شهید مدرس(اعلی اللّه مقامه الشّریف)‌ را به عنوان یک عالم سیاسی می شناسند، در حالی که ایشان یکی از اولیای خدا بودند، نقل شده  در کاشمر که این سیّد عظیم‌الشأن را تبعید کرده بودند، یک روزی مطرب‌های مست را آوردند که آقا را اذیّت کنند. جلوی آقا رقصیدند، آقا سر را سمت راست برگرداند، آمدند سمت راست، آقا سر را سمت چپ برگرداند، آمدند سمت چپ آقا. مست بودند و رقاصی می‌کردند. آقا سر را پایین انداخت، یکی آمد نشست و همان حالت نشسته رقصید. آقا هرچه کرد دید او رها نمی‌کند، فرمود: برقص تا برقصی. دیگر او نمی‌توانست نرقصد. آن‌ها خسته شده بودند، هرچه به این می‌گفتند بس است، دیدند نمی‌تواند، دست خودش نیست. نمی‌شد سوار ماشینش بکنند. از این بنزهای قدیمی داشتند. او را سوار آن خاورهای قدیم کردند، بردند. تا سر جاده نشده، همان حال می‌رقصید و مرد.


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910722000220