.

*راه و روش علامه طباطبایی(ره) در عرفان

نکته قابل توجه این است که علامه طباطبایی(ره) در عرفان عملی به این باور رسیده بود که «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَم ‏» راه این است و جز این نیست و دقیقاً به این جهت، رفتار او، گفتار او، سکوت او، قلم او و مطلقا آثار وجودی او، حکایت کننده وارستگی و عظمت ذخایر علمی و عملی او بود.

*شیوه عملیاتی مرحوم آیت‌الله قاضی طباطبایی برای عرفان عملی

در کتاب «اسوه عارفان» از زبان آیت‌الله سید میرزا علی آقا قاضی طباطبایی(ره) درباره یکی از شیوه‌های عملیاتی برای کسب عرفان اسلامی این چنین می‌نویسد:

1- بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد، مواظبت بر نمازهای پنج‌گانه و سایر فرائض در بهترین وقت‌ها

2-  خضوع و خشوع خود را روز به روز بیشتر کند.

3-  تسبیح حضرت صدیقه طاهره(س) بعد از هر نماز

4- خواندن آیة‌الکرسی

5- سجده شکر و خواندن سوره «یس» بعد از نماز صبح

6-  خواندن سوره واقعه در شب‌ و مواظبت بر نوافل عشا

7-  قرائت مسبحّات(سوره‌هایی که با  لفظ «سبّح» شروع می‌شود) در هر شب قبل ازخواب

8-  خواندن سوره «ناس» و «فلق» در شفع و وتر(سه رکعت پایانی نماز شب) و استغفار هفتاد مرتبه در آن و همچنین بعد از صلوات عصر

9- این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صبح و عشا ده مرتبه بخواند: «لااله الاالله وحده لاشریک له، له الحمد وله الملک وهو علی کل شیء قدیر، اعوذ بالله من همزات الشیاطین واعوذ بک ربی ان یحضرون، ان الله هوالسمیع العلیم».

* آیت‌الله مصباح یزدی بهترین راه برای عرفان عملی را چه می‌داند؟!

آیت‌الله مصباح یزدی در کتاب «در جستجوی عرفان اسلامی» با تأکید بر اینکه  راه در عرفان عملی تنها یک کلمه و یک قدم است و آن «بندگی کردن» است، این چنین راه را ترسیم می‌کند:

برای رهایی از «خودپرستی» و واصل شدن به معبود و معشوق حقیقی، راه کلی این است که انسان «عبد» شود و همه استقلال‌ها را نفی کند و همه چیز خود و دیگر موجودات را از خدا ببیند، برای تحقق چنین امری اولین کاری که انسان می‌بایست انجام دهد، این است که اراده خود را به طور کامل تابع اراده خدای متعال کند.

این مرحله، مرحله‌ای بسیار طولانی و دارای مشقت‌های فراوان است، پس از عبور از این منزل، مرحله بعد این است که صفات و کمالات و ملکات خویش را از خود نفی کند و آن‌ها را به خدا نسبت دهد، یعنی در حقیقت معنا آن را بیابد و شهود کند که یگانه دارنده مستقل صفات و کلمات خدای متعال است، مرحله سوم اینکه هستی خود و همه موجودات را از خدا ببیند.

به نظر می‌رسد که برای عملیاتی کردن عرفان عملی در جامعه اسلامی حضور فعال تعدادی از علمای اخلاق و عرفان را می‌طلبد تا با استفاده از رسانه‌های تصویری به ترویج عرفان حقیقی منطبق با ابعاد وجودی مخاطبان بپردازند.

پی‌نوشت‌ها:

1- از این جهت به این فرقه صوفیه می‌گویند، در کتاب «مبانی عرفان و تصوف» قاسم انصاری درس اول وجوهی برای تسمیه این فرقه به صوفیه بیان شده است.

2- شهید مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، بخش عرفان، صفحه 70-75

3- یحیی یثربی، عرفان نظری، صفحه 38-53

4- آیت‌الله جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، صفحات 598-601

نویسنده: آزاده لرستانی